English Version
This Site Is Available In English

فرماندهی در امتداد فرمان‌برداری

فرماندهی در امتداد فرمان‌برداری

سومین جلسه از دوره چهاردهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی وکیلی یزد به استادی پهلوان راهنما همسفر محدثه، نگهبانی همسفر ناهيد و دبیری همسفر الهام با دستور جلسه «از فرمان‌برداری تا فرماندهی» در روز دوشنبه ١۶ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که اجازه داد یک بار دیگر روی این صندلی  بنشینم و آموزش بگیرم. از نگهبان جلسه و گروه مرزبانی سپاسگزارم که اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم. زمانی‌که در مسیر بودم به‌واسطه این‌که من در یکی از نمایندگی‌های شهرستان لژیون دارم احساس خیلی غریبی داشتم؛ مانند این‌که مادری بعد از مدت‌ها فرزندان خود را تنها بگذارد و به خانه پدری برود؛ نشان‌دهنده آن پیوند محبتی است که در تک‌تک نمایندگی‌ها برای ما وجود دارد. حس خوب همیشه است، با این‌که باید لژیون را رها می‌کردم و به نمایندگی وکیلی می‌آمدم این احساس شعف در من وجود داشت.

به فرمان آقای مهندس و دکتر امین کنگره باعث می‌شود ما با یکدیگر ارتباط و پیوند محبت برقرار کنیم و این به ما در داشتن حال خوش کمک می‌کند. دستور جلسه امروز از فرمان‌برداری تا فرماندهی می‌باشد که از یک شروع تا یک پایان یا از یک مبدأ مشخص به مقصدی معلوم گزارش می‌دهد. برای این‌که من بخواهم از یک مبدأ به مقصدی حرکت کنم قبل از آن یکسری تدارکاتی را انجام می‌دهم.

اگر من بخواهم از فرمان‌برداری به فرماندهی برسم قبل آن یکسری موضوعات و تاریکی‌هایی وجود داشته که باعث شده من روی این صندلی آموزش بنشینم و به یک فرمان‌بردار و درادامه مسیر به یک فرمانده تبدیل شوم؛ تدارکاتی که قبل از این مسیر وجود داشته همان نقض فرمان است. مطلبی که دکتر امین در سی‌دی نقض فرمان می‌فرمایند: آغاز ورود به تاریکی نقض فرمان است و زمانی‌که من نقض فرمان می‌کنم مشرک هستم؛ یعنی در فرماندهی نفسم یک شریک قائل می‌شوم و شروع می‌کنم به حرکت کردن.

طبق فرمایش دکتر امین اگر تحت آموزش باشم قطعاً زمانی دچار محرومیت‌هایی شدم که باعث شده در مرحله آموزش قرار بگیرم؛ یعنی قبلاً نقض فرمان‌هایی را تجربه کردم و الان طبق فرمان عقلم روی صندلی نشسته‌ام؛ به خودم گفتم باید بنشینم، آموزش بگیرم، منیت‌ها را از خود دور کنم تا انسان فرمان‌برداری باشم و درادامه بخواهم فرماندهی کنم.

اولین چیزی‌که نقض فرمان از من می‌گیرد اختیار است. این امر برای تک‌تک مسافران و همسفران داخل  کنگره۶۰ اتفاق افتاده، مسافران به‌واسطه نقض فرمان اختیار جسمشان را از دست داده‌اند و ما همسفران به‌واسطه حال بد مسافرمان و افکار جهان‌بینی بدی که داشتیم فرماندهی جسم خود را از دست داده‌ایم، در اصل نقض فرمان کرده‌ایم. دکتر امین در سی‌دی نقض فرمان حضرت آدم را به‌عنوان نمونه بارز مثال می‌زنند و می‌گویند: اولین نقض فرمان توسط حضرت آدم اتفاق افتاد و آن زمان خداوند گفت: شما از رانده‌شدگان هستید؛ یعنی یک‌بار به‌واسطه نقض فرمان رانده شدیم و تمام مسیر نافرمانی که کردیم دوباره برگشت زدیم تا به یک فرمان‌بردار تبدیل شدیم؛ چیزی‌که باعث شده من و شما روی این صندلی آموزش بنشینیم.

فرمان‌برداری یک صور آشکار و یک صور پنهان دارد، من باید فرمان‌برداری را از دو جهت بررسی کنم و بدانم در کدام مرحله هستم، آیا فقط فرمان‌بردار جسم هستم؟ تنها فرمان‌بردار نفس اماره هستم یا نه؟ من در کنار آن، فرمان‌برداری عقلم را به همراه دارم؟ چیزی‌که خواسته درونی تک‌تک ما مسافران و همسفران کنگره۶۰ و تمام انسان‌ها است درجه فرماندهی می‌باشد؛ هیچ شخصی نیست که بگوید: من دلم نمی‌خواهد یک‌روز فرمانده شوم، چرا؟ چون فرماندهی برای انسان باعث کسب قدرت می‌شود و لذت به همراه دارد؛ غیرممکن است کسی بگوید: من نمی‌خواهم انرژی بگیرم و انسان قدرتمندی باشم؛ برای این‌که من به درجه فرماندهی برسم درابتدا باید فرمان‌بردار خوبی باشم؛ یکی از چیزهایی که باعث می‌شود تحت فرمان قرار بگیرم این است که منیت را کنار بگذارم.

راهنمایان در کنگره کنار گذاشتن منیت را به‌راحتی آموزش می‌دهند؛ یعنی من از این‌که بگویم بلد هستم جدا شوم، وقتی یک تازه‌وارد سمت راهنمای تازه‌واردین می‌رود و مشاوره می‌شود، همان اتفاقی که یک‌روزی برای من هم در کنگره افتاد؛ زمانی‌که راهنمای تازه‌وارد داشت صحبت می‌کرد گفتم: من تمام این چیزهایی که شما می‌گویی را بلد هستم یک چیز جدید به من بگو؛ وقتی وارد لژیون شدم اولین چیزی‌که راهنمایم به من یاد داد این بود که اگر بلد بودی الان روی این صندلی ننشسته بودی.

من محدثه اگر بلد باشم؛ یعنی فرمانده خوبی باشم قطعاً روی صندلی آموزش ننشستم، پس اولین کاری که باید انجام بدهم آن من وجودی را هر زمانی وارد کنگره می‌شوم پشت در بگذارم، در هر جایگاهی که قرار دارم فرقی نمی‌کند، من حتی اگر یک راهنما هم هستم باید من وجودی و آن منیت‌ها را کنار بگذارم و وارد کنگره شوم، از رب و مربی تحت آموزش قرار بگیرم؛ همان‌طور که می‌دانیم رب و مربی بسیار زیادی در کنگره۶۰ وجود دارد که اولین رب و مربی کنگره، بنیان کنگره آقای مهندس دژاکام و تا انتها که انتقال‌دهنده آموزش‌ها راهنماهای ما هستند. تحت فرمان راهنما آموزش ببینم و در سفر دوم تلاش کنم برای فرماندهی؛ چیزی‌که فرمان آقای مهندس برای تک‌تک ما بوده است.

اولین هدف کنگره۶۰ پرورش استاد است و من باید هدفمند باشم. در کنگره من باید بتوانم به یک فرمانده تبدیل شوم و یکی از راه‌های فرمانده شدن داخل کنگره این است که راهنما شوم؛ همچنان یک راهنما فرمان‌بردار باشم و تحت امر وحی که همان آقای مهندس هستند حرکت کنم؛ صحبت زیاد است دستور جلسه امروز دارای آموزش بسیاری است و طبق فرمان نگهبان جلسه من وقت ندارم، ادامه جلسه را به مشارکت‌های شما دوستان گوش می‌دهم و امیدوارم آموزش لازم را از این جلسه ببرم.
خیلی ممنونم که با سکوت زیبایتان به صحبت‌های من گوش دادید.

مرزبانان کشیک: همسفر مهناز و مسافر غلام
تایپیست: همسفر فائزه رهجوی راهنما همسفر ریحانه (لژیون ششم)
عکاس: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر مهدیه
همسفران نمایندگی وکیلی یزد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .