English Version
This Site Is Available In English

، با رعایت ساعت حضور و انجام دستورهای اولیه، به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم فرمانبرداری را تمرین می‌کند

، با رعایت ساعت حضور و انجام دستورهای اولیه، به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم فرمانبرداری را تمرین می‌کند

جلسه چهارم از دوره سیزدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی ویژه مسافران کنگره 60 نمایندگی قوچان با نگهبانی مسافرجلیل، دبیری مسافر رضا و استادی مسافر یاسین با دستور جلسه(ازفرمانبرداری تا فرماندهی) سه شنبه 17 شهریور 1405 ساعت 17 شروع به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان یاسین هستم یک مسافر

 

خداوند را شکر می‌کنم که این فرصت را در اختیار من قرار داد تا در این جایگاه خدمت کنم. ما در دعای کنگره می‌خوانیم که در پی یکدیگر روان شده‌ایم تا آنچه را نمی‌دانیم بیاموزیم، تاریکی‌ها را تجربه کنیم و با روشنایی‌ها آشنا شویم تا به فرمان عقل نزدیک شویم. به نظر من، موضوع «فرمان و فرمانبرداری» ارتباط مستقیم با همین مسیر دارد. من شخصاً سال‌ها زمان برد تا مفهوم واقعی فرمانبرداری را درک کنم. امروز متوجه شده‌ام که فرمانبرداری در کنگره ۶۰ یک معیار و یک فیلتر است. از همان لحظه‌ای که یک تازه‌وارد وارد کنگره می‌شود، با رعایت ساعت حضور و انجام دستورهای اولیه، به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم فرمانبرداری را تمرین می‌کند. این موضوع مشخص می‌کند که خواسته فرد برای رهایی و دریافت آموزش‌ها تا چه اندازه قوی است. در زمان مصرف، بسیاری از ما خواسته‌هایی داشتیم که از ته دل می‌خواستیم به آنها عمل کنیم، اما فرمان در دست ما نبود. ممکن بود بخواهم صبح زود بیدار شوم، در کنار خانواده باشم و زندگی سالمی داشته باشم، ولی مواد مخدر و خواسته‌های نامعقول درونی، فرمانده من بودند. فرماندهی در کنگره ۶۰ به معنای داشتن یک جایگاه یا قدرت ظاهری نیست. فرماندهی اصلی، فرماندهی بر «شهر وجودی» خود انسان است. زمانی که فرد بتواند بر جسم، افکار، احساسات و خواسته‌های خود مدیریت داشته باشد و بدون وجود عوامل بیرونی، فرمان درست را صادر و اجرا کند، به مفهوم واقعی فرماندهی نزدیک می‌شود. این فرماندهی از مسائل کوچک آغاز می‌شود. زمانی که راهنما ساعت مشخصی را برای حضور در شعبه، مصرف شربت، نوشتن سی‌دی و انجام وظایف تعیین می‌کند، رعایت دقیق آنها تمرین فرمانبرداری است. اگر فرد بعد از مدتی به دلیل خواسته شخصی بگوید چند دقیقه دیرتر داروی خود را مصرف می‌کنم، در حقیقت وارد همان چرخه نافرمانی گذشته شده است. من سال‌ها تحت فرمان مواد مخدر و خواسته‌های منفی خود زندگی کرده بودم و برای رهایی از آن، باید یاد می‌گرفتم که ابتدا فرمانبردار باشم. فرمانبرداری فقط مربوط به سفر اول نیست. من در سفر اول از فرامین راهنما پیروی می‌کنم، اما این آموزش در مراحل بالاتر نیز ادامه دارد. انسان باید در مسیر زندگی، فرمانبرداری از فرمان‌های صحیح و ارزشمند را بیاموزد و در نهایت به فرمان عقل نزدیک شود. یکی از تجربه‌های مهم من در این زمینه، مسئله سیگار بود. قبل از شروع سفر، راهنمای من دستور داد که سیگار را کنار بگذارم. این کار برخلاف میل باطنی من بود و در ذهن خود تصور می‌کردم شاید چند ماه ادامه دادن سیگار اشکالی نداشته باشد. اما اگر به خواسته خود عمل می‌کردم، ممکن بود این چند ماه به شش ماه یا حتی تا سفر دوم ادامه پیدا کند. بنابراین اجرای فرمان راهنما، حتی زمانی که برخلاف میل من بود، نقش مهمی در مسیر درمانم داشت. بعد از مدتی متوجه شدم که با کنار گذاشتن سیگار، بسیاری از دغدغه‌ها و وابستگی‌های من نیز از بین رفته است. دیگر نگرانی پیدا کردن مکان مناسب برای سیگار کشیدن، بوی سیگار و وابستگی به آن را نداشتم و از بسیاری از مسائل ساده زندگی، مانند بیدار شدن از خواب، راه رفتن و ارتباط با دیگران، لذت و حال بهتری دریافت می‌کردم. به نظر من، یکی از مهم‌ترین اصول کنگره ۶۰ همین فرمانبرداری است. زمانی که انسان با آموزش صحیح، عادت‌های درست را جایگزین عادت‌های نادرست می‌کند و حتی برخلاف میل باطنی خود در مسیر ارزش‌ها فرمانبرداری می‌کند، نتیجه و پاداش آن را خودش دریافت خواهد کرد و آن پاداش چیزی جز حال خوب و آرامش نیست. به همین دلیل، جمله «سر خود را با سر راهنما عوض کنیم» برای من معنای عمیقی دارد؛ یعنی در مسیر درمان، خواسته‌ها و برداشت‌های شخصی خود را کنار بگذارم و به آموزش و تجربه راهنما اعتماد کنم. بسیاری از کارهایی که در ابتدا برای من دشوار بود، در نهایت به نفع خودم تمام شد. من اعتقاد دارم فرمانبرداری یک اصل اساسی در کنگره ۶۰ است؛ چه در سفر اول، چه در سفر دوم و چه در هر جایگاهی که انسان قرار داشته باشد. اگر انسان بتواند این اصل را به‌درستی اجرا کند، به‌تدریج توانایی فرماندهی بر شهر وجودی خود را به دست می‌آورد. امیدوارم همان‌گونه که در دعای کنگره می‌خوانیم، همه ما بتوانیم به فرمان عقل نزدیک شویم و ابتدا برای خودمان فرمانده خوبی باشیم؛ فرماندهی که بتواند جسم، افکار، احساسات و زندگی خود را در مسیر ارزش‌ها و روشنایی‌ها هدایت کند.

تایپ و ویرایش: مسافر رسول لژیون سوم(با استفاده از هوش مصنوعی)

عکاس: مسافر محمد لژیون هفتم

ارسال خبر: سایت نمایندگی قوچان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .