همسفر ژیلا:
اگر انسانی بخواهد فرمانی بدهد و فرمانش قابل اجرا باشد، باید ابتدا از فرمانبرداری شروع کند. فرمانبرداری و فرماندهی همیشه در جهت مثبت اتفاق نمیافتد و در جهت منفی هم وجود دارد. اگر انسانی یک عمل ضد ارزشی انجام دهد، در واقع نیروهای شهر وجودی خود را از سمت مثبت به سمت منفی سوق داده است؛ مانند انسانی که سالم است و شروع به مصرف مواد میکند و از یک مرحله طبیعی به یک مرحله غیرطبیعی جابهجا میشود. برای رسیدن به فرماندهی، چه در صور آشکار و چه در صور پنهان، به دانایی نیاز داریم. اگر انسان نسبت به عملکرد و کارکرد خودش شناخت داشته باشد، میتواند نیروهای وجودی خود را بهتر مدیریت کند و فرماندهی درستتری داشته باشد. به نظر من هرچه دانایی انسان بیشتر شود، بهتر میتواند تشخیص دهد چه فرمانی را بپذیرد و چه فرمانی را اجرا کند و در مسیر درست حرکت کند.
همسفر سودابه:
به نظر من فرمانبرداری از جایی شروع میشود که انسان اول یاد بگیرد فرمانبردار خوبی باشد. کسی که نتواند قانون و آموزش درست را بپذیرد، نمیتواند روزی راهنمای خوبی برای دیگران باشد. فرمانبرداری یعنی یاد بگیریم گوش بدهیم، تجربه کنیم و اشتباهاتمان را بپذیریم. وقتی این مسیر را درست طی کنیم، کمکم از کسی که فقط به دنبال دستور گرفتن است، تبدیل میشویم به کسی که میتواند مسئولیت بپذیرد و در ادامه به دیگران هم جهت درست را نشان دهد. در کنگره هم با آموزشهایی که دریافت میکنیم، یاد میگیریم قبل از اینکه بخواهیم دیگران را هدایت کنیم، روی خودمان کار کنیم. به نظر من فرماندهی واقعی زمانی شکل میگیرد که انسان بتواند خودش را کنترل کند و مسئولیت انتخابها و رفتارهایش را بپذیرد.
همسفر ناهید:
وقتی به مسیر «از فرمانبرداری تا فرماندهی» فکر میکنم، به خودِ دیروزم برمیگردم؛ به روزهایی که هنوز نمیدانستم فرمانبرداری واقعی یعنی چه. شاید فکر میکردم فرمان دادن یعنی بلندتر حرف زدن، اما امروز میدانم فرماندهی یعنی بهتر شنیدن و بیشتر آموختن. روزهایی که از هر دستوری دلخور میشدم، شاید همانجا فرصت رشد را از خودم میگرفتم. امروز میدانم تسلیم شدن در برابر چیزی که درست است، شکست نیست؛ بلکه میتواند آغاز قدرتی باشد که در ادامه انسان را شگفتزده میکند. هر بار که میگفتم «این به من نمیآید»، در واقع از فرماندهی خودم دورتر میشدم و هر بار که میگفتم «چشم، اجرا میکنم»، یک قدم به کنترل و فرماندهی خودم نزدیکتر میشدم. امروز میبینم سختترین فرمان، فرمانی است که انسان به خودش میدهد، نه به دیگری. زیباترین فرمانبرداری هم زمانی است که از عقل و آموزش درست پیروی کنیم، نه از خواستههای لحظهای. در کنگره۶۰ یاد میگیریم که این مسیر از فرمانبرداری و آموزش آغاز میشود و با عمل کردن به آموزشها، انسان کمکم به جایگاهی میرسد که بتواند خودش را بهتر اداره کند. شاید مسیر طولانی باشد؛ اما هر قدم کوچک در راه فرمانبرداری درست، خودش بخشی از فرماندهی تدریجی انسان بر خویشتن است. پس نترسیم از اینکه امروز فرمانبردار باشیم؛ چون همین مسیر میتواند ما را به فرماندهی واقعی برساند.
ویرایش و ارسال: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون اول) دبیر سایت
همسفران نمایندگی بروجرد
- تعداد بازدید از این مطلب :
28