سلام دوستان ابراهیم هستم مسافر ویلیام. خدا را شاکرم امروز هم اجازه حضور در کنگره را پیدا کرده آموزش بگیریم. دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» میباشد. در جزوه جهان بینی دو اگر خاطرتان باشد استاد امین میگویند: «قوانین بازی» یعنی انسان اول باید قواعد بازی را یاد بگیرد. در فوتبال والیبال هر بازی که هست. اگر انسان میخواهد از فرمانبرداری به فرماندهی برسد اول باید قواعد فرمانبرداری را یاد بگیرد قوانین هم در مسیر ارزشها و هم در مسیر ضد ارزشها وجود دارند. در هر دو باید فرماندهی به صورت کامل انجام گیرد به طور مثال ابراهیم دانسته یا ندانسته فرماندهی جسمش را در اختیار مواد مخدر قرار داد و تا زمانی مواد مخدر برای او تعیین تکلیف میکرد. اینجا برو آنجا نرو این کار را انجام بده و الی آخر. یعنی کلاً فرماندهی جسم در اختیار مواد بود. پس از مدتی متوجه شدم که صراط مستقیم را گم کرده فرماندهی جسم را از دست دادهام و برای به دست گرفتن فرماندهی جسم باید مهندسی معکوس انجام دهم. خداوند جسم سالم در اختیار ما قرار داد و ما از آن جسم باید به صورت کامل و موثر نگهداری کنیم بله ما به خاطر اضافه خواهیهای خودمان همه این نظم و ترتیب را به هم ریختیم و همه کنترل و تعیین تکلیف جسم را به دست مواد مخدر یا اعتیاد سپردیم. فهمیدیم که راهی که چندین سال بر خلاف صراط مستقیم پیمودهایم اکنون باید به صورت مهندسی معکوس برعکس برگردیم. به اینجا که آمدم متوجه شدم این مسیر بیست پنج ساله که من جسمم را در اختیار مواد مخدر قرار داده بودم الان بایستی کنار یک رب یا مربی آموزش بگیرم تا بتوانم این بیست پنج سال مصرف کننده بودن را درمان کرده از مواد فاصله بگیرم. آقای مهندس بارها فرمودهاند ما کسی را درمان نمیکنیم راه را به او نشان میدهیم. آرام آرام اینجا آمده ادامه دادم درمان خود را کامل کردم ده الی یازده ماه از رب خودم فرمانبرداری کردم چرا من بیست پنج سال نتوانستم از مواد جدا شوم اما طی این ده ماه توانستم زیرا من نمیدانستم درمان یعنی چه آن موقع ما ترک میکردیم تا نکشیم زیرا به خیال خودمان اختیار جسم را داشتیم اما نمیدانستیم که فرماندهی جسم ما در دست مواد مخدر است ما با مصرف مواد مخدر بیمار شدیم فرمانبردار مواد مخدر شدیم از چرخه سلامت خارج شدیم اما با آمدن به کنگره کم کم از این چرخه خارج شده به درمان رسیدیم ابراهیم نمیتوانست روی کسی تاثیر بگذارد آیا من میتوانستم روی آقا احسان تاثیر بگذارم بله تاثیر منفی توانستم بگذارم اما تاثیری که علم زندگی را به او یاد بدهم نه اما از وقتی که ابراهیم توانست درمان شده سفر دومی شد ذره ذره توانست فرمانها را اجرا کند و توانست پس از مدتی خود یک فرمانده شد. بزرگترین جایگاهی که به من داده شد جایگاه شال راهنمایی بود و توانستم با فرمانبرداری بر روی رهجویانم تاثیرگذار باشم چه اتفاقی بر روی من افتاد من فرمانبردار شدم تا توانستم به فرماندهی برسم. از اینکه به صحبتهای من گوش کردید سپاسگزارم.
.jpg)
تایپ :مسافر مهرداد لژیون (هفتم)
ویرایش وارسال:مسافر حسن (لژیون دوم)
- تعداد بازدید از این مطلب :
60