دوازدهمین جلسه از دور سوم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی هشتگرد با استادی راهنمای تازه واردین مسافر رضا، نگهبانی مسافر هادی و دبیری مسافر وحید با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی » مورخ 17 شهریور ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ برگزار گردید.

خلاصه سخنان استاد جلسه:
سلام دوستان رضا هستم یک مسافر، سپاسگزارم از خداوند بزرگ که امروز دوباره فرصت شد در این جایگاه خدمت کنم و آنچه یاد میگیرم را در زندگیام اجرایی کنم از ایجنت محترم و تمامی خدمتگزاران نمایندگی تشکر میکنم که اجازه خدمت دادند.
دستور جلسه این هفته دربارهٔ موضوع «ازفرمانبرداری تا فرماندهی» است. قبل از ورود به کنگره ۶۰ من هم مثل همه دنبال فرماندهی بودم و هرچه میگفتم فکر میکردم درست است، ولی ایراد همینجا بود؛ آنجایی که میگفتم درست است اتفاقاً نادرست بود غرور اجازه نمیداد که آن نادرستی را درست بپذیرم.
با ورود به کنگره ۶۰ و آشنایی با آن، راهنمای تازهواردین به من گفت: بپذیرم که یک مصرفکننده هستم، این شروعِ راه یک تازهوارد است وقتی میپذیری، همانجا حل مسئله شروع میشود پذیرفتن به این معناست که منیت و غرور را کنار میگذارم چون چیزی که در کنگره ۶۰ صحبت میشود، اعتیاد و درمان آن است.
وقتی در لژیون مسافر عرفان راهنمای عزیز و گرانقدرم بودم، راهنما نقشه راه را نشانم میداد و همه تازهواردین برایم نشانه بودند آنکه میآمد و راهنما به او میگفت «مثلاً صبح باید بلند شوی» نشانه بود و آنکه اجرا کرد فرمانبردار بود الگوبرداری کردم تا درست حرکت کنم و به آن نقطهای برسم که فرماندهی را تجربه کنم.
وقتی در کنگره ۶۰ و ساختارش قرار میگیرید باید قوانینش را اجرا کنید، برای سفر اول: سروقت بیایید، منظم بیاید و با هیچکس کاری نداشته باشید نگهبان در حرمت این را میخواند راهنما میگوید: آنکسی که دستور جلسه را اجرا نمیکند، هرچه دوست دارد اجرا میکند، مسلماً به فرماندهی نمیرسد و از مسیر خارج خواهد شد خیلی سریع این اتفاق میافتد خودش هم نمیداند کی این اتفاق میافتد امیدوارم هیچ عزیزی این مرحله را تجربه نکند، چون وقتی تجربه کند تازه میفهمد کجای کار است من دارم میگویم چون با تمام وجود تجربهاش کردم و خیلی سخت است دوباره بخواهی در این ساختار قرار بگیری.
چرخوفلک معلوم نیست اجازه سوارشدن برای درمان بدهد؛ بعضی وقتها چرخوفلک آنقدر میچرخاند که آخر پرت میکند بیرون و گردباد عظیم میشود، همانطور که جناب مهندس میگوید امیدوارم همه به درجه فرماندهی خودمان برسیم؛ نه فرماندهی که بگوییم «این کار و بکن، آن کار و بکن» قشنگیِ کنگره ۶۰ این است که عزیزانِ فرمانده هیچوقت با دست به کسی اشاره نمیکنند و صحبت نمیکنند؛ چون فرماندهیِ خودشان را اجرا میکنند و وقتی این را اجرا کنید همهچیز قشنگ میشود.
یک جایزه هم خدای بزرگ میدهد به نامِ رهایی آن گلی که جناب مهندس میدهد به من رضا زمان رهایی میدهد که همان فرماندهی است که از راهنما تحویل میگیرد و به خود من میدهد حالا بستگی به من دارد که آن فرماندهی را در چه جایگاهی و چه مسیری صرف کنم.
از اینکه به صحبتهای من توجه کردید سپاسگزارم.

عکس و تایپ: مسافر پوریا لژیون سوم
تنظیم و ارائه گزارش: مرزبان خبری مسافر حسین
- تعداد بازدید از این مطلب :
1047