قدرت؛ یعنی توان انجام دادن کاری یا توان انجام ندادن کاری میباشد. قدرت، زمانی معنی و مفهوم پیدا میکند که به شخص اختیار، مسئولیت و جایگاه داده شود. اگر فرد قدرت نداشته باشد، هیچ کاری نمیتواند انجام دهد، وجود قدرت ضروری است؛ برای مثال اگر راهنما قدرت نداشته باشد به رهجو نمیتواند آموزش بدهد. برای انجام کار قدرت لازم است؛ ولی باید مواظب باشیم که تبدیل به گره قدرت نشود. یک زمانی است که خود انسان از، پیشرفت دیگران دچار حسادت میشود؛ وقتی کنار آنها قرار میگیرد، احساس معذب بودن به آن دست میدهد، اگر انسانی مشگلی نداشته باشد تغییر فاز، خلقوخو نشاندهنده گره قدرت است قدرت؛ یعنی توانایی انجام کار؛ برای مثال باغبان، صاحب حیطه قدرت، در باغ خودش است، آن میتواند در قلمرو خود حکومت کند.
زمانی تعادل در قدرت به وجود میآید، احساس رضایت از انجام کار در شخص پیدا میشود. آن چیزی که مطرح میشود قدرت داشتن، برای انسان حیاتی و ضروری است. موجودیت، در هستی وجود دارد؛ مثل درختی که بذری تولیدی میکند، یک آفت و یک نیرویی وجود دارد، میتواند آن را از تعادل خارج کند، برای قدرت چنین چیزی وجود دارد، که ساختاری را به وجود میآوریم در واقع اگر بخواهیم این را حفظ و نگهداری کنیم و این قدرت سر جای خود باشد، از این برای ساختن، انجام عمل استفاده کنیم بتوانیم آن را توسعه بدهیم باید به سمت ارزشها حرکت کنیم. گره قدرت انرژی خود را از روی تایید میگیرد، از ویژگی نیروهای منفی استفاده میکنند، برای آن که یک ساختار شروع شده را تخریب کنند.
منبع: سیدی گره قدرت
نویسنده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهره(لژیون چهار)
رابط خبری: همسفر کبری رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون چهار)
ویرایش و ارسال: همسفر فریبا رهجوی راهنما همسفر ژیلا (لژیون اول) نگهبان سایت
نمایندگی همسفران صفادشت
- تعداد بازدید از این مطلب :
44