هشتمین جلسه از دوره سوم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ همسفران نمایندگی فیروزآباد با استادی همسفرلیلا، نگهبانی همسفرثریا و دبیری همسفرخدیجه با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» روز دوشنبه ۱۶ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ برگزار گردید.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
دستور جلسه امروز از فرمانبرداری تا فرماندهی است. فرمانبرداری و فرماندهی در واقع مسیری را مشخص میکند، که از کجا تا کجا باید حرکت را انجام دهیم. ما در کنگره همه چیز را به صورآشکار و صورپنهان تقسیم میکنیم. اصلاً فرمان دادن در درون انسان است؛ یعنی اینکه به دست خودم میگویم این لیوان آب را بردار و دست اطاعت میکند. هر کاری که انسان امروز انجام میدهد، که قبلاً نمیتوانسته انجام دهد، به او حس خوبی میدهد. یعنی به نیروی خودش مسلط شده است.
مثلاً یک نفر راحت میتواند حرکات ورزشی انجام دهد؛ انسانی که به حرکات ورزشی مسلط است، یعنی از لحاظ فرماندهی به درجه بالایی رسیده است که اعضای بدنش از او اطاعت میکند؛ ولی وقتی که نمیتواند این حرکات ورزشی را انجام دهد به فرماندهی جسم خودش مسلط نیست؛ یعنی ممکن است جسمش از او متنفر شده باشد؛ چون آنقدر غذای ناسالم خورده است و با جسم خود بد کرده که این جسم تحت فشار عصبی قرار گرفتهاست و جسم او مثل یک چوب خشک شدهاست و قادر به یک ذره حرکت نیست. اگر کسی در یک رشته ورزشی به درجه بالایی برسد، مانند کسی است که درمورد جسم خود به فرماندهی بالایی رسیدهاست. اگر بخواهیم مقایسه کنیم، با یک ژنرال برابری میکند.
حرکات ورزشی شاید از نظر ظاهر خیلی بیمعنی باشد؛ ولی یک نفر که تمرین نکردهاست نمیتواند حتی سادهترین حرکات را انجام دهد. مثلاً کسی که فوتبال بازی نکردهاست و از فوتبال چیزی نمیداند، ممکن است با خودش بگوید که چه معنی میدهد که ۲۰ نفر دنبال یک توپ بدوند؛ پس فرماندهی معنی عمیقی دارد.
انسانی که دچار اعتیاد شده است، فرماندهی درون خودش را از دست داده است، چون جسمش از او فرمان نمیگیرد. فرد مصرف کننده حتی صحبت که میکند، ادامه صحبتش یادش میرود یا یک حرکتی انجام میدهد که آبروی خود یا خانوادهاش را میبرد. شخصی که اعتیاد دارد، یک جایی که دعوت میشود برای این که بتواند آبروی خود و خانوادهاش حفظ شود، مجبور است که موادی که قبلاً مصرف میکرده را بیشتر کند یا یک نوع مواد دیگری مصرف کند که بتواند بر جسم خود فرماندهی کند.
من اگر یک سری توانایی در کار خود پیدا میکنم، چقدر خوشحال میشوم و لذت میبرم، برعکس اگر یک سری کارهایی که قبلاً انجام میدادهام الان نتوانم انجام دهم؛ چقدر برایم عذاب آور است و احساس بدبخت بودن و افسردگی و گوشهگیری به من دست میدهد؛ یعنی آن حافظهای که قبلاً تحت فرمان من بوده است، الان دیگر نیست. وقتی دارویی که دکتر برای من تجویز کرده نمیتوانم سر ساعت استفاده کنم؛ یعنی دیگر جسم من از من فرماندهی نمیکند، چون درست نتوانستم از جسم خود مراقبت کنم.
ما اگر از جسم خود درست مراقبت کنیم، برای انجام یک حرکت ساده ورزشی، جسم ما فرماندهی میکند و ما راحت میتوانیم حرکات ورزشی را هماهنگ انجام دهیم و فردا که پیر شدیم، محتاج به عصا نشویم. من اگر نتوانم به لژیون تغذیه بیایم؛ یعنی فرمانبرداری نکردهام و نتوانستم برای جسم خود فرماندهی کنم یا اگر به صحبت راهنمای خود گوش نداده بودم و نتوانسته بودم سیدی بنویسم نمیتوانستم این خدمتی که الان به من دادهاند ازش لذت ببرم و از این خدمت برخوردار باشم.
این حال خوبی که من الان دارم، از برکات و از آموزشهایی است که از کنگره گرفتهام با آموزشهای کنگره صبح از خواب بیدار میشوم و پیادهروی میکنم به موقع غذا میخورم، من احساس یک بچهای را دارم که تازه میخواهد راه برود؛ وقتی به زمین میخورد، با شوق و ذوق بیشتری بلند میشود؛ به راه خود ادامه میدهد.
در آخر اینکه فرمانبردار خوبی باشیم تا بتوانیم فرماندهی کنیم؛ و اگر به کنگره میآییم درست فرمانبرداری کنیم تا به آن نتیجه دلخواه خود برسیم. به قول آقای مهندس: مثل درخت بیثمر نباشیم که کلی آب و نور و کود دریافت میکند، آخر هم میوه نمیدهد؛ حتی برگهای خشک شدهاش هم دست و پاگیر است.

مرزبان کشیک: مسافرفضلالله، همسفرمدینه
عکاس:همسفررویا رهجوی راهنما همسفرفاطمه (لژیون اول)
تایپیست: همسفرحمیده رهجوی راهنما همسفرفاطمه (لژیون اول)
ویرایش: همسفرخدیجه رهجوی راهنما همسفرفاطمه (لژیون اول)
ارسال: راهنما همسفرسهیلا (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی فیروزآباد فارس
- تعداد بازدید از این مطلب :
49