English Version
This Site Is Available In English

حرکت به سوی روشنایی

حرکت به سوی روشنایی

جلسه پنجم از دوره‌ چهل و یکم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی صالحی به استادی  همسفر طاهره، نگهبانی همسفر معصومه و دبیری همسفر میترا با دستور‌ جلسه «از فرمانبردادی تا فرماندهی» روز سه‌شنبه ۱۷ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

از نگهبان و دبیر جلسه و همچنین از راهنما همسفر زهرا که به من اجازه خدمت در این جایگاه را دادند سپاسگزارم. دستور جلسه این هفته « ازفرمانبرداری تا فرماندهی» است. فرمانبرداری تا فرماندهی یک مسیر را برای من مشخص می‌کند که می‌خواهم از کجا به کجا حرکت کنم. فرماندهی یک هدف است، در سی‌دی تلاش، آقای مهندس می‌فرمایند: هر چیزی یک مبدا، مقصد و هدف دارد و من باید قدم به قدم از فرمانبرداری با ابزار مناسب به سمت فرماندهی حرکت کنم، حال این ابزار مناسب چیست؟ آموزش، تجربه و تفکر که اضلاع مثلث دانایی هستند. من باید این مثلث دانایی را تبدیل به دانایی موثر کنم؛ یعنی من اگر در زندگی چیزی را می‌دانم درست است؛ باید آن را به مرحله اجرا در بیاورم و در زندگی آن را کاربردی کنم.

کاربردی کردن فرمان‌های کنگره یعنی گوش دادن به فرمان‌های راهنما، ما یک صور پنهان و یک صور آشکار داریم. من یک تصور از پادگان دارم که یک فرمانده به یک گردان سرباز دستور می‌دهد که این لیوان آب را جای دیگری بگذار، بخواب، راه برو، یک متن را حفظ کن، وقتی جسم من این فرمان را انجام می‌دهد یعنی حاکمیت جسم من در دستم می‌باشد؛ یعنی فرماندهی جسم در دست خودم است. این جسم از من تبعیت می‌کند کسی که دچار اعتیاد شده حاکمیت جسم خودش را ندارد نمی‌تواند حتی برای زندگی خودش برای خورد و خوراکش هیچ تفکری داشته باشد، هیچ کاری نمی‌تواند انجام دهد مثلاً فردی ۲۰ ساعت کار می‌کرده، اگر بخواهد کار کند باید دوز مصرفی‌اش را بالا ببرد یا نوع موادش را عوض کند تا آن کار را بتواند انجام دهد وگرنه نمی‌تواند یا مشروط است.

لازمه یک فرمانده خوب بودن، فرمانبردار خوبی بودن است و باید اول آموزش ببیند، تجربه کند، تا بتواند فرمانده مقتدری باشد. در کنگره ما وقتی فرمانبردار خوبی هستیم که سی‌دی بنویسیم، جلسات را شرکت کنیم، به دستور و فرمان راهنما گوش دهیم، به یکدیگر احترام بگذاریم و فرمانبردارش باشیم. من ماه‌های اول که کنگره آمده بودم هیچ درکی از حرف‌های کنگره نداشتم در همان جلسه‌های اول و دوم بود، دستور جلسه هم فرمانبرداری تا فرماندهی بود و انگار از وسط یک فیلم که بیشتر فیلم را به من نشان داده بودند و من به زبان اصلی و به زبان عامیانه حرف‌هایشان را متوجه نمی‌شدم هیچ حس و درکی نداشتم بعد در مشارکت بیان می‌کردند که به فرمان و دستور راهنما باید گوش دهیم؛ حتی باید سر خودمان را با سر راهنما عوض کنیم.

من اینقدر دچار منیت بودم مدام فکر می‌کردم یعنی چه؟ این چه جهان‌بینی است؟ اختیاری که من دارم اینجا می‌خواهند از من بگیرند، کم‌کم با آموزش‌هایی که گرفتم متوجه شدم تا فرمانبرداری نباشد اصلاً فرماندهی به وجود نمی‌آید و وقتی ما دچار خودفرمانی می‌شویم یعنی به جایی می‌رسیم که در گذشته و در تاریکی بودیم وقتی می‌خواهیم به سمت روشنایی برویم و روشنایی را درک کنیم و به هدفمان برسیم باید فرمانبردار باشیم و البته فرمانبرداری از فرماندهی لایق یعنی در مسیر صراط مستقیم و رفتن به سمت ارزش‌ها و دوری از ضد ارزش‌ها، استاد امین می‌فرمایند: من از جنس کسی می‌شوم که از او فرمان می‌گیرم؛ اگر من فرمان‌های الهی را اجرا کنم به سمت روشنایی می‌روم ولی اگر از فرمان‌های شیطان پیروی کنم از جنس خود شیطان می‌شوم و در صفات او خدمت می‌کنم. ممنون که صحبت‌های من توجه کردید.

مرزبانان کشیک: همسفر بهاره و مسافر اصغر
عکاس: همسفر محبوبه رهجوی راهنما همسفر فائزه (لژیون ششم)
تایپیست: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر فروغ (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پانزدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صالحی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .