سلام دوستان ابوالفضل هستم یک مسافر.
وقتی برای اولین بار با مفهوم فرمانبرداری آشنا شدم شاید در ذهنم فرمانبرداری به معنای فقط گوش کردن و انجام دادن دستور دیگران بود، اما در کنگره یاد گرفتم که فرمانبرداری، یک مرحلهی مهم برای رسیدن به فرماندهی است.
من تا زمانی که نتوانم از عقل و دانایی خودم به درستی استفاده کنم، نمیتوانم فرمانده خوبی برای زندگی خودم باشم.
ابتدا باید آموزش بگیرم، قوانین را فرا گرفته و در مسیر درست حرکت کنم. همانطور که یک مسافر در کنگره با فرمانبرداری از راهنما قدمبهقدم آموزش میبیند، در ادامه میتواند به جایی برسد که خودش بتواند بر افکار، احساسات و رفتارهایش فرماندهی کند.
به نظرم بزرگترین فرماندهی، فرماندهی بر نفس خودم میباشد! اینکه بتوانم در مقابل خواستههای نادرست ایستادگی کنم و اجازه ندهم احساسات و هیجانات، زندگیام را مدیریت کنند.
امروز میفهمم فرمانبرداری ضعف نیست؛ بلکه سکوی پرتابی برای رسیدن به قدرت واقعی است. اگر درست فرمانبرداری کنم و آموزشها را در زندگی اجرا نمایم، کمکم به فرماندهی میرسم، فرماندهی که با زور و اجبار نیست. بلکه با دانایی، تفکر و عمل سالم به دست میآید!.
امیدوارم بتوانم آنقدر آموزش بگیرم و حرکت کنم که روزی فرمانده خوبی برای زندگی خودم باشم و اختیار افکار، احساسات و اعمالم را در دست داشته باشم.
نویسنده: مسافر ابوالفضل از لژیون پنجم
ویرایش: مسافر حسین
ارسال: مسافر مصطفی
مرزبان خبری: مسافر مرتضی
نمایندگی عصارزاده
- تعداد بازدید از این مطلب :
8