امروز دوشنبه مورخ 16 مرداد 1405 است و در نمایندگی لویی پاستور در خدمت راهنمای محترم آقا سعید بغدادی از نمایندگی لویی پاستور میباشم.

سلام، خسته نباشید. امروز در خدمت راهنمای عزیز آقا سعید هستیم. لطفا به رسم کنگره، خودتان را برای ما معرفی کنید؟
سلام دوستان، سعید هستم، یک مسافر. آخرین آنتیایکس مصرفی من هروئین بود. مدت سفر اولم ۱۰ ماه و یک روز و روش درمانم DST بود، با داروی درمان OT و به راهنمایی راهنمای عزیز و بزرگوارم، آقای سعید میرزایی.
در کنگره ورزش من والیبال است. از دام اعتیاد ۶ سال و ۱۰ ماه و یک روز است که رها شدهام. رهایی از دام نیکوتین را نیز به راهنمایی راهنمای ارجمندم، آقای محمد احمدی، به مدت ۵ سال و دو ماه و دو روز دارم.
همچنین سفر کاهش وزن داشتم که به روش دژاکام و به راهنمایی راهنمای ارجمند، آقا سامان بزرگوار، انجام شد. میزان کاهش وزن من طی ۱۳ ماه سفر، حدود ۲۰ کیلوگرم بود و ۷۵ روز از رهایی آن میگذرد.
لطفاً درباره دستور جلسه «فرمانبرداری تا فرماندهی» توضیحی بفرمایید.
در کنگره دو چیز همیشه محترم شمرده میشود؛ یکی زمان و دیگری اختیار. اختیار انسان، اختیار مسافر، همسفر و رهجو. این دستور جلسه توأمان هر دو موضوع را در خود دارد.
اگر در طول زمان، ذرهذره فرآیند فرمانبرداری و فرماندهی را که یک فرآیند و مسیر رشد است، درست طی کنم، میتوانم آن چیزی را که از اختیار و رهایی خودم از دست دادهام، دوباره به دست بیاورم.
نقطه آغاز ورود به فرمانبرداری، پیام اصلی کنگره است: «ندانی را بدان». آنجایی که این پذیرش در من به وجود میآید که نمیدانم. اگر میدانستم، الان درگیر مسئله اعتیاد، این همه حس خراب و این تخریبها نبودم.
وقتی میپذیرم که نمیدانم، آغاز فرمانبرداری است؛ گوش به فرمان راهنما بودن، گوش به فرمان کنگره بودن و رعایت حرمتهای کنگره.
جالب این است که به میزانی که فرمانپذیرتر و فرمانبردارتر میشوی، درست مانند موضوع آموزش، به همان میزان که منیت را کنار میگذاری، دروازه پذیرش فرمان برایت باز میشود.
به میزانی که آنچه به تو آموزش داده میشود، در قالب فرامین راهنما، فرامین کنگره و در مرتبه بالاتر، فرامین الهی را بیشتر و بهتر اجرا میکنی، کمکم فرمانده میشوی.
فرمانده چه چیزی؟ فرمانده افکار خودت. به فکر، گفتار و پندار خودت تسلط پیدا میکنی.
آیا این مسیر از فرمانبرداری تا فرماندهی در همه جا کاربرد دارد یا فقط مختص کنگره است؟ آیا میتوان این آموزشها را در زندگی و جامعه هم به کار گرفت؟
رهجوی کنگره، چه مسافر و چه همسفر، زمانی موفق است که در کنگره زندگی نکند، بلکه کنگره را به زندگی خودش ببرد.
آن چیزی که از آموزشها در جلسات، کارگاهها، سیدیهای جناب آقای مهندس، دکتر امین، مکتوبات و نوشتهها دریافت میکنیم، باید در خلوت خودمان دربارهاش تفکر کنیم و تجربه این آموزش را به زندگی ببریم.
کسی که این کار را انجام میدهد، موفق است. اگر قرار باشد فقط در کنگره و در همین دو، سه ساعتی که در جلسات حضور داریم خوب باشیم، فکر میکنم کمترین بهره را از کنگره میگیریم.
کسی بهرهمند است و به نوعی شاگرد اول محسوب میشود که آموزشها را دریافت میکند، شکرگزار این آموزشهاست و آنها را در زندگی خودش به کار میگیرد.
وقتی فرمانبرداری را در کنگره یاد میگیرم و آن را به زندگی خودم میبرم، میتوانم آن را به همسر، فرزند، شریک زندگی و همکارم با رفتار خودم منتقل کنم.
آن چیزی که فرزندان و اطرافیان ما از ما یاد میگیرند، حرف زدن ما نیست؛ عمل و کردار ماست.
وقتی وفای به عهد میکنم، وقتی قرار میگذارم سر ساعت آنجا حاضر میشوم، وقتی مسئولیت چیزی را میپذیرم و آن را تمام و کمال انجام میدهم و وقتی اشتباه میکنم و به آن اشتباه اعتراف میکنم، عملاً در مسیر فرمانبرداری هستم.
فرمان را دریافت کردهام، جهت و مسیر را مشخص کردهام و در آن مسیر حرکت میکنم. این موضوع حتماً در خانواده، کار و اطرافیان من تأثیر میگذارد.
همانطور که هر نفسی در کنگره نجات پیدا میکند و به رهایی میرسد، انگار یک جامعه رهایی پیدا کرده است. اگر بتوانیم این موضوع را خارج از کنگره، در زندگی شخصی، کاری، حرفهای و اجتماعی خود رعایت کنیم، بدون اینکه بخواهیم تابلویی یا پلاکاردی در دست بگیریم، پیامرسان پیام کنگره خواهیم بود.
پیام راستین کنگره این است که انسان به نحوی زندگی کند که اولاً به خودش آسیب نزند، دوماً باعث آسیب به دیگران نشود و در مرتبه بالاتر، به نحوی زندگی کند که باعث خدمت به خودش و در ادامه به دیگران باشد.
کنگره این موضوع را در دو عبارت بسیار زیبا و وزین تعریف کرده است: آموزش و خدمت.
ما از آموزش وارد خدمت میشویم و در خدمت آموزش میگیریم. این رفتوبرگشت، مانند طی کردن وادیهاست. وقتی وادیها را از یک تا ۱۴ طی میکنیم و برمیگردیم، چیزی که پیدا کردهایم دیگر مانند گذشته نیست و میتوانیم این شعاع را بیشتر و بیشتر کنیم؛ از تنهایی و زندگی فردی خودمان شروع کنیم، آن را به خانواده ببریم و در ادامه به جامعه و اجتماع منتقل کنیم.
اگر بخواهید یک نکته و پیام برای دوستانی که از طریق سایت این گفتوگو را دنبال میکنند، بهخصوص سفر اولیها، داشته باشید، چه میگویید؟ معمولاً در کنگره جملههایی مانند «سرت را جای سر راهنما بگذار» یا «سیدی بنویس» زیاد شنیدهایم. آیا نکتهای دارید که خودتان در مسیر پیدا کرده باشید؟
آقا مهدی، شما هم بزرگتر ما هستید، هم پیشکسوت و هم خدمتگزار. اگر جایگاهی هم در کنگره داریم، امانت و مسئولیتی است که کنگره به ما داده تا ببینیم آیا میتوانیم امانتدار و مسئولیتپذیر باشیم یا نه.
چیزی که من میتوانم بگویم، هم برای ما مصرفکنندهها و هم برای همسفران، این است که زمانی که مثلث «دروغ، توجیه و انکار» را میشکنیم، دروغ را کنار میگذاریم، از توجیه و انکار فاصله میگیریم و پذیرش در ما به وجود میآید، آنوقت بار مسئولیت آن چیزی را که امروز از مشکلات، اعتیاد یا مسائل دیگر، بر اثر جهل و نادانی خودمان گرفتار آن شدهایم، میپذیریم.
وقتی این مسئولیت را میپذیریم، حتماً دست یاری نیروهای الهی همراه ما خواهد بود و مسیر به نحو دیگری برایمان رقم میخورد.
پیام کنگره این است که اگر شاگرد و رهجو حاضر و آماده باشد، صدای پای استاد را میشنود.
من میتوانم بگویم کسی که تسلیم شود و مثلث دروغ، توجیه و انکار را کنار بگذارد، در واقع وارد مسیر تسلیم شده است؛ تسلیم در مقابل اختیار، عقل و مسئولیت خودش.
آن موقع انگار بازی عوض میشود. به میزانی که «چشم» میگویی، انگار بزرگ میشوی؛ به میزانی که احترام میگذاری، محترم شمرده میشوی.
من یک پیام بسیار قشنگ از راهنمایم، آقا سعید، دارم. زمانی که میخواستم تازه وارد درمان شوم، با توجه به نوع آنتیایکس من که هروئین بود و پروتکلی که در آن زمان وجود داشت، ایشان از من سه روز سقوط آزاد خواستند.
روز دوم آنقدر حالم بد شد که به هر شکلی بود با ایشان ارتباط پیدا کردم و گفتم: «من آمدم کنگره که اینجوری اذیت نشوم. قرار بود اینجوری اذیت شوم که بلد بودم!»
ایشان خیلی کوتاه پاسخ دادند«هر گلی زدی، به سر خودت زدی», از آن زمان به بعد، من به موضوع فرمانبرداری اینگونه نگاه کردم.
از همان موقع، هر زمان که «چشم» میگویم، میبینم انگار دوباره همان حس خوب و همان ضربآهنگ به من برمیگردد.
من هنوز وقتی راهنمایم را میبینم، همان حسی را دارم که اولین جلسهای که در لژیون نشستم داشتم.
خودم را مدیون ایشان، مدیون آقای مهندس، اساتید آقای مهندس، تمام خدمتگزاران کنگره و دوستان سایت میدانم که این موقعیت را فراهم میکنند تا بتوانیم از حس و حال خودمان صحبت کنیم.
خیلی ممنونم که وقت در اختیار ما گذاشتید.
از همه شما سپاسگزارم
گردآوری و تایپ: مسافر مهدی (لژیون2)
ویرایش و ارسال: (گروه سایت نمایندگی لوئی پاستور)
- تعداد بازدید از این مطلب :
58