جلسه دوازدهم از دوره دوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره ۶۰ نمایندگی هشتگرد به استادی همسفر سپیده، نگهبانی همسفر دریا و دبیری همسفر زهره با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی»، روز دوشنبه 16 شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، سپیده هستم، همسفر.خدا را شکر که باز هم این توفیق شامل حال من شد که بتوانم در این جایگاه، در کنار شما عزیزان خدمت کنم. از راهنمای عزیزم، خانم فریبا، ایجنت محترم، مرزبانان گرامی و همچنین نگهبان و دبیر جلسه تشکر میکنم که به من اجازه خدمت دادند.
دستور جلسه امروز با عنوان «از فرمانبرداری تا فرماندهی» است. همه دستور جلساتی که در کنگره گذاشته میشود، به نظرم یک تفکر قوی در پشت دستور جلسات وجود دارد تا از آنها آموزش بگیریم و با برداشتها و آموزش هایی که دریافت می کنیم تا بتوانیم آنها را عملی کنیم.فرمانبرداری و فرماندهی؛ این کلمه را وقتی میشنویم، من خودم اوایل این برداشت را داشتم که همۀ ما باید فرمان بدهیم؛ یعنی به اطرافیانمان دستور بدهیم. اما اینطور نیست.
وقتی به مرور زمان آموزشها و آگاهی کنگره را دریافت میکنیم، آن موقع متوجه میشویم که اینطور نیست. وقتی دانایی کسب میکنیم، باید به درون خودمان برگردیم؛ یعنی به همان نفس خودمان. وقتی به صور پنهان خودمان نگاه کنیم، متوجه میشویم که آن نفس ما است که بر ما میتواند غلبه کند یا نه.ما باید آنقدر آگاه باشیم که تحت سلطۀ نفس خودمان قرار نگیریم. آگاهی ما است که تعیین میکند در کدام مرحلۀ نفسانی قرار بگیریم.اگر ما در مرحلۀ نفس اماره باشیم که دیگر فرماندهی دست ما نیست. هر چه نفسمان بگوید، چه خوب، چه بد، چه ارزشی یا ضد ارزشی باشد، همان را انجام میدهیم؛ بدون اینکه عذاب وجدان بگیریم یا به خودمان بگوییم: «من چرا این کار را انجام دادم؟»
فرمانبرداری؛ مقدمهای برای آموزش
یک موقع هست که فرمانبردار بودن خوب است؛ چون انسان باید فرمانبردار باشد تا بتواند آموزش بگیرد و نقصهایی که در وجودش هست را درست کند.موقعی که تحت نیروهای شیطانی قرار بگیرد و در مرحلۀ نفس اماره باشد و از آن فرمانبرداری کند، همۀ ما میدانیم که این کار درست نیست و جزو ضد ارزشها به حساب میآید؛ چون فقط در ضد ارزشیها قرار میگیرد.حالا اگر ما از طرف عقلمان فرمانبردار باشیم، آن موقع است که به خودمان اجازۀ کسب آگاهی و دانش میدهیم و این آگاهی و دانش است که به ما قدرت تشخیص میدهد که چه کاری ارزشی و چه کاری ضد ارزشی است و این به من کمک میکند که حواسم جمع باشد و نگذارم نیروهای منفی در سر راهم قرار بگیرند و فرماندهی جسم من را در اختیار بگیرند.
منیّت؛ مانع آموزش و پیشرفت
خوب میدانیم که نیروهای منفی همیشه و همیشه بر سر راه ما قرار میگیرند و خیلی منفی عمل میکنند. پس ما باید خیلی هوشیار باشیم. یکی از چیزهای دیگری که به انسان اجازه نمیدهد فرمانبردار باشد، منیت است. منیت مانع آموزش و پیشرفت ما میشود.وقتی شخصی وارد کنگره میشود، درست است که تحصیلات بالایی داشته باشد یا چیزهایی در او وجودش داشته باشد که منیت را در خودش به وجود بیاورد، برای اینکه اینجا به درمان برسد، اولین شرط آن این است که آن منیت را کنار بگذارد؛ این را به خودش بقبولاند که «من چیزی نمیدانم و نیاز به آموزش دارم.»
فرمانبرداری از راهنما و رها شدن از منیت
انسان اگر با این فکر مقایسه کند که «من در یک چیزهایی بالاتر هستم» یا «از راهنمام بالاتر هستم» یا «سواد و تحصیلاتش راهنمام از من پایینتر است»، هیچ وقت نمیتواند به درمان برسد یا آن فرمانبرداری را از راهنمایش داشته باشد.منیت در جایگاههای خدمتی هم سراغ ما بیاید که قطعاً هم همینطور است. به این صورت خودش را نشان میدهد که «من میخواهم در کنگره خدمت کنم.» به چه دلیل؟ به این دلیل که من فرمانده باشم در اینجا، به همه بگویم که چه کاری انجام بدهند و چه کاری انجام ندهند.اگر هدف ما این باشد، هیچ وقت موفق نمیشویم در خدمت کردن.
فرماندهی واقعی چیست؟
منظور از فرماندهی این نیست که بخواهیم مدام به همه، چه به بچه و خانوادهمان یا در جامعه یا اطرافیانمان، دستور بدهیم و آنها را فرماندهی کنیم.منظور این است که با کسب آگاهی، شناخت نیروهای منفی و آگاه بودن خودمان را داشته باشیم، آن وقت بخشش به دست میآوریم و با در دست گرفتن جسم خودمان و فرماندهی جسم خودمان، قدرت بخشش به دست بیاوریم.این قدرت بخشش است که به ما اجازه میدهد تا در لژیون سردار با عشق و محبت خدمت کنیم.
چطور است که عزیزان با جان و دل، چه در قسمت سردار یا دنور یا پهلوانی یا نشان بینشانی، چیزی را اعم از زمین یا مکانی را به کنگره میبخشند؟ اینان قدرت بخشش را در خودشان به وجود آوردهاند و توانستهاند فرماندهی جسم خودشان را داشته باشند.این افراد به قدری با عشق خدمت میکنند که بخواهند در برابر آنچه میبخشند، بخواهند چیزی را درخواست کنند.
پذیرش؛ بخشی از فرمانبرداری
با پذیرفتن و فرمانبرداری هست که وقتی یک همسفر اعتیاد مسافرش را میپذیرد، خیلی محکم و با عشق میتواند با همۀ سختیهایی که در این سفر بالا و پایین میشود، در کنار مسافرش بماند و با عشق و محبت سفر کند. در انتها، نتیجهاش درمان و به تعادل رسیدن مسافرش است.یکسری از همسفرها، از جمله خود من، به این فکر میکردم که چرا من باید باشم. این را قبول نکرده بودم که شاید من هم نقصهایی در وجود خودم داشته باشم.وقتی بخواهم این نقصهایم را بپذیرم و فرمانبردار باشم، آن وقت میتوانم به حال خوش برسم و فرمانبردار راهنمام و آموزشهایش باشم.
شاید اگر فرمانبرداری جسم خودم را قبول نکنم، آنقدری نقص داشته باشم که نگذارم مسافرم سفر خوبی داشته باشد و به حال خوش برسد.اگر میخواهیم در مسیر سبز کنگره مانا باشیم و خدمت کنیم و به حال خوش برسیم و رشد کنیم، باید فرمانبردار باشیم. با کسب دانایی هست که به فرمان عقل نزدیک میشویم و فرماندهی جسم خودمان را در دست میگیریم؛ یعنی همان «شو شودی» که در وادی اول میخوانیم.
خدا را شکر برای بودن در این مکان مقدس. خدا را شکر برای وجود آقای مهندس. خدا را شکر برای حضور راهنمای عزیزم که در کنار ما است و با آگاهی کامل به ما تدریس میکند.برایتان بهترینها را از خدا میخواهم و ممنونم که به صحبتهای من گوش کردید.
.jpg)
مرزبان کشیک: همسفر کینوش و مسافر محمد
تایپیست: همسفر سهیلا رهجوی راهنما همسفر فریبا (لژیون اول)
عکاس: همسفر پریسا رهجوی راهنما همسفر فریبا (لژیون اول)
ارسال: همسفر کینوش مرزبان خبری
همسفران نمایندگی هشتگرد کرج
- تعداد بازدید از این مطلب :
188