English Version
This Site Is Available In English

شرط فرماندهی، فرمانبرداری بدون قضاوت

شرط فرماندهی، فرمانبرداری بدون قضاوت

جلسه هفتم از دور شصت و پنجم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی‌ پروین اعتصامی اراک به استادی ایجنت همسفر سمیرا، نگهبانی همسفر صغری و دبیری همسفر پریسا با دستور جلسه ( از فرمانبرداری تا فرماندهی) در روز دوشنبه ۱۶ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:

خیلی خوشحالم که امروز در جمع شما عزیزان هستم. از نگهبان هم تشکر می‌کنم که، اجازه دادند امروز در این جایگاه قرار بگیرم. قبل از این‌که صحبت‌هایم را شروع کنم از راهنمایان خودم تشکر می‌کنم که، همیشه جایشان در قلبم است. در این‌جا از خانم نسرین خوشدل عزیز، خانم اکبری و خانم اکرم صبوری خیلی تشکر می‌کنم؛ اگر من امروز این‌جا نشستم، حال خوبی که الان دارم و جایگاهی که دارم تجربه می‌کنم، به خاطر وجود این عزیزان است که در کنگره بودند و فرمانبردارهای خیلی خوبی برای کنگره بودند. از همین‌ جا دست این عزیزان را می‌بوسم. 

در مورد دستور جلسه از فرماندهی تا فرمانبرداری، این دستور جلسه دستور جلسه‌ای است که دقیقاً؛ بعد از دانایی، دانایی موثر و سواد می‌آید و جایش خیلی قشنگ است و خیلی دستور جلسه کلیدی است. در کنگره؛ اگر ما بتوانیم این دستور جلسه را روی خودمان پیاده کنیم و فرمانبردارهای خوبی باشیم، حالا چه در کنگره و چه بیرون از کنگره، حس و حال خوبی که، مدنظر همه ما است، آن آرامش و تعادلی که همه عزیزان می‌خواهند به آن می‌توانیم برسیم. 

 همه ما عزیزانی که این‌جا نشستیم، همه در ابتدا که پا به کنگره می‌گذاریم فکر می‌کنیم، به خاطر مسافرهایمان به کنگره آمدیم؛ ولی مدتی که می‌آییم به این نتیجه می‌رسیم، شاید یک گوشه‌ای از کار به مسافرها ربط دارد؛ ولی بیشتر موضوعات و حال بدی به ما برمی‌گردد که در کنگره ایم و باید ما هم آموزش بگیریم. به خاطر آن حال بدی است که ما قبل از کنگره تجربه کردیم؛ باید در کنگره بمانیم آموزش بگیریم و برای گرفتن آموزش هم، به نظر من اولین نکته این است که، بتوانیم فرمانبردارهای خیلی خوبی باشیم. 

حالا می‌خواهیم بگوییم که چطور می‌توانیم فرمانبردار خوبی باشیم؟ مسافران وقتی که به کنگره می‌آیند، به خاطر اعتیاد و مصرف مواد مخدر که درگیر آن شدند، تمام فرماندهی خودشان را از دست دادند و فرماندهی آن‌ها به کل به دست شیطان افتاده و نفس اماره واقعاً بر آن‌ها غلبه کرده است. هر چه که آن نفس اماره، امر می‌کند همان را انجام می‌دهند و کلاً فرماندهی‌شان دست شیطان است که همان نیروهای تخریبی و نیروهای منفی است. حالا این سوال پیش می‌آید که ما همسفران چه؟! آیا فقط برای مسافران این موضوع پیش می‌آید؟ خیر! این موضوع از نظر من برای ما همسفرانی که کنار هم هستیم، حالمان خیلی خراب‌تر است؛ چون تخریب‌مان خیلی بیشتر است. 

مسافران به علت این‌که حالا بدنشان بیمار شده و آن مواد را استفاده می‌کنند فرماندهی را از دست داده‌اند؛ولی ما همسفرها به خاطر آن قضاوت‌های بی‌جایی که کردیم، حالا چه مسافرمان را و چه بقیه افراد، به خاطر آن غیبت‌هایی که می‌کردیم، به خاطر آن تجسس‌هایی که می‌کنیم. این‌ها همه باعث شده که فرمانبرداری شهر وجودی‌مان را از دست بدهیم. قبل از کنگره من خودم که این‌طور نبودم؛ ولی در کنگره یاد گرفتیم که، هر چیزی را که می‌خواهیم بشکافیم دو قسمت دارد: یک صور آشکار و یک صور پنهان دارد؛ اگر بخواهیم دستور جلسه را از صور آشکار بگوییم صور آشکار این است که، ممکن است یه نفر به ما بگوید این کار را انجام بده، چه خدمت در کنگره باشد؛ مثل جارو زدن، میکروفون گردانی، هر خدمتی که می‌خواهد باشد، ما فرمانبرداری کنیم و این کار را انجام دهیم. حال از نظر درونی معلوم نیست راضی باشیم یا به زور باشد! یا با خوشی بیاییم و این کار را انجام بدهیم. این فقط صور آشکار این قضیه رو نشان می‌دهد.

ولی صور پنهان این قضیه خیلی مهم است به این قضیه ما خیلی توجه کنیم. صور پنهانش این‌ است‌ که، ما در ذهن خودمان اول؛ باید بتوانیم آن مشکل یا مورد را بتوانیم در خودمان حل کنیم و وقتی در خودمان آن مشکل را حل کردیم، می‌توانیم فرمانبردار خیلی خوبی برای شهر وجودی خودمان باشیم؛ چون ما مهم‌ترین قسمت خودمان هستیم که، باید بتوانیم خودمان کارهایمان را به درستی انجام بدهیم؛ حالا در کنگره من خودم که اوایل این‌جوری بودم وقتی که، صحبت چیزی می‌شود، برای خودمان خیلی سختش می‌کنیم؛ ولی خوب! خیلی سخت نیست این‌که ما بتوانیم فرمانبردار خیلی خوبی باشیم باید چکار کنیم؟ به نظر من یه فرمانبردار خوب این است که؛ اگر در ذهن خودش بگوید: من بلند شوم الان مسواکم را بزنم، بلند شود انجام دهد؛ اگر به ما بگویند که، باید زود بخوابیم و زود بیدار شویم، بتوانیم از نظر درونی این کار را به خوبی انجامش دهیم. این‌که دغدغه برامان نباشد، حالا این بیرون از کنگره است.

داخل کنگره این‌که راهنما به ما بگوید، سر ساعت وارد شعبه شویم، در جلسات بتوانیم شرکت کنیم. ساعت ۵ جلسه‌ شروع می‌شود؛ اما وقتی نگاه می‌کنیم می‌بینیم که عزیزانی هستند که، همیشه آن پایین که می‌نشینیم می‌بینیم که، ساعت ۵:۱۰ خودشان را می‌رسانند. یعنی این‌که، این شخص نتوانسته از درون، هنوز این مسئله را برای خودش حل کند که، ۱۰ دقیقه زودتر از خانه خارج شود که، مثلاً ساعت ۵ شعبه باشد، یک ربع مانده به ۵ شعبه باشد. تا زمانی که ما این موارد کوچک را درون خودمان نتوانیم حل کنیم؛ مثلاً جلسه سردار است، این‌که برایمان مهم نباشد در جلسه شرکت کنیم یا جلسات دیگر به موقع خودمان را به کنگره نمی‌رسانیم. در رابطه با مسافران این‌که نمی‌توانند سر ساعت شربتشان را مصرف کنند، نمی‌توانند در شعبه به موقع حاضر باشند، یعنی: ما نتوانستیم فرمانبردار خیلی خوبی برای شهر وجودی خودمان باشیم و ما تا زمانی که نتوانیم فرمانبرداری برای شهر وجودی خود باشیم و به درستی انجام دهیم، فرمانده خوبی نمی‌شویم.

ممکن است در کنگره پیش خودمان بگوییم نه من فرمانبردار خوبی نبودم، یعنی این‌که سر ساعت نمی‌آمدم و این کار را نکردم، آن کار را نکردم، امتحان هم شرکت کردم و حالا امتحان هم قبول شدم! این قبولی دلیل به این نمی‌شود که، او بتواند فرمانده خوبی باشد؛ اگر فرمانده خیلی خوبی باشد می‌تواند در کنگره بماند، خدمتگزار باشد؛ بعد از راهنمایی، مرزبان شود، بتواند ایجنت شود، اسیستانت شود. این‌ها را بتواند پله به پله انجام دهد؛ پس زمانی که ما نتوانیم انجام دهیم و بسیار دیدیم در کنگره که، چه شال راهنمای تازه واردین چه شال نارنجی را گرفتند و نتوانستند در کنگره ماندگار باشند؛ بعد از دو ماه، سه ماه یا یک سال از کنگره رفتند. این دلیل بر این‌ است‌ که، از ابتدا فرمانبردار خوبی نبودند که بتوانند فرمانده‌های خوبی باشند.

برای این‌که ما بتوانیم فرمانبردار خیلی خوبی باشیم و بعد بتوانیم آن فرماندهی را تجربه کنیم؛ مثلاً یک راهنما بداند که، چگونه می‌تواند سر لژیونش با رهجوهایش رفتار کند، مرزبان بداند با بچه‌های شعبه چگونه رفتار کند، یک ایجنت بداند چگونه با زیردست‌های خودش در شعبه برخورد کند؛ اگر رفتار درست باشد آن موقع است که ما به آن فرمانبرداری درست رسیدیم. یک موضوعی که است، شرط لازم برای این‌که یک فرمانده خیلی خوبی باشیم، فرمانبردار خوبی باشیم، اول از همه خودمان کارهایمان را درست انجام دهیم.

جناب مهندس در سی‌دی‌هایشان یا به صورت عیان هم ما دیده‌ایم این‌که، سیگار را خودشان اول توانستند درمان کنند و سپس مسیر درمان را به بقیه گفتند‌. لژیون تغذیه‌‌شان را اول خودشان انجام دادند؛ بعد آمدند به بقیه گفتند. این‌که ما اول خودمان بتوانیم یک کار را انجام دهیم و بعد به بقیه انتقال دهیم. تا زمانی که ما خودمان کارمان را درست انجام ندهیم، نمی‌توانیم آن را به بقیه بگوییم که انجام دهند؛ چون ما خودمان نتوانستیم فرمانبردار خوبی برای شهر وجودی خودمان باشیم. 

شرط بعدی این است که، ما بتوانیم فرمانبرداری کنیم، ما آمدیم در کنگره که فرمانبردار باشیم. حالا فرمان‌برداری به چه صورت باشد؟ ما در سفر اول هستیم و در لژیون قرار گرفتیم، استادمان، راهنمایمان را مورد قضاوت بیجا قرار ندهیم، علمش را زیر سوال نبریم. بگوییم که، لژیونمان را می‌خواهیم تعویض کنیم؛ چرا لژیون تعویض شود؟ این‌که راهنمای ما خیلی نمی‌تواند قشنگ توضیح دهد! تو اصلاً دو ماهه به کنگره آمدی، چگونه متوجه شدی که راهنمایی که دست کم حالا سه، چهار سال در کنگره بوده، پنج، شش سال در کنگره بوده، سریع مورد قضاوت قرارش دادی! شروع کردی حاشیه درست کردن که، او نمی‌تواند راهنمای خوبی باشد. حالا یا از دیگران شنیدی یا خودت این را در لژیون متوجه شدی. این‌که ما یک فرمانبردار خیلی خوبی باشیم، نباید قضاوت کنیم. 

ممکن است کسی که داخل لژیون بیاید، آقای‌مهندس‌ هم در صحبت‌هایش روز چهارشنبه گفتند: ممکن است دکترا داشته باشد و راهنمای شما تا کلاس هشت هم بیشتر درس نخوانده است، مورد قضاوت قرارش دهیم که ما تحصیلاتمان خیلی بالا است و نمی‌توانیم در کنار یک راهنمایی باشیم که، با تحصیلات پایین است. این موارد اگر پیش بیاد و ما در ذهنمان نتوانیم این‌ها را حل کنیم، نمی‌توانیم فرمانبردار خیلی خوبی باشیم. برای این‌که یک فرمانبردار خوب باشیم؛ باید به خویش خویشتنمان نگاه کنیم بتوانیم از نظر درون خودمان را درست کنیم. ما تا زمانی که از نظر درونی نتوانیم خودمان را درست کنیم و فقط نقاب داشته باشیم، حالا به قول عزیزانی که می‌گویند: این نقاب یک روزی از صورت ما می‌افتد و ما نمی‌توانیم دائماً آن نقاب را داشته باشیم؛ ولی اگر از نظر درونی بتوانیم این موضوع را درون خودمان حل کنیم می‌توانیم فرمانبردارهای خیلی خوبی باشیم. برای خانواده‌مان به عنوان پدر و مادر فرمانبردار خیلی خوبی باشیم. برای بچه‌های شعبه؛ اگر خدمتگزار هر بخش هستیم بتوانیم از نظر درونی، از نظر ذهنی موضوع را برای خودمان حل کنیم.

مرزبانان کشیک: همسفر مریم و مسافر مهدی
تایپیست: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دوازدهم)
عکاس: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دوازدهم)
ویرایش: همسفر شهلا رهجوی راهنما همسفر حمیده (لژیون دوم) دبیر سایت
تنظیم و ارسال: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون ششم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی پروین اعتصامی اراک

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .