۷۷/۰۴/۲۲
ملک لامکان
استاد:
به حمد خداوند تبارک و تعالی، امورات جاریه پیش میرود و ما بسیار خوشحال هستیم و برای این که خوب بدانید، همه اعضای ارتباطی با شما و همه دوستان خوشحال میباشند، برای این که حرکتی بسیار عظیم آغاز گردیده که بند شیطان که سدی بود بر سر راه، قطع شده و امروز بایستی بساط خود را در جای دیگری که مأوای در بند شدگان میباشند، پهن کنند.
ما برای این موضوع که در این مقطع پیش آمده، به جهت انجام و توام با مسایلی که شاید خود پیش بینی نموده بودید؛ این است که توان مبارزه، بار دیگر به طور واقعی در شما به معرض آزمایش خودتان قرار گرفته و این امری است که باید انجام بشود و میشود؛ از نظرات دیگر هم در انجام امر که از شروط محسوب میشود، باز هم به جهت انجام وظیفهی صرف، برای شما نمیباشد؛ بلکه درب بزرگی باز میشود که بتوانند آنان که نیاز به؛انجام وظیفه شما و خانواده شما دارند، پس از آن در مورد خویش به اجرا گذارند.
انشاء الله که همه این نوشتارها و خطوط در آینده جای خود را بیابند و برای انسان ها راهنما بشوند.
در خصوص کتاب ، برای ما بسیار حائز اهمیت است که در زمین و در حیاتهای دیگر، خواستهها با هم اتفاق نظر یافته و محصولی پدید آمده که در هر دو جهان، مهّم و قابل بهره برداری است.
در این کتاب هم میشود این جملات را برای آنان که نمیتوانند، خوب با اندیشه راستین به حیات غیر خود ادامه بدهند، آموزش داده، خواه آلوده باشند یا نباشند؛ زیرا برای هر انسانی وظایفی تعیین گردیده، که آن وظایف در ارتقاء خود انسان، قدر منزلتی قائل شده و بسیار مهم است که در انجام وظایف کوتاهی نکنند.
من آب میآورم، تو آن قدر از این آب بنوش که سیر آب شوی، امّا نه زیر آب؛
من بلندم به بلندای قلهها که نتوان تسخیر نمود، امّا تو بر بام من، مسلح بیا تا عظمت را ببینی؛
من می رویانم، آن قدر که زمین و آسمان را شب و ظلمت فرا گیرد، امّا تو از میان سبزهها، نور را بیاب و بر بال آن بنشین و به سوی من پرواز کن تا آن چه به باورت نمیگنجد ببینی.
تو میتوانی، همه آن چه هست با نیروی عقل خویش تبدیل به بهترین کنی و به سوی نقطهای بیایی که از آن جا آغاز نمودهای.
این جملات را دین دستور برای کتاب گفتهاند.

تهیه:مسافر حسین لژیون پنجم
- تعداد بازدید از این مطلب :
223