جلسه هفتم از دوره دهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی یوسُف به استادی ایجنت اینستاگرام همسفر شانی، نگهبانی همسفر اکرم و دبیری همسفر بهنوش با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» روز سهشنبه 17 شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
بسیار خوشحالم که امروز در جمع شما عزیزان حضور دارم. در مسیر که میآمدیم، صحبت از این بود که در هفته بنیان هستیم یا دستور جلسه چیز دیگری و همسفر شبنم گفتند «از فرمانبرداری تا فرماندهی» است. کمی تعجب کردم و گفتم سالهاست این دستور جلسه نصیب من میشود و استاد جلسه میشوم؛ هر چند مدتی بود که کمتر توفیق حضور داشتم. جالب بود که باز هم این دستور جلسه به نام من رقم خورد. پیرامون این موضوع چند نکته به نظرم رسید که در زندگی شخصی به خود من کمک شایانی کرده است.
ما ۳ فرزند آقای مهندس از نظر خلقی در سه طیف کاملاً متفاوت قرار داریم؛ یکی شمال، یکی جنوب و دیگری شرق و غرب. هرکدام حسها، دیدگاهها و به تعبیری تاریکیهای درونی خاص خود را داشتیم که باید شخصاً آنها را تجربه میکردیم و از آنها عبور میکردیم. گاهی ممکن بود زبان یکدیگر را متوجه نشویم و سالها زمان برد تا به درک و فهم مشترک برسیم. آن عاملی که باعث حفظ پیوند خانوادگی و پیوند خواهری و برادری میان من، آنی و استاد امین شد در کنار تعهدی که نسبت به پیمانمان داشتیم همان پیوند محبت و احساسی بود که شاید تا مرز گسستن پیش میرفت، اما هرگز پاره نمیشد. زمانی که فردی راهی را طی کند و به الگو تبدیل شود دیگران نیز میتوانند آن مسیر را ادامه دهند.
درباره مقوله فرمانبرداری باید بگویم یکی از چالشهای بنیادین من در زندگی، پذیرش سخن و حرفشنوی بود؛ یعنی پذیرفتن یک امر و به اجرا درآوردن آن. واژه فرمانبرداری بسیار سنگین، عمیق و دارای بستری بسیار گسترده است. هنگامی که به فردی گفته میشود ابتدا باید فرمانبرداری را بیاموزی، نخستین برداشتی که در ذهن عموم شکل میگیرد و برای خود من نیز در گذشته چنین بود این است که گویی باید تمام اختیار خود را واگذار کنم، اطاعت محض داشته باشم و بدون چون و چرا، چشم و گوش بسته بگویم چشم؛ طبیعتاً در این حالت انسان مقاومت میکند و فرمانبرداری را رد میکند.
در کنگره۶۰ آموزشها، سیدیها و مباحث برای همه سنین و طیفها ارائه میشود. باید توجه داشت که مخاطب این آموزشها از یک نوجوان ۱۲ ساله تا فردی است که شاید اصلاً با ساختار کنگره آشنایی ندارد و تنها از طریق اطرافیان مطلبی به گوش او میرسد. در این مورد، هم در سیدیها و هم در سخنان آقای مهندس و آقای امین مباحث جامعی مطرح شده است. نکتهای که به نظرم میرسد این است که آموزشهای کنگره بنیاد و ریشه انسان را هدف قرار میدهد و جنسیت محور نیست. جوهره و نفس همه ما انسان است؛ گروهی در قالب زن و گروهی در قالب مرد متجلی شدهایم؛ اما ساختار انسان در چهارچوب قوانین و سنتهای الهی یکسان است. اضدادی چون تنفر، خشم، عشق، محبت، بخشش و رنج در درون هر دو جنس وجود دارد؛ اما نحوه بروز و بهرهگیری از این نیروها و زاویه نگرش برای خروجی دادن به آنها متفاوت است.
همانطور که ساختار فیزیولوژیک زن و مرد تفاوت دارد، نقشها و ظرافتهای رفتاری نیز متمایز است. البته استثنائاتی نیز دیده میشود؛ اما اگر جوهره کلی را در نظر بگیریم ویژگیهای جنس مذکر و مؤنث تفاوتهای بنیادین دارند. فرمانبرداری هرگز به معنای بردگی، استثمار یا اسارت نیست. دیدگاهی که من از طریق آموزشهای پدر و اساتید آموختم و توانستم آن را هضم و در عمل تمرین کنم این است که قدرت و ماهیت وجودی زن بر پایه انعطافپذیری، گذشت و بخشش بنا شده است. بخشش با گذشت متفاوت است؛ بخشیدن یعنی اهدای آگاهانه چیزی به دیگری، اما گذشت یعنی چشمپوشی و رها کردن موضوعی که از انسان دریغ یا سلب شده است. این دو عملکرد نتایج متفاوتی در روان انسان بر جای میگذارند.
اگر یک همسفر بخواهد فرمانبرداری را تمرین کند باید بداند که قوانین کنگره۶۰ برای اجرای خشک، قاطع، منقطع و بیرحمانه تدوین نشدهاند. نیروی وجودی زن سیالتر، منعطفتر و نافذتر است؛ قدرت نفوذ عاطفی زن در اجتماع، خانواده و قلبها بسیار بالاست؛ همانند مه، ابر یا رایحهای که به نرمی منتشر میشود. این ویژگی نشانه برتری نیست، بلکه بیانگر مسئولیت بیشتر و لزوم تزکیه و کارکرد درونی دقیقتر است. فرمانبرداری بستری فراهم میکند تا با تکیه بر قوانینی که ریشه در حفظ محبت دارند این نیرو را بارور کنیم.
کنگره در آغاز راه این حجم از قوانین، عناوین و ساختارها را نداشت؛ آقای مهندس بودند، خانم آنی و اندک یارانی که به مرور ملحق شدند؛ ساختار دیدهبانی یا حتی واژه همسفر به شکل امروزی وجود نداشت، بلکه عشقی خالص برای رهایی انسانها حاکم بود. با گسترش بستر، افزایش اعضاء و پیچیدهتر شدن روابط قوانین برای صیانت از همان بذر محبت اولیه شکل گرفتند. از آنجا که هر انسانی دارای خواستهها، آسیبها و تمایلات به برتریطلبی است، ساختارها و قوانین به وجود آمدند تا از آسیب رسیدن به بنیان محبت جلوگیری شود و امنیت روانی و اجتماعی افراد بهویژه مادران، همسران و خواهرانی که با رنج وارد این فضا میشدند تضمین گردد. محدودیتهایی چون ممنوعیت روابط کاری و مالی در خارج از کنگره یا تفکیک بخشها، تدابیری برای حفظ سلامت، حریم و آرامش این محیط بودهاند.
فرمانبرداری فرصتی مغتنم برای مسافران و همسفران از تازهواردین تا سفر دومیها و خدمتگزاران است؛ فرصتی برای آنکه با هر گام به محبت و گذشت قلبی خود بصیرت و عمق بیشتری ببخشند و به آرامش درونی برسند. اگر همسفری از اجرای قوانین احساس خفگی یا فشار نامعقول کند نشاندهنده آن است که مفهوم قانون را به درستی درک نکرده است. همچنین اگر مرزبان، نگهبان یا راهنمایی با هدف اعمال زور، تحقیر یا اصطلاحاً نشاندن دیگری سر جای خود بخواهد قانونی را اعمال کند در مسیر اشتباه قرار گرفته است. قوانین تدوین شدهاند تا بستر امنی ایجاد کنند؛ اما پیشنیاز اجرای هر قانونی بزرگواری، بخشش و محبت است.
حرکت از فرمانبرداری به سوی فرماندهی یعنی رسیدن به مرتبهای که انسان درمییابد انتهای فرمانبرداری راستین، بندگی خداوند و همراستایی با قوانین هستی است، نه بردگی؛ چرا که اگر انسان پذیرای بندگی حقیقت نباشد، ناگزیر به بردگی نیروهای مخرب و تاریکی تن خواهد داد. هنگامی که در کنگره فرمانبرداری را لمس میکنید و از آن در جهت پالایش روان خود بهره میگیرید؛ به عنوان مثال سیدی مینویسید، نظم در پوشش را رعایت میکنید، از غیبت و حواشی پرهیز میکنید و حدود روابط را نگه میدارید، در واقع در حال بازیافتن قوای درونی و هویت اصیل خویش هستید.
قوانین بهگونهای مدون شدهاند که اگر از دریچه لطافت، تدبیر و توانمندی به آنها بنگرید، هرگز احساس تضییع حق نخواهید کرد. انسان با رشد درونی به نقطهای میرسد که بدون نیاز به تحمیل خارجی، خود مرزهای حرمت و وقار را میشناسد و رعایت میکند. زمانیکه فرآیند فرمانبرداری به درستی طی شود، انسان به فرماندهی شهر وجودی خود میرسد؛ چنین فردی در جایگاههای مسئولیتی نظیر ایجنتی یا مرزبانی هرگز به فردی سلطهجو یا زورگو تبدیل نخواهد شد. جایگاههای خدمتی، میدانهایی برای تمرینِ مهار و هدایت صحیح قدرت هستند.
امیدوارم هفته بسیار پرباری پیش رو داشته باشید و به عشق و توانمندی جاری در قلبهایتان ایمان بیاورید. مسیر طیشده طولانی است و زمان و جوانی در گذرند؛ اما آن حقیقتی که جاودان و پایدار باقی خواهد ماند، جریان محبت است؛ چرا که عاشقان همواره زنده و جاویدان خواهند بود.
.jpeg)
مرزبانان کشیک: همسفر نرگس و مسافر مجید
عکاس: همسفر فرنوش رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون چهارم)
تایپ، ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر نرگس
همسفران نمایندگی یوسُف تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
64