سلام دوستان حسام هستم یک مسافر پانزده سال تخریب آخرین آنتی ایکس مصرفی تریاک شیره مدت سفر اول ده ماه و چهارده روز راهنما آقای محمد روش درمانی دارو شربت اوتی رهایی دوازده سال و شش ماه
شما که هم تجربه سفر و هم تجربه خدمت دارید به نظر شما کدام یک بیشتر باعث رشد انسان میشود آموزش گرفتن یا خدمت کردن ؟ چرا؟
ما در کنگره یاد میگیریم و بعد اجرا میکنیم؛ یعنی ابتدا آموزش و سپس انجام کار. میتوان گفت آن چیزی که بیش از همه باعث رشد انسان میشود، هم آموزش است و هم خدمت. اگر خدمتگزار آموزشهای ابتدایی را ندیده باشد، قطعا نمیتواند خدمت درستی هم ارائه دهد. این دو مورد مکمل یکدیگر هستند و زمانی که خدمت میکنید نیز آموزش میگیرید؛ یعنی این فرآیند مانند چرخهای است که مدام در حال تکرار است: آموزش میبینیم، خدمت میکنیم؛ خدمت میکنیم، آموزش میبینیم. همه اینها در جهت رشد و تعالی انسان و حرکت به سوی نوری است که مهندس همیشه درباره آن صحبت میکنند. اساساً خلقت انسان به این دلیل است که آمدهایم تا خدمت کنیم و یاری برسانیم تا به درجه والایی که شایسته آن هستیم، برسیم.
بعضی از مسافران با وجود داشتن آموزش و راهنمای خوب در مسیرشان به نتیجه نمیرسند سهم خود فرد در این مسئله چقدر است ؟
سهمِ «من» در موفقیت یا شکست سفردر خصوص این سؤال که چرا برخی از مسافران با وجود بهرهمندی از آموزشها و حضور راهنما، باز هم به نتیجه مطلوب نمیرسند، باید گفت که صد درصدِ مسئولیت این اتفاق بر عهده خودِ فرد است.گاهی ما گمان میکنیم که «آموزش گرفتهایم»؛ اما حقیقت این است که مانعی در درون ما وجود دارد که مانع از بهرهبرداری درست از آموزشها میشود. این همان نقطهای است که شاید به زبان نیاوریم، اما در عمل دچارِ «من میدانم» میشویم. در این وضعیت، دیوارِ پذیرش و یادگیری برای ما فرو میریزد و ما مسیر را نه با آموزشهای کنگره، بلکه با تفکراتِ محدود و شخصی خودمان ادامه میدهیم.شاید در مقطعی کوتاه، این تفکراتِ شخصی پاسخگو باشد، اما چون در جهت رشد و ارتقای آن دانش گام برنمیداریم، در نهایت منجر به زمین خوردن، کند شدن حرکت و یا حتی حرکتِ رو به عقب میشود. گاهی فکر میکنیم در حال حرکت رو به جلو هستیم، اما در واقع در همان نقطه در حال درجا زدنیم؛ درست مانند کسی که روی دوچرخه رکاب میزند اما دوچرخه سر جای خود ثابت مانده است. قانونِ دوچرخهسواری میگوید: «اگر رکاب نزنی، نمیایستی، بلکه زمین میخوری»؛ و این دقیقاً حکایتِ کسانی است که از مسیر آموزش فاصله میگیرند.در چنین شرایطی، حتی راهنما نیز نمیتواند کاری انجام دهد؛ چرا که وقتی فرد پذیرشی برای یادگیریِ جدید ندارد، عملاً دریچههای تغییر بر روی او بسته است. ما در کنگره بارها شاهد بودهایم کسانی که خواستهاند سفرشان را با اتکا به «عقلِ ناقص خود» پیش ببرند، هرگز به رهاییِ باکیفیت و آن آرامشِ نهایی دست نیافتهاند. در نهایت، همهچیز به «پذیرش» و میزانِ مسئولیتپذیریِ خودِ فرد بستگی دارد.

به نظر شما یک راهنما تا کجا باید کنار رهجو باشد و از کجا به بعد باید اجازه بدهد خودش زمین بخورد و تجربه کند؟
در مورد سوال سوم، به نوعی به سوال قبل مربوط میشود و من با تجربه لژیونداری که خودم داشتم، میتوانم بگویم که یک راهنما تا کجا میتواند کنار رهجو باشد و باید باشد. راهنما همیشه هست؛ راهنما هیچوقت رهجو را رها نمیکند، این رهجو است که راهنما را رها میکند. من خودم بهنحوی که هنوز که هنوز است نیاز به راهنما دارم و ما همیشه تا نفس میکشیم نیاز به راهنما داریم.نمیتوانم این سوال را صد درصد جواب بدهم که تا چه زمانی و از کجا به بعد باید اجازه بدهد خودش زمین بخورد؛ ولی خب، مثل یک پدری میماند که در زمان دوچرخهسواری کنار فرزندش است، ولی اجازه میدهد که او زمین بخورد و این زمینخوردنهاست که باعث شکلگیری و یادگیری بهتر میشود.حالا اینکه تا چه حد فرد تجربه کند و تا چه حد زمین بخورد، به خود فرد و تواناییهای خودش بستگی دارد که باز هم برمیگردد به سال اول و آن بحث آموزش، خدمت و تجربه.
نقش آموزش جهان بینی و سیدیهای آموزشی در ثبات رهایی تا چه اندازه کلیدی است؟
نقش آموزش جهانبینی و سیدیهای آموزشی کاملاً مشخص است. اگر شخصی ضلع جهانبینیاش آموزش ندیده باشد، رشد نکرده باشد و به تعادلی نرسیده باشد، قطعاً در سفر دوم زمین خواهد خورد. عمده افرادی که در کنگره ۶۰ بعد از رهایی آسیب میبینند، کسانی هستند که به این قسمت توجهی ندارند. به همین دلیل است که آقای مهندس تأکید خاصی روی نوشتن سیدی دارند و نوشتن هفتگی سیدیها در برنامه آموزشی کنگره قرار دارد؛ بهطوریکه هر هفته یک سیدی منتشر میشود.خود آقای مهندس سیدیهای خودشان را گوش میدهند، تمامی دیدهبانان سیدیها را مینویسند و یکی از الزامات برای تمامی افرادی که میخواهند در کنگره خدمت کنند، این است که حتماً سیدیها را نوشته باشند. این موضوع اهمیت این نکته را نشان میدهد که کنگره توجه ویژهای به این مقوله دارد و میداند افرادی که روی قسمت جهانبینی خود کار میکنند، کسانی هستند که حال خوب دارند، آموزشهایشان بهروز است و میتوانند بحرانها را بهاتر مدیریت کنند.همه این دستاوردها را مدیون آقای مهندس و گروه دیدهبانان عزیز هستیم که با برنامهریزیها و سختگیریهای پدرانهشان در این زمینه، باعث میشوند بتوانیم حال خوش خود را حفظ کنیم و تلاش کنیم به دیگران نیز برای ادامه این مسیر یاری برسانیم.
مصاحبهکننده: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون دوم)
عکاس: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر سمانه (لژیون اول)
ارسال: همسفر مریم نگهبان سایت
همسفران نمایندگی سنایی نیشابور
- تعداد بازدید از این مطلب :
359