English Version
This Site Is Available In English

پیام این دستور جلسه حرکت است

پیام این دستور جلسه حرکت است

جلسه سوم از دوره شصت‌و‌هفتم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی شادآباد به استادی راهنما همسفر فاطمه، نگهبانی همسفر اکرم و دبیری همسفر سعیده با دستور جلسه "از فرمانبرداری تا فرماندهی" روز سه‌شنبه ۱۷ شهریور‌ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خوشحالم که امروز در این جلسه فرصت خدمت دارم و امیدوارم در کنار همدیگر یک جلسه خوبی داشته باشیم و بتوانیم مسیر فرماندهی تا فرمانبرداری که اتفاقاً مسیر بسیار بسیار طولانی است، کمی بهتر با هم بشناسیم. من داشتم راجع به این فکر می‌کردم که این دستور جلسه پیامی که در مورد واژه‌هایش و در مورد درونی کردن آن دستور جلسه می‌تواند برای من داشته باشد، حرکت است. من فاطمه به این شکل نیستم که همیشه در یک جایگاه بتوانم فرمانبردار باقی بمانم.

اگر انسان همیشه بیاید، آموزش بگیرد و هیچ وقت تبدیل به فرمانده نشود، به فرموده همیشگی جناب دکتر امین که از اصطلاح «گدایان» استفاده کردند، همیشه تبدیل به یک جمع‌کننده است. فردی که آموزش می‌گیرد، یک جزئی از این آموزش‌ها را باید به فرد دیگری انتقال بدهد و این همان فرمانبرداری تا فرماندهی می‌شود؛ البته مسیر خیلی راحت نیست؛ برای عبور از فرمانبرداری و رسیدن به فرماندهی، پوست آدم کنده می‌شود.

انسان باید از خیلی چیزها عبور کند؛ باید آموزش‌پذیر باشد، خیلی جاها در برابر فرمانده خودش سر تسلیم به وجود بیاورد تا یک روزی شایسته و لایق آن فرمانبرداری بشود. شخصی که خودش فرمانبردار خوبی نبوده، هیچ وقت به نظر من نمی‌تواند تبدیل به یک فرمانده لایق بشود؛ مثلاً یک مادری که خودش سیگار می‌کشد، طبیعی است که هیچ وقت نمی‌تواند به بچه‌اش نیز بگوید که سیگار نکشد، چون خودش هنوز به آن فرمان عمل نکرده و نمی‌تواند در آن زمینه فرمانده باشد.

به عقیده‌ من، همیشه این طوری فکر می‌کنم که آدم‌ها از دو حالت خارج نیستند؛ ما با کسانی که چه بیرون از کنگره و چه در زندگی شخصیمان، کسی که کنگره‌ای یا کنگره‌ای نیست، هر چیزی و با هر کسی که برخورد می‌کنیم، آن شخص یا راهنمای ما یا رهجوی ما است؛ از این دو حالت به نظر من خارج نیست و این طرز تفکر تا حد خیلی خیلی زیادی توانست از آن التهاب قلبم که خشم، کینه و نفرتی که به اطرافیان داشتم، کم کند؛

چون که یک جا از خودت می‌پرسی که این شخص می‌خواهد به من آموزش بدهد یا من باید با عملکردم به این شخص یک چیزی آموزش بدهم؛ اگر همیشه به این شکل نگاه کنم، می‌بینم انسان برای جاری بودن نیازمند این است همیشه از روزی که متولد می‌شود تا روزی که قرار است نفسش تحویل داده بشود، باید مدام در فرمانده بودن و فرمانبرداری در حال چرخش باشد.

این‌که من در کنگره۶۰ راهنما هستم، یکی از مثال‌هایی که می‌شود برای این موضوع زد همین است که رهجو فرمانبردار و راهنما فرمانده است؛ آیا این به این معنی است که من راهنما، حالا در این لژیون فرمانده‌ام و قدرت فرماندهی در تمام زمینه‌ها را دارم؟ قطعاً به این شکل نیست؛ من نیز در یک موقعیت دیگر، همه ما باید دوباره فرمانبردار باشیم. مسیر آموزشی انسان هیچ وقت تمام نمی‌شود.

آقای امین فرمودند: کسی که فکر کند دانای مطلق و همه چیز را بلد است، اتفاقاً او نادان‌ترین آدم است. در وادی‌ها نیز داریم که انسان کم‌خرد، فکر می‌کند همه چیز را بلد است و نیازی به آموزش ندارد. حالا راجع به این مسائلی که فرمانبرداری و فرماندهی در یک مقطع، رهجو و راهنمایی است، همه ما خوب می‌دانیم و تجربه‌اش را داریم. من داشتم به این فکر می‌کردم که فرمانده‌ کل، قدرت مطلق است؛

همه‌ ما قبول داریم و اصلاً روز الست نیز همین پیمان را بستیم که ما فرمانده‌ کل را می‌پذیریم و باید فرمانبردار تو باشیم. انسان باید از چه چیزی فرمانبرداری کند؟ از فرامین الهی؛ همان فرامینی که خداوند برای ما در کتاب آسمانی آورده است؛ حقیقتاً داشتم به خودم می‌گفتم که چه‌قدر فرمانبردار بدی بودی؟ چه‌قدر فرمانبردار نبودی در خیلی جاها و در برابر فرمانده‌کل؟ آیا توانستی؟

یک پیامی که من را خیلی تکانم می‌دهد، هر جلسه که دعای کنگره۶۰ را می‌خوانیم (خداوندا! تاریکی‌ها را تجربه کرده‌ایم؛ ما را با روشنایی‌ها آشنا کن تا به فرمان عقل برسیم و به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته‌ایم.) همیشه من به این موضوع فکر می‌کنم و دوست دارم؛ به شما عزیزان نیز توصیه می‌کنم به این موضوع فکر کنید که ما از کجا انشعاب یافته‌ایم و برای رسیدن به جایی که انشعاب یافته‌ایم، باید چه‌قدر و چه حد فرمانبردار باشیم.

بیشتر از این صحبت نمی‌کنم؛ مراسم تجلیل راهنما همسفر معصومه است؛ دوست دارم که فرصت باشد و عزیزان بتوانند مشارکت کنند؛ من نیز با راهنما همسفر معصومه هم‌لژیونی بودیم؛ در حد یک خواهر لژیونی، می‌خواهم به ایشان تبریک بگویم؛ خیلی ممنونم از تمام خدماتی که در کنگره۶۰ انجام دادند؛ در لژیون همسفر منیره خیلی فرمانبردار خوبی بودند (چه راهنمایی داشتیم! همسفر منیره چه راهنمای خوبی بودند و هستند!) شما با فرمانبرداری از ایشان قطعاً به فرماندهی رسیدید که یک لژیون خیلی خوب دارید.

امیدوارم که از لژیون ۱۶ فرمانده‌های زیادی بیرون بیایند و انشعاب اضافه کنند؛ از اندوهی که همسفر معصومه در زندگی‌شان کشیدند با خبر هستم؛ ولی امروز می‌خواهم به عنوان یک هم‌لژیونی به ایشان بگویم: امروز که روز ترخیص شما است، همان طوری که ما به شما افتخار می‌کنیم، مطمئنم عزیز آسمانی شما امروز در کنارتان است و به شما افتخار می‌کند بابت این‌که ۴ سال به دردمندان کمک کردید.

مراسم تجلیل از راهنما همسفر معصومه

مرحله رهایی ۳۰ سی‌دی همسفران: مهر‌انگیز، فرشته و فرزانه رهجویان راهنما همسفر معصومه (لژیون شانزدهم) و همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر حوریه

مرزبانان کشیک: همسفر مهتاب و مسافر عبدالله
لژیون خدمتگزار: بیست
تایپیست: همسفر فاطیما رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون بیست‌و‌ششم)
عکاس: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون نوزدهم)
ویرایش و ثبت: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر الهام نگهبان سایت
همسفران نمایندگی شادآباد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .