«از فرمانبرداری تا فرماندهی»
همسفر نفیسه
« فرمانبرداری فقط اطاعت کردن نیست»
به نظر من هیچکس یکشبه فرمانده نمیشود. مسیر فرماندهی از فرمانبرداری شروع میشود. وقتی یاد بگیریم با دل و جان مسئولیتهایی را که به ما سپرده میشود انجام دهیم، به قوانین احترام بگذاریم و از تجربه افراد باتجربه استفاده کنیم، کمکم ویژگیهای یک فرمانده خوب در ما شکل میگیرد.
فرمانبرداری فقط اطاعت کردن نیست؛ بلکه یعنی یاد گرفتن، رشد کردن و آماده شدن برای مسئولیتهای بزرگتر. کسی که خودش سختیهای انجام دستور و مسئولیت را تجربه کرده باشد، وقتی در جایگاه فرماندهی قرار میگیرد، با انصافتر، صبورتر و دلسوزتر رفتار میکند.
به نظر من فرمانده واقعی کسی نیست که فقط دستور بدهد؛ بلکه کسی است که با اخلاق، رفتار و عملکردش الگو باشد، به حرف دیگران گوش بدهد، مسئولیت تصمیمهایش را بپذیرد و بتواند اعتماد و انگیزه را در دیگران ایجاد کند. اگر هر کدام از ما امروز فرمانبردار خوبی باشیم، فردا هم میتوانیم فرمانده شایستهای باشیم.
همسفر الهام
«مهمترین عامل، تفکر است»
انسان در جایگاهی قرار دارد که میتواند به مرحلهای برسد که بر خود حکومت کند. اما این جایگاه، نیاز به آموزش دارد و باید آن را از یک مربی یا راهنما یاد گرفت.
اگر تحت آموزشهای درست قرار بگیریم و آنها را در خود نهادینه و عملی کنیم، به جایی میرسیم که همچون فرمانروایی عادل بر شهر و دیار خود، بر وجود خویش حکومت میکنیم. در آن صورت، همه چیز زیر تسلط ماست و در بهترین قلمرو و بهترین شرایط قرار میگیریم که روزبهروز میتواند پیشرفت بیشتری را تجربه کند.
همه چیز بستگی به تصمیماتی دارد که انسان میگیرد و مهمترین عامل، تفکر است. با تفکر، ساختارها آغاز میشوند و بدون تفکر، آنچه هست رو به زوال میرود.
حال برای اینکه دوباره فرماندهیِ ازدسترفته را بهدست بیاورد، باید تحت فرمان راهنمای خود باشد؛ یعنی فرمانبرداری کند تا از دست بیماری رها شود و دوباره به جایگاه فرماندهی بازگردد.
همسفر زهرا
« فرمانبردار باشیم تا بهتر آموزش ببینیم»
در کنگره ۶۰، ما میآموزیم که فرمانبردار باشیم تا بهتر آموزش ببینیم، سفرهای پربارتری داشته باشیم و در نهایت به جایگاه خدمت و فرماندهی برسیم. هر کسی که در این کنگره خدمت میکند، این کار را با اخلاص و صداقت انجام میدهد و هیچ چشمداشتی مالی ندارد.
یکی از گروههای خدمتگزار که در پسپردهی کنگره فعالیت میکنند، دیدهبانان هستند. آنها در حقیقت ستونهای استوار کنگره به شمار میروند و امنیت سفر را برای همسفران و مسافران فراهم میکنند. دیدهبانان با نظارت دقیق بر شعبهها، نقش همان عقاب تیزبین و تیزپرواز را ایفا میکنند؛ با برنامهریزیهای منسجم و تفکری عمیق، پشتیبان پایههای کنگره هستند تا هرگز سستی و تزلزلی در آن راه نیابد.
هر دیدهبان برای انجام نظارتی دقیقتر، چندین دستیار در کنار خود دارد. امیدوارم زندگی این عزیزان سرشار از آرامش، عشق و مهربانی باشد و همواره انرژیهای مثبت ما به زندگیشان بازتابد.
همسفر طاهره
« فرمانبرداری یک کلید طلایی است»
وقتی برای اولین بار وارد کنگره ۶۰ شدم، اصلاً نمیدانستم فرمانبرداری یعنی چه. فکر میکردم فرمانبرداری یعنی:کسی به من دستور بدهد و من از روی اجبار اطاعت کنم، یا اینکه فقط چشم بگویم
همیشه وقتی مسافرم از من میخواست؛ برای خانوادهاش کاری انجام بدهم، حس میکردم فقط دستور میدهد و من باید فقط بگویم چشم، و همیشه ناراحت بودم. کنگره به من آموخت که این نگاه کاملاً اشتباه است.
در زندگی گذشتهام، مسافرم درگیر اعتیاد بود، و من هم درگیرآشوب، افکار منفی، قضاوت، ترس و ناامیدی بودم.
ذهن من فرمانده درستی برای زندگی نبود، چون حالش خراب بود و به من دستورات اشتباه میداد: برو تجسس کن، برو کنترل کن، و نتیجهاش چیزی جز تباهی زندگیمان نبود.
من فهمیدم کسی که نتواند فرمانبردار خوبی باشد، هیچوقت نمیتواند فرمانده خوبی برای شهر وجودی خودش بشود.
در کنگره فهمیدم فرمانبرداری یک کلید طلایی است؛ یعنی اعتماد به مسیری که راهنمایان عزیز آن را رفتهاند، سیدی نوشتن، سر ساعت کنگره بودن، بخشنده بودن، دوری از ضدارزشها.
من یاد گرفتم بهجای غیبت کردن، سکوت کنم یا بهجای دعوا کردن، آرام باشم. این یعنی دارم تمرین میکنم خودم را کنترل کنم. این تمرینها باعث میشود کمکم یاد بگیرم چطور به خواستههای نفسم نه بگویم. این یعنی فرمانده شدن؛ یعنی خودم رئیس زندگی خودم بشوم.
رابط خبری: راهنما همسفر زهره ( لژیون سوم )
ویراستاری و ارسال خبر: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر طاهره ( لژیون یکم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی تربت حیدریه
- تعداد بازدید از این مطلب :
63