چهاردهمین جلسه از دوره سی و هفتم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی میرداماد اصفهان با استادی مسافر رضا،نگهبانی مسافر رسول و دبیری مسافر شهرام با دستور جلسه "از فرمان برداری تا فرماندهی" در روز سه شنبه هفدهم شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد .
.jpeg)

خلاصه سخنان استاد
سلام دوستان رضا هستم، یک مسافر
ابتدا از خدای خودم تشکر میکنم که در این جایگاه قرار گرفتم و در کنگره هستم. پس از آن، از ایجنت و مرزبان سپاسگزارم که اجازهی خدمت به بنده دادند. همچنین از آقای مهندس و خانوادهی محترمشان بابت فراهمآوردن این بستر بسیار زیبا تشکر میکنم. سپاس فراوان از راهنمای خوبم آقا هادی، که به بنده اعتماد کردند و من را در این جایگاه قرار دادند تا خدمت کنم.
دستور جلسهی امروز «از فرمانبرداری تا فرماندهی» است. وقتی به دستورجلسات کنگره نگاه میکنیم، میبینیم آقای مهندس چقدر زیبا آنها را پشت سر هم قرار دادهاند. دستورجلسهی قبل از این، «دانایی و دانایی مؤثر» بود. اگر دانایی داشته باشم، میتوانم به گذشتهی خودم فکر کنم و ببینم که مواد مخدر مرا تحتالشعاع خودش قرار داده بود و من تحت تأثیر نیروهای شیطانی و اهریمنی قرار گرفته بودم و فرمانبردار خوبی برای نیروهای شیطانی بودم؛ هرچه میگفتند، اطاعت میکردم و ارادهای نداشتم.
وقتی به کنگره نگاه میکنیم، میبینیم نگاه و مسیر کنگره فراتر از مصرف مواد مخدر است؛ چون جسم و روان من از تعادل خارج شده بود؛هیچ تعادلی نداشتم و از خود بیخود بودم. وقتی میخواستم فرمانبردار خوبی باشم، باید مراحلی را طی میکردم؛ بهعنوان مثال، باید از یک فرمانده اطاعت میکردم. در کنگره، فرماندهان همان راهنماها هستند؛ کسانی که خودشان مسیر فرمانبرداری را طی کردند تا به فرماندهی برسند.
در هنگام سفر اول، زمانی که رهجو در حال سفر است، نیروهای شیطانی با ضد ارزشها و روشهای خود، مشکلاتی را در مسیر او قرار میدهند؛ رهجو باید فرمانبرداری کند تا بتواند سفرش را ادامه دهد. اما چگونه باید فرمانبرداری کند؟ وقتی راهنما میگوید: «سرِ وقت دارو مصرف کن»، «در جلسه حضور داشته باش»، «سرِ وقت بخواب»، «صبح زود بیدار شو»، «وعدهی دارو را سرِ وقت رعایت کن» و «سیدی بنویس»؛ اگر من فرمانبرداری کنم، بگویم «چشم» و آن دستورات را انجام دهم، به فرماندهی خواهم رسید؛ اما اگر آنها را انجام ندهم، دچار «خودفرمانی» میشوم.
زمانی که راهنما از من میخواهد یک ساعت و نیم در جلسه حضور داشته باشم، این حضور میتواند فرصتی باشد تا اگر مشکلی برایم پیش آمده است، با مشارکت یکی از دوستان، راهحل آن را بیابم یا مشکلم حل شود. من، در حالی که درمان را به پایان میرسانم و به سلامتِ جسم میرسم، فرماندهیِ جسم خود را بازپس میگیرم و فرماندهی بدنِ خود میشوم؛ پس برای رسیدن به فرماندهی، شرایطی وجود دارد که باید آنها را رعایت کنیم؛ و آن، طیکردن سلسلهمراتب و مراحلِ آموزش است. اگر من فرمانبردارِ خوبی باشم، میتوانم فرماندهی خوبی هم بشوم. در واقع، نوشتنِ سیدی، حضور در جلسه و گفتنِ «چشم» باعث میشود که من فرماندهی خوبی شوم و در کنار آن، فردی مسئولیتپذیر باشم تا بتوانم در بیرون از کنگره نیز در قبال خانواده و جامعه، مسئولیتپذیریِ درستی داشته باشم.
از شما متشکرم که به صحبتهای من گوش کردید.

نگارش: مسافر امید لژیون 16
ویرایش: مسافر محسن لژیون 17
صوتی: مسافر مسعود لژیون 5
عکس: مسافر مهدی لژیون 1
مرزبان خبری: مسافر داوود
تنظیم و ارسال: مسافر مهدی لژیون 17
تقدیم به شما خوبان
نمایندگی میرداماد اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
224