شاید ما با شنیدن واژههای فرمانبرداری و فرماندهی به یاد پادگان یا سلسه مراتب نظامی بیفتیم، یا اینکه از خود بپرسیم، آیا فرمانبرداری یعنی زیردست بودن؟ آیا فرماندهی یعنی دستور دادن و امر و نهی کردن؟ فرماندهی چه ارتباطی با فرمانبرداری دارد؟ فرمانبردار شوم تا چه چیزی را کسب کنم؟ فرماندهی کجا را قرار است بر عهده بگیرم؟
راستی چقدر زیباست که تمامی کهکشانها در مدار خود، ستارههای آسمان، انوار طلایی خورشید، زمین، کوه، دشت، دریا، ماهیان دریایی، ابر، باد، خاک، دگرگونی فصلها، همه و همه از قادر مطلق فرمان گرفته تا در خدمت بشر باشند و این جانشین خداوند بر روی زمین باید همچون فرماندهی لایق در جای جای هستی قدم بردارد، به گونهای که در همه جا به زیباترین شکل، تصویری از خداوند را به نمایش بگذارد تا هم خود و هم خداوند از او راضی باشد. فرماندهی یک هدف و به صورت یک قانون کلی است. حرکتی است از نقطهای به نقطه دیگر و در واقع یک مسیر را مشخص میکند. فرماندهی بر این معنا است که من به بخشی از نیروها و نیروهای درون و برونم تسلط کافی داشته باشم که اگر بخواهم کار، حرکت یا عملی انجام دهم از پس آن بر آیم و حتی کارهایی که دیگران از من بخواهند، به راحتی و با تسلط کامل به سرانجام برسانم. به زبان سادهتر به من میآموزد که چطور بر کارهایم تسلط لازم را داشته باشم. این مسلط شدن، درونی است.
به عنوان مثال: کسی که در یکی از رشتههای ورزشی، قهرمان کشوری میشود، جسم یا بخشی از اعضای جسم خود را تحت فرمان دارد. این فرماندهی در یک انسان سالم با یک انسان بیمار (مخصوصاً بیماری اعتیاد) کاملاً متفاوت است. انسان سالم اگر کاری را بخواهد انجام دهد معمولاً بدون اشکال انجام میدهد، اما در انسانی که بیمار است، فرماندهی از بین میرود. به عنوان مثال فردی که دیابت دارد، دیگر نمیتواند از قند یا شیرینی استفاده کند. دیگر نمیتواند کارهایی را که قبلاً انجام میداده، انجام دهد و چیزهایی که قابل اجرا بوده، اکنون به صورت نسبی اجرا میکند.
برای اینکه بیشتر متوجه موضوع و ارتباط خط مسیر و حرکت از سطح فرمانبرداری، برای رسیدن به سطح فرماندهی و ارتباط آن با مسئله اعتیاد، بهتر است طبق معمول از اعتیاد و درمان آن شروع کنیم.
از فرمانبرداری تا فرماندهی و نقش آن در درمان اعتیاد؛
اعتیاد یک نوع بیماری است که خود فرد (خواسته یا ناخواسته) آن را به وجود میآورد و تفاوت آن با سایر بیماریها، این است که بیماریها یک قسمت از بدن را درگیر میکنند، اما بیماری اعتیاد، جسم ، روان (خلق و خو) و جهانبینی (افکار و اندیشه) و در کل صور آشکار و صور پنهان را مورد هدف قرار میدهد و اولین کاری که میکند، این است که قدرت فرماندهی را از عقل میگیرد و خودش فرمانده شهر وجودی (جسم انسان) میشود.
ما به دلیل مصرف مواد مخدر، فرماندهی این شهر عظیم را از دست دادهایم و به اصطلاح برای تمامی کارهای خود یک حساب با دو امضا باز کردهایم و هر کاری که بخواهیم انجام دهیم باید حکم مواد را هم در آن سهیم بدانیم. خوابیدن، بیدار شدن، غذا خوردن، راه رفتن، لباس پوشیدن، مسافرت رفتن و ... باید با امضا و اجازه مواد مخدر انجام شود. حال که فرد مصرفکننده این اختیار را از دست رفته میبیند، به گمان خود با مصرف بیشتر موادمخدر میتواند این فرماندهی را پس بگیرد، در صورتی که با این اشتباه ساختار اعتیاد قدرتمندتر میشود و او را بیشتر و بیشتر در قعر تاریکیها فرو میبرد.
۱-فرماندهی ساده که از فرماندهی بر شهر وجودی خود انسان آغاز میشود.
۲-فرماندهی مرکب که از فرماندهی انسان بر انسانهای دیگر است. مانند پدر و مادر برای خانواده، معلم برای کلاس درس، راهنما برای لژیون و ...
۳-قاعده مثلث که موضوع فرماندهی است.
همچنین در این سیدی انواع فرماندهی از نقطه نظر ماهیت (خوب و بد) نیز در قالب فرماندهی مثلث بیان میشود عبارت است از:
۱_فرمانروایانی که در جهت ساختن عمل میکنند.
۲_فرمانروایانی که در جهت تخریب عمل میکنند.
۳_فرمانروایان خنثی که باری به هر جهت هستند و هدف خاصی ندارند.
ما در مقوله درمان اعتیاد و رسیدن به خود، در ابتدا بایستی از فرمانبرداری شروع کنیم و برای عبور از این گذرگاه سخت، چیزی به نام خود فرمانی نداریم. از خود فرمانی تا فرمان، فرق بسیار است. با خود فرمانی به جایی میرسیم که در گذشته رسیده بودیم و آن تاریکی بود، اما حال برای رفتن به روشنایی باید تابع فرمان باشیم. باید بپذیریم که اشتباه کردهایم و اکنون باید از یک نیروی دیگر اطاعت کنیم. یکی از شرایط مهم فرمانبردار بودن، این است که شخص باید بپذیرد که اشکال دارد، بنابراین احتیاج دارد که از یک نیروی دیگر اطاعت کند تا نیروهای از دست رفته خود را باز یابد و بر خود مسلط شود.
فرماندهی در پروسه درمان اعتیاد بر عهده کنگره۶۰ و در دست کسی است که خود قبلاً فرمانبردار بوده و اکنون به فرماندهی در درمان اعتیاد رسیده است. در اینجا است که فرد (بیمار اعتیاد) پس از حضور در کنگره۶۰ مورد حمایت قرار میگیرد و با اجرای دستورات، قوانین و حرمتهای آن قادر خواهد بود که به مرور، نیروهای منفی را از شهر وجودی خود خارج کند و در نهایت تبدیل به فرمانروایی لایق و با شهامت بر این شهر گردد. پس آن کنیم که فرمان است.
منابع: کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیرصفر
کتاب عشق چهارده وادی برای رسیدن به خود
سیدی فرمانروایان زمان.
نویسنده: همسفر مریم رهجو راهنما همسفر سمیه(لژیون اول)
رابط خبری: همسفر نیلوفر رهجو راهنما همسفر سمیه(لژیون اول)
ویرایش: همسفر ساناز رهجو راهنما همسفر فاطمه( لژیون چهارم) دبیر سایت
ارسال: همسفر مریم نگهبان سایت
همسفران نمایندگی اسبیکو خرمآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
113