چهاردهمین جلسه از دوره بیستم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰، همسفران نمایندگی چالوس، با استادی ایجنت همسفر فاطمه، نگهبانی همسفر زهرا و دبیری همسفر محبوبه با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» در روز دوشنبه ۱۶ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
از دبیر و نگهبان که در برگزاری و آغاز جلسه همکاری کردند تشکر میکنم. از نگهبان لژیون سردار، خانم فاطمه ، دبیر، خزانهدار و گروه محترم مرزبانی نیز سپاسگزارم.
در مورد دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» زمانیکه واژه فرمانده را میشنویم، ممکن است ذهنمان به سمت پادگان و نظام برود. همانطور که آقای مهندس نیز در صحبتهای خود اشاره کردند، کنگره۶۰ از این نظر شباهتهایی با یک سیستم منظم و نظاممند دارد. به نظر من، چیزی که در کنگره ما را به آرامش میرساند، همین فرمانبرداری است. امروز درباره خانم فاطمه صحبت کردیم. ایشان زمانی رهجوی لژیون یکم بودند و فرمانبرداری را بهخوبی انجام دادند و امروز به جایگاهی رسیدهاند که نگهبان لژیون سردار هستند و در انتخابات مرزبانی نیز رأی لازم را کسب کردهاند. این جایگاهها نتیجه همان فرمانبرداری و حرکت درست در مسیر آموزش است.
یک رهجو زمانی که وارد کنگره۶۰ میشود، ابتدا تسلیم میشود، ایمان میآورد و به کنگره اعتقاد پیدا میکند. سپس وارد لژیون تازهواردین میشود و طی جلساتی با کنگره۶۰، روش درمان DST و مسیر حرکتی آن آشنا میشود. با توجه به آموزشهایی که دریافت میکند و با حس و عقل خود، راهنمایش را انتخاب میکند. پس از انتخاب راهنما، وارد یک لژیون میشود و تحت آموزش قرار میگیرد. راهنما نیز کسی است که خود این مسیر را طی کرده از فیلترهای مختلف عبور کرده و با کسب آموزش و تجربه به جایگاه راهنمایی رسیده است. در کنگره۶۰، بنیان کنگره استاد همه ما، آقای مهندس دژاکام هستند و هر شخصی برای رسیدن به جایگاههای مختلف، باید مراحل و آموزشهای لازم را طی کند.
زمانی که فرد به جایگاه راهنمایی، مرزبانی، تازهواردین، ویلیام و یا لژیون تغذیه سالم میرسد، این جایگاه حاصل یک مسیر و یک فرآیند آموزشی است. رسیدن به فرماندهی بدون فرمانبرداری امکانپذیر نیست. کسی که به جایگاهی میرسد، حتماً در مسیر خود فرمانبرداری را آموخته، آموزشها را پذیرفته، هدف خود را مشخص کرده و دانایی خود را به دانایی مؤثر و کاربردی تبدیل کرده است. این فرماندهی تفاوتی ندارد که فرماندهی یک لژیون باشد، لژیون ویلیام باشد، لژیون تغذیه سالم باشد یا جایگاه دیگری در کنگره. همانطور که آقای مهندس فرمودند، مهم شخصی که شال را به گردن دارد نیست؛ مهم جایگاهی است که آن شال را دارد. ما باید به جایگاهها احترام بگذاریم؛ زیرا این جایگاهها بخشی از ساختار و سیستم کنگره۶۰ هستند.
اگر من هنوز ذهنم درگیر قضاوت دیگران باشد و نتوانم جایگاه راهنما را بپذیرم، نشان میدهد که هنوز به آن میزان از پذیرش و دانایی نرسیدهام که بدانم نیاز به آموزش دارم. کسی که پذیرش نداشته باشد، مفهوم فرمانبرداری را به درستی درک نکرده است. راهنما کسی است که برای خدمت خود وقت میگذارد و از بخشی از زندگی و آسایش خود میگذرد تا به رهجوی خود کمک کند. او پیمانی بسته است که در این مسیر حضور داشته باشد. بنابراین ما نیز باید قدرشناس باشیم و بدانیم که سپاسگزاری یکی از آموزشهای مهم کنگره است.
دستور جلسات کنگره نیز به یکدیگر مرتبط هستند. هفته گذشته درباره «دانایی و دانایی مؤثر» صحبت کردیم و امروز درباره «فرمانبرداری تا فرماندهی». زمانیکه سپاسگزاری را یاد نگرفته باشم، چگونه میتوانم دانایی خود را به دانایی مؤثر و کاربردی تبدیل کنم؟ وقتی زحمات راهنمای خود را نمیبینم و از تلاشهای او آگاه نیستم، چگونه میتوانم قدر آموزشهایی را که دریافت میکنم بدانم؟ فرمانبرداری به این معنا نیست که انسان اختیار و تفکر خود را از دست بدهد؛ بلکه زمانی که هدف خود را مشخص کرده و مسیر درست را شناخته است، باید بتواند در آن مسیر حرکت کند و آموزش بپذیرد. اگر هدفی نداشته باشم، فرمانبرداری نیز برای من معنایی نخواهد داشت.
بسیاری از انسانها با مشکلات مختلف وارد کنگره میشوند و در جستوجوی راهی برای رهایی و آرامش هستند. آنچه اهمیت دارد این است که با ایمان و پذیرش وارد این مسیر شوند و اجازه دهند آموزشها را دریافت کنند. بسیاری از خواهران و مادرانی که امروز در کنگره حضور دارند، زمانی با مشکلات و نگرانیهای مختلف به دنبال راهی برای حل مسائل خود بودهاند. اگر مسئلهای داریم و نمیتوانیم آن را با راهنمای خود مطرح کنیم، میتوانیم از ایجنت کمک بگیریم. در کنگره همه برای یکدیگر محرم هستند و هدف، کمک به انسان برای رسیدن به آرامش و رهایی است.
شخصی در کنگره به نتیجه میرسد که بتواند آموزشپذیر و فرمانبردار باشد. وقتی راهنما از رهجو میخواهد کاری را انجام دهد، رهجوی واقعی به جای توجیه کردن، تلاش میکند آموزش را اجرا کند. همین پذیرش و عمل کردن به آموزشها است که بهتدریج گرههای زندگی را باز میکند. گاهی ممکن است رهجو تصور کند راهنمایش سختگیر است در حالیکه راهنما دشمن رهجو نیست؛ بلکه او را مانند فرزند خود دوست دارد. راهنما خودش زمانی رهجو بوده، مسیر را طی کرده، تجربه کسب کرده و به جایگاه راهنمایی رسیده است. بنابراین زمانیکه اشتباهات گذشته خود را در رهجو میبیند، تلاش میکند با ارائه راهکار به او کمک کند. اگر حرف راهنما به دل مسافر یا همسفر نمینشیند یا نتیجه مطلوب حاصل نمیشود، بهتر است هرکدام از ما ابتدا به درون خود نگاه کنیم و ببینیم اشکال کارمان کجا است. گاهی لازم است به جای اینکه دیگران را مقصر بدانیم، رفتار و عملکرد خود را بررسی کنیم.
حتی فرمانبرداری از مسافر نیز میتواند در جای خود یک آموزش باشد. من از مسافرم شاکر هستم؛ زیرا همین مسیر باعث شد کنگره را پیدا کنم و گرههایی را که در زندگیام وجود داشت را بهتر بشناسم. باید قدر این فرصت را بدانم؛ زیرا خداوند هم درد را نشان میدهد و هم راه درمان را در اختیار انسان قرار میدهد. در زندگی نیز اگر با مشکلی روبهرو میشویم، نباید آن را صرفاً یک مانع بدانیم. گاهی مشکل آمده است تا ما را بزرگتر و قویتر کند. هر چالشی میتواند راهی برای رشد و کسب تجربه باشد. اگر چالشها و سختیها نباشند، قطعاً رشد و تکامل نیز بهوجود نخواهد آمد.
من مطمئن هستم که همه شما با ادامه این مسیر، آموزش و فرمانبرداری صحیح به جایگاههای بالاتر خواهید رسید. همانطور که خانم شهره در مصاحبه خود بیان کردند: «در کنگره جایگاهها باقی میمانند؛ اما افراد در این جایگاهها تغییر میکنند.» واقعاً در کنگره جایگاهها همواره وجود دارند؛ اما افراد هستند که در طول مسیر تغییر میکنند. ممکن است امروز رهجو باشم، فردا راهنما شوم و پس از آن در جایگاه دیگری خدمت کنم. هیچکس نمیداند در ادامه مسیر چه جایگاهی را تجربه خواهد کرد و چه خدمتی به او سپرده خواهد شد. تنها چیزی که از خداوند میخواهم این است که در کنگره۶۰ لایق بمانم، خدمت کنم و هر روز آموزش بیشتری بگیرم.

مرزبان کشیک: همسفر سکینه، مسافر ملکآرا
تایپ: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون چهارم)
عکاس: راهنما همسفر غزل (لژیون سوم)
ارسال: همسفر سکینه مرزبان خبری
همسفران نمایندگی چالوس
- تعداد بازدید از این مطلب :
149