English Version
This Site Is Available In English

فرمانبرداری در صور آشکار و پنهان

فرمانبرداری در صور آشکار و پنهان

جلسه سوم از دوره چهاردهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی‌ کنگره۶۰ نمایندگی اردستان با استادی راهنمای تازه‌واردین مسافر سجاد، نگهبانی راهنما مسافر مجید و دبیری مسافر رسول با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» روز سه‌شنبه ۱۷ شهریور‌ماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز به‌کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکرم که بار دیگر توفیق حضور در کنگره و آموزش گرفتن در کنار شما عزیزان نصیبم شد. از آقای مهندس، راهنمایم مسافر حسین و تمام افرادی‌که از آن‌ها آموزش گرفته‌ام، صمیمانه تشکر می‌کنم.

دستور جلسه امروز «از فرمانبرداری تا فرماندهی» است. فرمانبرداری یعنی پذیرفتن یک فرمان و انجام دادن آن برای رسیدن به هدف. اگر به هستی و طبیعت نگاه کنیم، می‌بینیم همه‌چیز بر اساس نظم و فرمانبرداری حرکت می‌کند. درختان در زمان مشخصی سبز می‌شوند و به خواب می‌روند و خورشید نیز در زمان مشخصی طلوع و غروب می‌کند. این نظم نشان می‌دهد که در هستی، فرمانبرداری جایگاه بسیار مهمی دارد؛ اما انسان به دلیل داشتن اختیار می‌تواند فرمانبرداری کند یا از آن سرپیچی کند. فرمانبرداری می‌تواند در صور آشکار و پنهان باشد و حتی توانایی‌های ساده‌ای مانند راه رفتن، دیدن، صحبت کردن و حرکت دادن اعضای بدن، نتیجه فرماندهی انسان بر جسم خودش است.

اعتیاد یکی از عواملی است که به‌سرعت اختیار و فرماندهی انسان را از او می‌گیرد. فرد مصرف‌کننده ممکن است به‌تدریج توانایی کنترل جسم، رفتار، کار، محبت‌کردن و حتی انجام امور ساده زندگی را از دست بدهد. درمان و آموزش در کنگره کمک می‌کند، انسان دوباره این فرماندهی را به‌تدریج به دست آورد. در ورزش نیز می‌توان نمونه‌هایی از فرماندهی بر جسم را دید. کسی که روی طناب راه می‌رود یا یک ورزشکار حرفه‌‌ای توانسته است هماهنگی و فرماندهی دقیقی بر اعضای بدن خود ایجاد کند. در نهایت، فرماندهی واقعی از فرمانبرداری درست آغاز می‌شود و هرچه دانش و آگاهی ما بیشتر شود، می‌توانیم فرمانده بهتری برای خود و زندگی‌مان باشیم.

برای مثال، فردی که روی طناب راه می‌رود، توانسته است فرماندهی دقیقی بر جسم خود داشته باشد و با هماهنگی پاها، دست‌ها و چشم‌ها تعادلش را حفظ کند. یک فوتبالیست حرفه‌ای نیز با فرماندهی و هماهنگی اعضای بدن خود، می‌تواند در کسری از ثانیه شدت و زاویه حرکت پا را کنترل کند تا توپ را به مسیر دلخواه هدایت کند؛ بنابراین فرماندهی فقط دستور دادن به دیگران نیست؛ بلکه ابتدا باید بتوانیم بر جسم، رفتار و خودمان فرماندهی داشته باشیم و این مسیر از فرمانبرداری درست آغاز می‌شود.

اگر بخواهیم موضوع «از فرمانبرداری تا فرماندهی» را به مسئله اعتیاد مرتبط کنیم؛ باید گفت مواد مخدر و اعتیاد از عواملی هستند که به‌سرعت اختیار و فرماندهی انسان را از او می‌گیرند. بسیاری از ما زمانی گرفتار اعتیاد بوده‌ایم؛ عده‌ای از این مسیر رهایی پیدا کرده‌اند و دوباره به‌تدریج فرماندهی نیروهای خود را به دست آورده‌اند، عده‌ای در میانه راه هستند و برخی نیز در ابتدای مسیر قرار دارند. شاید فرد مصرف‌کننده در ابتدا تصور کند که چیزی تغییر نکرده و فقط مواد مصرف می‌کند؛ اما با گذشت زمان، حتی در ساده‌ترین امور زندگی نیز فرماندهی خود را از دست می‌دهد. برای مثال ممکن است دچار یبوست شود؛ یعنی بخشی از جسم دیگر به‌درستی از فرمان او فرمانبرداری نمی‌کند.

اعتیاد می‌تواند روی گفتار، رفتار و حتی توانایی محبت کردن نیز تأثیر بگذارد. فرد ممکن است نتواند آنچه را در ذهن دارد به‌درستی بیان کند یا توان و انگیزه لازم برای محبت به همسر، فرزند و خانواده و حتی انجام کارهای روزمره را از دست بدهد. گاهی فردی که زمانی بسیار فعال بوده و ساعت‌ها کار می‌کرده، به‌تدریج توان انجام حتی بخش کوچکی از فعالیت‌های گذشته را از دست می‌دهد. به یاد دارم یکی از اعضا می‌گفت کاری که تنها پنج دقیقه زمان می‌برد، آن‌قدر برایش سخت شده بود که چند بار مواد مصرف می‌کرد تا بتواند آن را انجام دهد. این نمونه‌ای از از دست دادن اختیار و فرماندهی است.

در مورد دوران سالمندی نیز می‌توان همین موضوع را مشاهده کرد. بسیاری از افراد با افزایش سن، بخشی از نیروها و توانایی‌های دوران جوانی خود را از دست می‌دهند و با حسرت می‌گویند: «ای داد از جوانی و آن روزها.» در برخی کشورها تلاش می‌شود افراد پس از بازنشستگی همچنان فعال بمانند و احساس نکنند کارآمدی خود را از دست داده‌اند. برای آنان فعالیت‌هایی مانند پیاده‌روی، طبیعت‌گردی، کویرگردی، گیاه‌شناسی، ستاره‌شناسی و فعالیت‌های اجتماعی در نظر گرفته می‌شود تا همچنان از توانایی و تجربه خود استفاده کنند. درواقع، فرماندهی یعنی انسان بتواند نیروهای خود را بشناسد، آن‌ها را در اختیار داشته باشد و به شکل درست از آن‌ها استفاده کند؛ چیزی که با آموزش و آگاهی می‌توان دوباره به دست آورد.

برای مثال، ممکن است فردی هشتاد یا نود ساله باشد و همچنان فعالیت و نقش اجتماعی داشته باشد؛ در حالی‌که اگر همین فرد در شرایط دیگری قرار بگیرد، ممکن است صرفاً به دلیل سن بالا، ناتوان و ازکارافتاده تلقی شود و به‌تدریج احساس کند که دیگر هیچ نقشی در زندگی ندارد. گاهی نیز ممکن است نگهداری از او میان فرزندان تقسیم شود یا به خانه سالمندان سپرده شود. توجه به توانایی‌های باقی‌مانده در سالمندان می‌تواند کمک کند تا نیروها و توانایی‌های آنان همچنان مورد استفاده قرار گیرد و احساس ارزشمندی و کارآمدی در آن‌ها حفظ شود.

در نهایت اگر بخواهیم این صحبت‌ها را جمع‌بندی کنیم، باید بگوییم انسان‌ها بسیاری از مواقع از قدرت‌هایی که درونشان وجود دارد و از حوزه‌هایی که در آن‌ها فرماندهی می‌کنند، آگاهی کافی ندارند. همه این موارد به این موضوع بازمی‌گردد که فرمانده تا چه اندازه قدرتمند باشد و تا چه میزان بتواند نیروهای تحت فرمان خود را به‌درستی هدایت و مدیریت کند. فرماندهی واقعی از شناخت نیروها، به‌دست گرفتن اختیار و استفاده صحیح از توانایی‌هایی آغاز می‌شود که در وجود انسان قرار داده شده است.

این موضوع بیش از هر چیز به دانش و آگاهی ما مربوط می‌شود. هرچه آگاهی ما بیشتر باشد، می‌توانیم فرمانده بهتری برای خود و زندگیمان باشیم. ان‌شاءالله با آموزش‌های کنگره قدر این فرصت را بدانیم، آگاهی خود را افزایش دهیم و آن را در زندگی به عمل تبدیل کنیم. امیدوارم با رفتار و عملکرد درست، هم خودمان به آرامش برسیم و هم حضورمان برای اطرافیان منشأ خیر و آرامش باشد.

تایپ و ویراستار: مسافر رسول (لژیون دوم)
عکاس: راهنمای تازه‌واردین مسافر ابراهیم
ارسال: راهنما مسافر محمدرضا نگهبان سایت
مسافران نمایندگی اردستان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .