جلسه سوم از دوره سوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران به نمایندگی اردبیل با استادی مرزبان همسفر هاجر ، نگهبانی همسفر هاجر و دبیری همسفر رعنا با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» روز دوشنبه 16 شهریور ماه 1405 ساعت 16:00 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
دستورجلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی»، مانند تمام دستورجلسات هفتگی، مسیری را ترسیم میکند که انسان باید از نقطهای آغاز کند تا به مقصد نهایی برسد. در اینجا، «فرماندهی» به عنوان هدف غایی مطرح شده است؛ اما سؤال اینجاست که چگونه میتوان به این جایگاه دست یافت؟
فرماندهی، معنایی عام نیز دارد که همان «فرمان دادن» است؛ اما یک قانون کلی بر آن حاکم است: اگر انسانی بخواهد در هر مقولهای صاحبنظر باشد و در جایگاه فرماندهی قرار بگیرد، ابتدا باید «فرمانبرداری» را به کمال برساند.
وقتی از فرماندهی سخن میگوییم، باید بدانیم منظور دقیق چیست. تصور ذهنیِ رایج از فرمانده، کسی است که تنها دستور میدهد؛ اما اگر بخواهیم ساده بیان کنیم، فرماندهی دارای «صور آشکار» و «صور پنهان» است که در سیدی «دکتر امین»، به تفصیل به این موضوع پرداخته شده است.
صور پنهانِ فرماندهی، به تواناییِ فرمان دادن در بخشهای درونی انسان بازمیگردد. برای مثال، من به دستم فرمان میدهم که لیوان را بردارد؛ اگر دستِ من اطاعت کند و با فرمانِ من هماهنگ باشد، یعنی من بر دستِ خود فرماندهی دارم، در غیر این صورت، من فرماندهِ آن نیستم. گاهی ما با بدنِ خود چنان ناعادلانه رفتار میکنیم که بدنمان از فرمانِ ما سرپیچی میکند. در صور پنهان، برای آنکه فرماندهِ خوبی باشیم، باید با ظرافت و درایت با تکتک اعضای بدنمان رفتار کنیم.
این فرماندهی در افراد مصرفکننده، به شکل دیگری دچار اختلال شده است. مصرفکنندگان اصولاً انسانهای بدی نیستند؛ بلکه اغلب هوشیار، زیرک، باهوش، رئوف و مهرباناند؛ اما چون با بدن خود به درستی رفتار نکردهاند و موادِ بیرونی را به درون هدایت کردهاند، بدن و ذهنشان از فرمانِ آنها اطاعت نمیکند. در نتیجه، اعمالی از آنها سر میزند که خودشان هم باور نمیکنند عاملِ آن بودهاند.
انسانها زمانی که قادر میشوند کار جدیدی انجام دهند و توانمند میشوند، به این معناست که دامنه فرماندهی آنها گسترش یافته است. شخصاً از جایگاه شاگردی به مربیگری رسیدم؛ این موفقیت حاصلِ «چشم گفتن»ها، افزایشِ مداومِ اطلاعات و صبوری در مسیر بود تا به جایگاهِ جدید برسم. یعنی ابتدا فرمانبرداری کردم تا اکنون به فرماندهی دست یافتم.
در چارچوب کنگره نیز، همه ما موظف به فرمانبرداری هستیم. ورود به این چارچوب، یعنی پذیرشِ اینکه «من نمیدانم»؛ و واقعاً هم چیزی نمیدانیم. باید آموزش ببینیم، باید «چشم» بگوییم، باید انجام دهیم و باید فرمانبرداری کنیم تا رفتهرفته پیشرفت کنیم و فرماندهی به ما سپرده شود.
قاعده این است: «هر کس میخواهد فرماندهِ خوبی باشد، باید از فرمانبرداریِ خوب شروع کند.»
اگر بخواهیم خداوند و نیروهای الهی یار و یاور ما باشند، باید در صراط مستقیم قدم بگذاریم و از ضد ارزشها دوری کنیم. در مسیر درمانِ اعتیاد و تزکیه درون، باید شاگردِ خوبی باشیم، از راهنماها اطاعت کنیم، از مرزبانان الگو بگیریم، به قوانین احترام بگذاریم و تکالیفی که بر عهده ماست را به نحو احسن انجام دهیم. با این روش است که به صراط مستقیم نزدیک میشویم و بدون تردید، از «فرمانبرداری» به «فرماندهی» خواهیم رسید.

مرزبانان کشیک: مسافر حبیب و همسفر هاجر
عکاس و تایپیست: همسفر بیتا رهجوی راهنما همسفر مهری (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول) مرزبان خبری
گروه خانواده نمایندگی اردبیل
- تعداد بازدید از این مطلب :
72