در خدمت راهنما همسفر فاطمه هستیم، ضمن عرض سلام خدمت ایشان؛ توجه شما را به گفتوگویی که با ایشان داشتیم جلب میکنیم.
همسفر فاطمه و مسافرشان با آنتی ایکس تریاک و شیره وارد کنگره شدند. به مدت ۱۰ ماه و ۷ روز با متدDST و داروی OT به راهنمایی مسافر حسین و همسفر شهناز سفر کردند. در حال حاضر به مدت ۱۰ سال است که به لطف خداوند و دستان پرمهر آقای مهندس آزاد و رها هستند. ورزش مسافر فوتبال و ورزش همسفر در کنگره والیبال است.
از نگاه شما یک فرمانبردار خوب چه ویژگیهایی دارد؟ آیا فرمانبرداری صرفاً به معنای انجام دادن یک دستور است یا مفهوم عمیقتری دارد؟
کسی که میخواهد فرمانبرداری را انجام دهد به نظر من اول از همه باید بداند که هیچ چیز نمیداند؛ یعنی ما در هر جایگاهی که قرار میگیریم اول از همه بدانیم که چیزی بلد نیستیم و در واقع از منیت گذشته باشیم، زمانی که ما از منیت گذشته باشیم، برای پذیرش آموزش و برای اینکه بتوانیم از مقام بالاترِ خودمان فرمانبرداری کنیم آماده میشویم و انشاءالله در ادامه بتوانیم به فرماندهی برسیم. آقای امین میفرمایند: «رهجویی که در کنگره فرمانبردار است ویژگی که دارد این است که دیگران، استاد یا راهنمای خودش را قضاوت نمیکند و در مورد نحوهی عملکرش هیچ گونه قضاوتی ندارد که عملکرد راهنما به چه صورتی بوده، از منیت خودش گذشته است» اینها ویژگیهای فردی میشود که به عنوان فرمانبرداری است که در کنگره حضور دارد.
شما در مسیر خدمت، جایگاههای مختلفی از جمله ایجنتی شعبه اصفهان و جایگاه راهنمایی را تجربه کردهاید، از نگاه شما این جایگاهها چه آموزشهایی درباره فرمانبرداری و فرماندهی به همراه داشتهاند؟
من چیزی که در جایگاههای مختلف خدمتی یاد گرفتهام و همیشه سعی کردهام که این موضوع یادم نرود، این است که جایگاههای خدمتی آمدهاند تا گرههای من را باز کنند و بهواسطه هر جایگاه خدمتی قرار است یک گره از درون من باز شود و با این دید که همیشه برای هر قدمی که میخواهم بردارم از مافوق خودم فرمانبرداری کنم و نظرشان را در مورد مسائل میپرسیدم، همیشه با نظر مقام بالاتر از خودم مشورت میکردم و بعد وارد عمل میشدم.
کسی که خودش قوانین و آموزشهای کنگره را رعایت نمیکند آیا میتواند فرمانده خوبی برای دیگران باشد؟ چرا؟
مسلماً نمیتواند فرمانده خوبی باشد، چرا؟ بهخاطر اینکه کسی که خودش کاری را که انجام نداده، نمیتواند انجام آن کار را از دیگران بخواهد و من به صحبت دکتر امین در سیدی از فرمانبرداری تا فرماندهی ربطش میدهم؛ کسی میتواند به فرماندهی برسد که کاری را از دیگران میخواهد انجام دهند قبلاً خودش انجام داده باشد و ما در کنگره این را دیدهایم. همیشه این جمله معروف است که میگوید: آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند؛ پس اگر بخواهیم کلامِ ما نافذ باشد و به دلِ طرف متقابل بنشیند اول باید آن کار را خودمان انجام داده باشیم و بعد بتوانیم در مقام فرماندهی قرار بگیریم و انجام آن کار را از دیگران بخواهیم.

امروز که سالها از مسیر خدمت شما میگذرد اگر به پشت سر خود نگاه کنید فکر میکنید کنگره۶۰ بیشتر از شما یک فرمانده ساخته یا ابتدا به شما آموخته که چگونه یک فرمانبردار واقعی باشید؟
من همیشه در هر جایگاهی که قرار گرفتهام سعی کردهام که یک فرمانبردار واقعی باشم. یاد گرفتهام که حتی در جایگاه ایجنت؛ جایی فرمانده هستم و همزمان جایی رهجویی هستم که باید فرمانبردار باشم. پس هر زمانی که ما در هر جایگاه خدمتی قرار میگیریم هم فرمانده و هم فرمانبردار هستیم؛ یعنی باید ابتدا فرمانبرداری کنیم که بعد بتوانیم در جایگاهی که قرار داریم فرمانده لایقی باشیم.
اگر بخواهید به کسی که تازه واردِ مسیر خدمت شده است، تنها یک توصیه درباره فرمانبرداری داشته باشید چه میگویید؟
من در جایگاهی نیستم که بخواهم توصیهای به کسی داشته باشم و فقط چیزی که در مسیر خدمت تجربه خودم بوده؛ این است که اگر ما به این دید وارد خدمت شویم که قرار است فرمانده دیگران باشیم و بخواهیم دستور بدهیم، موفق نمیشوم. زمانی میتوانیم در خدمتهای خود موفق باشیم که به دید آموزش وارد خدمت شویم، کسی که به دید آموزش وارد خدمت میشود از منیت خودش گذشته و چشم گفتن را یاد گرفته و به دنبال آموزش است؛ برای باز کردن گرههای خودش و برای اینکه بتواند خودش را در آن جایگاه رشد بدهد.
حسوحال شما نسبت به جایگاه خدمتی که گذراندهاید چیست؟ آیا خدمت برای شما مسئولیت یا موهبت است؟
قطعاً یک موهبت بوده است؛ من همیشه با این دید به جایگاههای خدمتی نگاه کردهام که قرار است خودم را ارتقاء بدهم و تواناییهایی در درون من بود که شاید خودم از آن خبر نداشتهام و بهواسطه قرار گرفتن در جایگاههای مختلفِ خدمتی که میتوانم بگویم از سفر اول از همان میکروفونگردانی که شروع کردم به خدمت کردن و بعد در ادامه به جایگاه ایجنتی و جایگاههای مختلف رسیدم، تواناییهای من بیشتر شد و آن نیروهای خفته درون من که از آنها اطلاعی نداشتم بیدار شدند. از خداوند سپاسگزارم که اجازه خدمت کردن و بودن در کنگره را به من داد.
در آخر اگر صحبتی دارید بفرمایید؟
در پایان تشکر میکنم از شما بابت فرصت خدمت و تشکر میکنم از آقای مهندس و خانواده محترمشان بابت بستری که برای رشد تکتک ما رقم زدند. من همیشه از پیشکسوتان خودم آموختم که درخت هرچه پُربارتر باشد، افتادهتر میباشد؛ در واقع هر چقدر که جایگاهها در کنگره تغییر میکند و رنگ شالهای ما متفاوت میشود یاد گرفتهام که باید مردمدارتر و افتادهتر باشیم. چیزی که برای خود من خیلی آموزش داشت در جایگاههای خدمتی، مردمداری و نوع روابطی که من با دیگران داشتم. از این بابت خدا را بسیار سپاسگزارم و این میسَّر نشد مگر همان چشم گفتنی که در سفر اول از راهنمای خودم آموختم و در بدو ورورم یاد گرفتم که به هر آن چیزی که راهنمایم، بزرگترها، پیشکسوتان به من گفتهاند و آموزش دادهاند چشم بگویم. امیدوارم که همه عزیزانی که در مسیر کنگره قرار میگیرند قدر صندلی که به آنها داده شده است به عنوان فرصتی برای تغییر و فرصتی برای آموزش بدانند و بتوانند به بهترین شکل با فرمانبرداری به فرماندهی لایق تبدیل شوند.
از راهنما همسفر فاطمه که با صبر و حوصله به سؤالات ما پاسخ دادند، سپاسگزاریم.
طراح سؤال و مصاحبهکننده: همسفر سمیه (ن) رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر سمیه (س) رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر راضیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ارگ کرمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
108