جلسه بیستم از دوره دوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی رزن به استادی همسفر فاطمه، نگهبانی همسفر مهناز و دبیری همسفر سمیرا با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» روز دوشنبه ۱۶ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت 17:00 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
میخواهم سخنم را از جهت کنگره۶۰ آغاز کنم؛ چرا که اینجا بستری فراهم شده است تا به ما اصول فرمانبرداری و فرماندهی آموزش داده شود. یعنی در این مسیر چه مسافر و چه همسفر، اگر به سخنان راهنمای خود گوش بدهند و آن دستورات را اجرایی نمایند، به پله فرمانبرداری نزدیک خواهند شد، بعد از رسیدن به فرماندهی سفر خود را به سلامتی تمام خواهیم کرد.
موضوع فرمانبرداری تا فرماندهی در خانواده نیز جاری است، اگر پدر یا مادر خانواده با عدالت فرماندهی کند و اعضاء نیز از آن فرمانبرداری کنند، آن خانواده از بسیاری تنشها در امان هستند و این اصل در درون انسان صادق است. اگر انسان از عقل خودش به درستی فرمانبرداری کند، به مؤفقیت و تعادل میرسد؛ ولی اگر چنانچه برعکس قضیه باشد در خانواده همیشه بحث، دعوا و جدل برقرار خواهد بود و اعضاء خانواده عموماً با یکدیگر قهر هستند.
سیدی فرمانبرداری به ما یادآوری میکند: انسان در جایگاهی قرار دارد که میتواند به مرحله رشد برسد و بر شهر وجودی خودش حکومت کند. اما این جایگاه نیازمند آموزش است؛ اگر تحت تعلیمات درست قرار بگیریم و آنها را در خود نهادینه و عملی کنیم به فرمانروایی عادل و دانا تبدیل خواهیم شد.
مسیر «فرمانبرداری تا فرماندهی» نیازمند یادگیری و چشم گفتن به اصول، قوانین کنگره۶۰ و راهنما است. اگر ما از قوانین سرپیچی کنیم و حرف راهنما را گوش ندهیم نظم، انضباط از بین میرود و دچار هرج و مرج میشویم؛ بینظمی در شهر وجودی ما تزلزل ایجاد میکند، ما را از مسیر مستقیم منحرف میکند و به جای رسیدن به تعادل و حال خوش همچنان در بیتعادلی و بینظمی به سر خواهیم برد.
میخواهم به تجربه شخصی خودم اشاره کنم؛ زمانی که راهنمایم جایگاه استادی را به من واگذار کرد، با وجود استرس و اضطراب بسیار زیاد؛ من این جایگاه را پذیرفتم و با گفتن یک چشم فرمانبرداری کردم و به پله فرماندهی رسیدم. چرا که قبلاً من از جایگاه استادی ترس داشتم و همیشه از پذیرفتن این جایگاه فراری بودم و هر دفعه یک بهانه میتراشیدم؛ ولی امروز توانستم بر استرس، اضطراب و ترس که شهر وجودی من را فرا گرفته بودند غلبه کنم و حرف راهنمای خوبم را گوش بدهم تا به حس و حال خوب برسم؛ کلی انرژی دریافت کنم از همگی شما عزیزان، البته همه اینها به علت این است که من چشم گفتن را در زندگی کاربردی کردم و همین امر باعث شد تغییراتی در من به وجود بیاید که فراتر از تصورات خودم باشد.
سخن پایانی: از خدا میخواهم افراد عاجز و دردمندی را که پشت در کنگره۶۰ قرار دارند، برای آنها اجازه اذن ورود را صادر کند تا با کنگره۶۰ آشنا شوند، بیایند آموزش بگیرند و به حال خوش و رهایی شیرین دست یابند.

مرزبانان کشیک: همسفر سمیرا و مسافر ابوالقاسم
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما لیلا (لژیون اول)
تایپ، ویراستاری و ارسال: همسفر سمیرا مرزبان خبری
همسفران رزن
- تعداد بازدید از این مطلب :
186