English Version
This Site Is Available In English

همه رهجوی آقای مهندس و کنگره۶۰ هستیم

همه رهجوی آقای مهندس و کنگره۶۰ هستیم

جلسه دوازدهم از دوره نوزدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران نمایندگی زاگرس با استادی راهنما همسفر زینب، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر پریسا با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» در روز دوشنبه ۱۶ شهریور ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
دستور جلسه امروز «ازفرمانبرداری تا فرماندهی»است؛ همین که شما سر ساعت آمدید و سر جلسه نشستید، یعنی فرمانبرداری و اینکه کلاً انسان‌ها یاد بگیرند فرمانبردار خوبی باشند، چه در مسیر زندگیشان، چه در مسیر کارشان، چه در شغل و حرفه‌ای که دارند و چه در مسیر شبکه و سیستمی که وارد می‌شوند،  فرقی نمی‌کند.

وقتی اسم فرمانبرداری و فرماندهی می‌آید ناخودآگاه ذهن به طرف ارگانی که یک فرمانده بالا سرش دارد می‌رود، یعنی دستور بدهد و یک نفر از او اطاعت کند، ناخودآگاه ذهن ما اینطوری می‌شود؛ ولی فکر می‌کنم به نظر من انسانی فرمانده خوبی می‌شود که اول فرمانبرداری جسم خودش را به دست خودش بگیرد، یعنی چی؟  یعنی اینکه من جسم خودم را دوست داشته باشم و برای جسم خودم ارزش قائل باشم. همین پریشانی‌ها، فکر‌ها و همین استرس‌ها که خیلی از همسفران در کنار مسافرشان تجربه کردند، این‌ها همه‌شان تخریب‌های شدیدی به انسان وارد می‌‌کند و در سیستم جسم، روان و جهان بینی انسان تخریب ایجاد می‌کند و این خیلی مهم است شاید بگویم همسفران فقط یک مواد استفاده نمی‌کنند وگرنه از نظر تخریب‌ها‌یشان شاید بیشتر از مسافران باشد.

فرمانبرداری یعنی وقتی که وارد کنگره می‌شوم و برای درمان خودم اقدام می‌کنم همان موقع فرمانبرداری من شروع می‌شود و باید اجرا کنم و در هر جایگاهی که قرار دارم باید فرمانبردار باشم.

انسان‌هایی فرمانده خوبی می‌شود که فرمانبردار خوبی بودند؛ پس وقتی بتوانم اول جسم، روان و نفس خودم را فرماندهی کنم، می‌توانم درست فرماندهی کنم. جسم خودم را می‌توانم در ظاهر خودم نمایان کنم، وقتی پنهان خودم حل شود در آشکار خودم نمایان می‌شود و می‌توانم مسائل را حل کنم.

من به عنوان رهجو چه خدمتگزار باشم، چه شال بر گردنم باشد، سفر اولی باشم یا سفر دوم باشم فرقی نمی‌کند،  وقتی وارد کنگره می‌شوم یک رهجو هستم و همه رهجوی آقای مهندس و رهجوی  کنگره ۶۰ هستیم  و این طور نباشد که چون شال دارم دیگر نیازی نیست من فرمانبردار باشم؛ باید این قوانین و فرامین آقای مهندس را اجرا کنم چرا به خاطر این است که حال خودم خوب شود. حال خوب همسفران با دارو شکل نمی‌گیرد و حال خوب را وقتی به دست می آوریم که وقتی راهنما بگوید سی‌دی بنويس، بنویسم، بگوید مشارکت کن، مشارکت کنم.

در کنگره نگهبان در جلسه دو بار حرمت‌ها را می‌خواند و اگر  تمام این موارد را گوش کنم و اجرا کنم هیچ موقع دچار اشکال نمی‌شوم و در مسیر کنگره خیلی راحت و ذره ذره درمان می شوم. هر سیستم و هر شبکه‌ای که بخواهد به راه خودش ادامه دهد و موفق باشد یک سری قوانین و مقررات دارد که باید رعایت کنیم.

آقای مهندس تمام این موارد را می‌گویند که حال ما خوب باشد؛ چون من همسفر مثل مسافر نیستم که با شربت اپیوم و تیپر کردن آن بتوانم حال خودم را خوب کنم یا همان جهان بینی را مسافرها هم شربت اپیوم دارند و هم جهان بینی؛ ولی من همسفر شربت اپیوم ندارم و جهان بینی را دارم و یکی از موارد جهان بینی، فرمانبرداری است.

ما فقط در کنگره ۶۰ فرمانبرداری را نداریم؛ باید فرمانبرداری را در داخل زندگی خود هم رعایت کنیم، این نباشد که بگویم چون من پدر یا مادر هستم و بزرگتر هستم تمام چیزها را می‌دانم. همانطور که می‌دانیم امروزه دنیای ارتباطات و اطلاعات است و من باید روز به روز بیشتر آموزش ببینم تا بتوانم دانش و آگاهی و علم خود را بالا ببرم تا بتوانم بهتر با دیگران ارتباط برقرار کنم؛ حتی یاد بگیرم که چطور بتوانم با فرزند خودم صحبت کنم و چه الفاظی و کلامی به کار ببرم  و این در صورتی انجام می‌گیرد که من بتوانم نفس خود را تربیت کنم و بتوانم فرماندهی جسم و روان خود را به عهده بگیرم.

همانطور که می‌دانیم، نفس، روح، عقل و ... جز صور پنهان من هستند. من اگر یک ضد ارزش در صور پنهان خود دارم آن را نباید جار بزنم و همین که قبول کنم ضد ارزش دارم و در پی حل کردن آن باشم می‌توانم فرماندهی جسم خود را به دست بگیرم و انسان‌هایی که فرماندهی جسم خودشان را به دست می‌گیرند، انسان‌های موفقی هستند و سختی‌هایی که خداوند برای آنها فرستاده است را می‌توانند با چشم سر خودشان ببینند.

خداوند خیلی از افراد را در این کره خاکی فرستاده است که یک نقشی برای ما داشته باشند، شاید کلامشان، رفتار و کردارشان باعث شود که مسیر زندگی من عوض شود. امیدوارم تا زمانی که در کنگره ۶۰ هستم بتوانم فرمانبردار خوبی برای آقای مهندس باشم و مانع اهداف کنگره ۶۰ نشوم. یکی از اهداف کنگره ۶۰ این است که انسان‌هایی که درگیر تاریکی اعتیاد هستند به کنگره بیایند و به درمان برسند و فرماندهی جسم خود را از مواد پس بگیرند و خودشان فرمانده جسم خودشان باشند.

من زمانی که وارد کنگره شدم هیچ آشنایی با کنگره نداشتم؛ ولی همه افراد کنگره با رفتار و کلامشان خیلی به من انگیزه دادند تا در کنگره ماندگار شوم امیدوارم مسیر زندگی برای همه عزیزان نمایان باشد و همیشه بهترین آموزش‌ها را از کنگره ۶۰ برداشت نمایند.

مرزبانان کشیک: همسفر مریم و مسافر علیرضا
تایپ: راهنمای تازه‌واردین همسفر مهین، همسفر نرگس رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون سوم)
عکس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی زاگرس

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .