English Version
This Site Is Available In English

دانایی با سواد هیچ رابطه‌ای ندارد

دانایی با سواد هیچ رابطه‌ای ندارد

جلسه پنجم از دوره‌ی بیست‌ودوم از سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی قیدار، با استادی راهنمای محترم مسافر ناصر، با نگهبانی مسافر رضا و با دبیری مسافر محسن با دستور جلسه « دانایی، دانایی مؤثر و سواد »در روز پنجشنبه ۱۲ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد 

خداوند بزرگ را سپاس‌گزارم که به من توفیق داد تا در مسیر سبز کنگره قرار بگیرم و از سواد به دانایی و از دانایی به دانایی مؤثر برای رسیدن به آرامش برسم. دانایی به معنای یادگیری قوانین چگونه زیستن است.
دانایی ما با تصمیم‌های درستی که در زندگی می‌گیریم نشان داده می‌شود و یا اینکه در آزمایش‌های الهی چگونه مورد قبول قرار می‌گیریم.
در جزوه جهان‌بینی شرح کاملی از دانایی و دانایی موثر آمده؛ در این جزوه بیان می‌کند دانایی مثلثی است که اضلاع آن عبارت‌اند از: « تفکر ،تجربه ،آموزش»
زمانی دانایی ما به دانایی مؤثر تبدیل می‌شود که همه اضلاع آن برابر باشند یعنی به یک اندازه رشد کرده باشند‌ به طور مثال اگر تجربه زیاد و تفکر کم یا آموزش کافی نباشد، مثل این است که من بسیاری از کارهایم را بدون تفکر انجام دهم ولی تجربه زیادی هم دارم، در این صورت نتیجه‌ خوبی به دست نمی‌آید و فقط وقت و نیروی خود را از دست داده‌ام.
در مقابل مثلث دانایی، مثلث جهالت که اضلاع آن «،ترس ، ناامیدی و منیت» است. ترس تفکر را می‌خورد، منیت جلوی آموزش را می‌گیرد و نا‌امیدی اعتماد به نفس شخص را مورد هدف‌ قرار می‌دهد که این موضوع باعث می‌شود انسان تجربه کسب نکند. من بایستی سعی کنم با صور پنهان خودم آشنا شوم و دانایی‌ام را به دانایی مؤثر نزدیک و شروع به حرکت کنم، حرکت به سوی ارزش‌ها، زیبایی‌‌ها و شناخت دنیای درون وبیرون.
در کتاب ۶۰ درجه تعریف دانایی این چنین بیان می‌کند: دانایی به سواد نیست، به تمدن نیست، مانند انسان به لباس پوشیدن نیست، باید انسانی اندیشید. خیلی وقت‌ها یک انسان بی‌سواد از علم و دانایی بالایی برخوردار است و ما می‌توانیم از تجربه او استفاده کنیم ولی بعضی اوقات یک انسان با تحصیلات بالا وقتی حتی در مورد رشته و تحصیلاتش خودش هم سوالی بپرسیم نمی‌تواند به ما کمک کند و جواب درستی بدهد چون دانایی و علم خودش را فقط در حد حفظ کردن و مدرک داشتن بدست آورده است ولی شخص بی‌سواد دانایی خودش را عملی کرده و در مورد آن دانایی و علمی که دارد تجربه بدست آورده است. من متوجه شدم شخصی که فقط علمی را بدست آورد، می‌شود دانایی و شخصی که دانایی خودش را عملی کند و به اجرا در آورد می‌شود دانایی مؤثر.
وقتی دانایی انسان رشد کند می‌توان آدم‌ها، مکان‌ها و زمان‌ها را انتخاب کرد؛ چرا که تشخیص در من بوجود آمده و این زمانی است که مسئله شروع به درست شدن می‌شود، در کنگره نیز به همین صورت است که چه کارهایی برای من باعث می‌شود تا کارهایی را انجام بدهم یا ندهم و این ‌موارد برای ما به آرامی باز می‌شود.
رشد دانایی در هر انسانی یعنی رسیدن به تعادل‌، رسیدن به قدرت تشخیص‌ و تکامل عقل، یعنی قدرت حل مسئله‌. انسانی از نظر عقلانی رشد بالاتری دارد که بتواند مسائل پیچیده‌تری راحل کند و این تنها با دانایی اتفاق می‌افتد.

تایپ، درج و ارسال: مسافر مهدی، رهجوی لژیون نهم 

عکس: مسافر علی، مرزبان خبری 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .