سپاس خدای را که که هر چه دارم از اوست
درود و سپاس خدمت اقای مهندس و خانواده بزرگوار ایشان و به همۀ خدمتگزاران کنگره ۶۰.
سالیان زیادی بود که در ذهنم سوالات زیادی داشتم؛ از جهان هستی، از خلقت موجودات، از مشکلاتی که روز به روز در زندگی من پیدا می شد، بزرگترین چالش ذهن من این بود؛ کجا و توسط چه کسی می توانم جواب سوال هایم را پیدا کنم.؟
ولی ناگفته نماند،می دانستم بالاخره جواب آن ها را پیدا می کنم و همیشه منتظر ان روز بودم.
سر زدن به ابزارهای رسانه ای ...پیج های اینستا و گروهای واتساپ.... ولی متأسفانه برای من باز هم چیزهایی مبهم بود.
تا این که یک دیدار اتفاق افتاد، با شنیدن اسم کنگره ۶۰ جرقه ای به ذهن من زده شد، و اتفاق خوب زندگی من رقم خورد، با شنیدن این کلمه، روز اول به عنوان همراهی با مسافرم قدم به کنگره گذاشتم، جلسه اول با دیدن برنامه ها کمی گیج و دو به شک افتادم، ولی ناگفته نماند استقبال روز اول ، اغوش گرم و پرمهر مرزبانان و همسفران توی کنگره می توانست مرا متقاعد کند که اینجا به جز آرامش چیز دیگری نیست.
با شروع سفرم در کنگره و شنیدن سخنان اقای مهندس از سی دی ها و خواندن کتاب ها، و آموزش ها هر روز مشتاق تر از روز قبل بودم.
وقتی که اقای مهندس از تمام خلقت، از ریز و درشت و همه قوانین زندگی سخن می گویند تمام وجود من گوش می شود برای شنیدن سخنان ایشان، و هر روز مطمئن تر از این که مسیر را درست انتخاب کرده ام، خوشحال می شوم و خدا را برای این نعمت بزرگی که به من بخشیدن شکر گزار هستم .
و شکرگزار تر این که در این دنیای پر از مشکلات و سختیها کسی هست که رسالتش را درست انجام می دهد تا بتواند آرامش ،آگاهی،سلامتی،ایمان را به هم نوعان خود ببخشد و از هیچ تلاشی دریغ نمی کند تا جایی که خانواده خویش را در این راه برای کمک به مردم قرار داده تا بتوانند جهل و نادانی را از بین ببرد و دانایی و ارزش های انسانی را به انسان ها هدیه کند.!
باشد که روزی ریشه ی جهل و نادانی خشکیده شود ،توسط انسان های نیک سرشتی که در این راه با عزم و اراده ای محکم قدم برداشته اند.
در پایان سپاسگزارم از آقای مهندس بنیان کنگره ۶۰ و خانواده محترم شان.
منبع ؛ دلنوشته
نویسنده؛ رابط خبری؛ همسفر زلیخا رهجوی راهنما همسفر فاطمه ( لژیون یکم)
ویرایش و ارسال ،همسفر سوده ،نگهبان سایت
همسفران نمایندگی لامرد
- تعداد بازدید از این مطلب :
65