خدمت راهنمای محترم همسفر زهره هستیم، سلام و احترام عرض میکنیم خدمت ایشان و در ادامه، گفتوگوی صمیمانه و ارزشمندی را که با ایشان انجام شده است مطالعه فرمایید. راهنما در کنگره۶۰ جایگاهی ارزشمند و اثرگذار دارد و با تکیه بر تجربه، آموزش و محبت، مسیر رشد و رسیدن به حال خوش را برای رهجویان هموار میکند امیدوارم این گفتوگو برای شما نیز مفید و الهامبخش باشد.
راهنمای محترم همسفر زهره و مسافرشان راهنمای محترم مسافر سینا با آخرین آنتیایکس مصرفی تریاک وارد کنگره شدند به مدت ۱۲ ماه به روش DST و داروی درمان اپیوم به راهنمایی مسافر محسن و همسفر محیا سفر کردند. هماکنون با دستان پرتوان آقای مهندس ۶ سال ۱۱ ماه است که آزاد و رها هستند. رشته ورزشی همسفر زهره دارت و رشته ورزشی مسافرشان والیبال است.
لطفاً بفرمایید رهجویی که فرماندهی جسم خود را از دست داده است چگونه میتواند دوباره آن نیرو را بهدست آورد؟
در سیدی معلم، استاد امین میفرمایند: اولین شرط و نقطه آغاز ورود به تاریکی همان نافرمانی یا نقض فرمان است و باز اولین شرط برای آنکه از تاریکی خارج شویم فرمانبرداری است، انسانی که میخواهد از تاریکی خارج شود؛ باید از یک انسانی که خودش قبلاً در این مسیر تاریکی بوده و این تاریکی را تجربه کرده و از تاریکی خارج شده بتواند از او فرمانبرداری کند و انسانی که امروز فرمانده است طبیعتاً خودش قبلاً یک فرمانبردار خوب بوده تا توانسته این مسیر را درست طی کند و مجوز فرماندهی به او داده شده، پس برای هر چیزی که ما بخواهیم، یعنی مهمترینش این است که برای اینکه از آن تاریکی خارج شویم باید همیشه یک فرمانبردار خوب باشیم.
آقای دکتر امین در سیدی از فرمانبرداری تا فرماندهی فرمودند: برای اینکه فرمانده خوبی شویم؛ باید فرمانبرداری را خوب انجام دهیم، لطفاً در مورد این جمله نظرتان را بیان کنید؟
در هر جایگاهی که انسان بخواهد قرار بگیرد؛ باید اول یک شاگرد خوبی باشد تا بتواند یک استاد خوبی باشد و اینکه سختی کار هم همین است که بخواهیم اطاعت و آن فرمانبرداری را داشته باشیم، نفس اماره طبیعتاً نمیگذارد؛ وقتی یک رهجویی آن نفرت را نسبت به موضوعی داشته باشد، نفس اماره نمیگذارد که از آن تاریکی خارج شود؛ اما اگر من با تمام آن دیده منت بخواهم اطاعت کنم و فرمانبرداری کنم میتوانم از آن تاریکی خارج شوم، باز تفاوت بین چشم و عمل است، اینکه گاهی اوقات چشم گفتن خیلی آسان است؛ اما در عمل است که خیلی سخت است برای فرد، شاید من در ظاهر به کاری که راهنمایم از من بخواهد سریعاً چشم گفتن را میگویم؛ اما در عمل بخواهم انجام بدهم سختیاش در همان عمل است، یعنی کسی که بخواهد با تمام وجود آن فرمانبرداری را انجام بدهد؛ باید بتواند با تمام وجود آن خواسته را داشته باشد تا بتواند فرمانبرداری را به خوبی اجرا کند.

عدهای از همسفران، خدمت کردن در کنگره و اطاعت کردن از قوانین را سخت و دشوار میدانند؛ حتی این کارها و قوانین را جبر و اجبار میدانند و میگویند چرا مثلاً باید دائماً به کسانی که شال دارند احترام بگذاریم، لطفاً نظر خودتان را بفرمایید؟
در مورد قسمت اول سؤالتان، پشت هر کاری اگر آن عشق و ایمان باشد هیچ کاری برای من سخت نمیشود و چیزی که در کنگره درک و تجربه کردهام، اینکه همیشه خودم سعی کردم نسبت به هر خدمتی نسبت به هر جایگاهی آن عشق و ایمان باشد، زمانی که ایمان در انسان ضعیف باشد ترس بسیار در درونش است. نکته دوم در مورد احترام به جایگاهها، باید همیشه چیزی را که از رهجو میخواهیم برای رهجو بازش کنیم، اینکه چرا باید به جایگاهها احترام بگذاریم یا به افرادی که شال به گردن دارند، ما همیشه در کنگره میگوییم شخصیت افراد مهم نیست، مهم جایگاهها هستند در کنگره که باید حفظ بشوند، احترام که همیشه در هر جایگاهی بخواهیم نگاه بکنیم وجود دارد، احترام به پدر، احترام به مادر، احترام به مربی، احترام به هر جایی شاید یک سوپری هم میرویم باید احترام بگذاریم، یا هر جایی که میرویم آن احترام همیشه وجود دارد و اینکه احترام گذاشتن برای این است که ما بتوانیم سیستم را حفظ کنیم. آقای مهندس همیشه بارها در صحبتهایشان میگویند: اگر یک شالی را روی یک چوب میگذاریم و در کنارتان میآوریم آن احترام؛ باید باشد و به احترام آن شال بلند شوید و احترام بگذارید و اینکه در کنگره همین جایگاهها هستند که سیستم کنگره را حفظ کردهاند و چیزی که در کنگره مهمه احترام به جایگاهها است، این ما نیستیم که حالا بخواهیم نگاه کنیم به شخصیت شاید در جایگاه راهنمایی، در جایگاه ایجنت، در جایگاه مرزبانی افرادی آمدند و رفتند و شاید کسی یادشان نباشد این افراد که بودهاند و که هستند؛ اما آن جایگاه مهم است، یعنی جایگاهها همیشه باید در کنگره حفظ شوند و مورد احترام باشند.
شما به تازگی انگشتر زیبای دنوری را دریافت کردید، لطفاً حس و حال خودتان را در مورد این انگشتر زیبا بیان بفرمایید؟
حس بسیار خوبی است و امیدوارم که هر کس که این خواسته را دارد انشاءالله به آن خواسته دلش برسد. معنی دنوری، آقای مهندس میگویند: یعنی بخشندگی؛ وقتی که یک شخص پهلوان میشود و شال پهلوانی را میگیرد، پهلوانی این نیست که دیگر الان ۶۰۰ میلیون پرداخت کردم و شال پهلوانی را گرفتم و بیندازم گردنم و نشان بدهم که دیگر تمام شده، تازه ابتدای کار هستیم، یعنی یک پهلوان از افتادگیاش نشان از مردانگیاش است که آن پهلوانیاش را نشان میدهد؛ حتی شخصی هم که دنور میشود این نیست که حالا من انگشتر دنوری را انداختم بگویم که دیگر من دنوری را انجام دادهام و کارم تمام شده، نه تازه کار من شروع شده، اینکه ما بخشندگیمان همیشه باید در رفتارمان نشان دهیم، در گفتارمان نشان دهیم تا بتوانیم واقعاً آن صفت بخشندگی را در خودمان نشان دهیم.
کلام آخر:
از شما خانم نجمه عزیز و مرزبانان و ایجنت محترم بسیار تشکر میکنم بابت مصاحبهای که قبول زحمت کردید و اینکه در ابتدا از آقای مهندس از خانواده محترمشان بسیار تشکر میکنم که چنین بستری را فراهم کردهاند تا من زهره در این مکان به آرامش برسم و به حال خوب برسم و همچنین از راهنمایان عزیزم خانم مهدیه و خانم محیا سپاسگزارم که هر آنچه حال خوبی که امروز دارم مدیون زحمات و آموزشهای این عزیزان هستم و امیدوارم که همیشه قدردان آموزشهای کنگره و آقای مهندس باشم و بتوانم تا جایی که خداوند و آقای مهندس اجازه میدهند فرد مفیدی در کنگره باشم و بتونم در کنگره خدمت کنم.
مسئول مصاحبه: همسفر نجمه رهجوی راهنما همسفر سیما (لژیون چهارم)
رابط خبری: همسفر غزل رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر ثریا رهجوی راهنما همسفر محیا (لژیون سوم)
ارسال و ویرایش: همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کریمان کرمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
113