English Version
This Site Is Available In English

فرماندهی نیروهای درون

فرماندهی نیروهای درون

جلسه دوازدهم از دوره هجدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی هاتف به استادی همسفر مرضیه، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر اشرف، با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» روز دوشنبه ۱۶ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.


خلاصه سخنان استاد:
در مورد دستور جلسه همانطور که همه می‌دانیم دستور جلسات کنگره۶۰ حالت زنجیره وار به هم متصل هستند و واقعاً فکر و اندیشه عمیقی پشت این دستور جلسات است، که آقای مهندس آن‌ها را پشت سر هم قرار دادند و با هم مرتبط هستند.

دستور جلسه هفته قبل دانایی و دانایی مؤثر بود و دستور جلسه امروز «از فرمانبرداری تا فرماندهی» چرا ما باید از فرمانبرداری تا فرماندهی را یاد بگیریم؟ چرا وقتی در کنگره  فرماندهی مطرح می‌شود همه فکر می‌کنند که فرماندهی یعنی: فردی که در مقام بالایی قرار بگیرد و به زیردستانش فرمان دهد؟ همانطور که می‌دانیم در کنگره۶۰ هر چیز دو صور دارد. صور پنهان و آشکار که می‌توانیم صور آشکار را این گونه در نظر بگیریم که فردی فرمانبردار بوده است و پله‌پله مراحل و جایگاه‌ها را پشت سر گذاشته و به جایگاه‌های بالاتر رسیده است و بر افرادی که در پله‌های اول قرار دارند می‌تواند فرمانروایی کند.

اما مهم‌تر از همه صور پنهان قضیه است که استاد امین خیلی زیبا می‌فرمایند: «که یک فرد باید به فرماندهی نیروهای درونش برسد و این خیلی مهم است که یک انسان بتواند نیروهای درونش را پیدا کند و خودش را بشناسد و بتواند با فرمانبرداری به فرماندهی برسد.» چرا باید به فرماندهی برسد؟ چون آقای مهندس جسم انسان را یک شهر در نظر گرفتند و فرمودند: «یک فرمانده لایق می‌تواند در شهر خود با لیاقتی که دارد، مسئولیتی که قبول می‌کند و کارهایی که انجام می‌دهد آن شهر را به آبادانی برساند و روز به روز وضعیت آن شهر را بهتر کند؛ ولی یک فرمانده نالایق می‌تواند با بی‌لیاقتی که انجام می‌دهد روز به روز شهرش را ویران و نابود کند.»

یک انسان هم همین‌طور است. یک انسان وقتی که نفس او در مرحله نفس اماره باشد و فرماندهی شهر وجودیش دست نفس اماره باشد می‌تواند شهر وجودیش را به ویرانی بکشاند. چگونه؟ من خودم بعنوان یک همسفر و حتی یک مسافر می‌توانم مثال بزنم که یک فرد معمولی می‌تواند به دستش فرمان دهد که بالا بیاید و آن کاری که می‌خواهد را انجام دهد؛ ولی یک مصرف کننده حتی وقتی می‌خواهد حرف بزند حرف زدنش وابسته به مواد مخدر است چون‌ توانایی انجام آن کار را از دست داده است و بهای سنگینی هم پرداخت کرده است که بخواهد آن توانایی را دوباره به دست بیاورد. مثلاً تریاک مصرف می‌کرده است یکسری از توانایی‌های خود را از دست داده است و بخاطر اینکه آن توانایی‌ها را دوباره بدست آورد موادش را سنگین‌تر کرده است و توانایی او بستگی به مصرف موادش دارد تا بتواند آن کار را انجام دهد.

یک همسفر هم همین‌طور است، من به عنوان یک همسفر وقتی که با افکار پریشان، تغذیه ناسالم و مصرف قلیان جسم و یا شهر وجودیم را نابود می‌کنم، نمی‌توانم فرماندهی درست جسم خود را در دست بگیرم. برای اینکه فرماندهی جسم خود را در دست بگیرم آقای مهندس می‌فرمایند: «هر فرد احتیاج به رب و مربی دارد تا بتواند  فرماندهی جسم خود را به دست بگیرد و شرط اصلی آن فرماندهی این است که فرمانبردار باشد.» اگر من فرمانبردار باشم و مربی من هر چه به من می‌گوید چشم بگویم و در اینجا  من با این چشم گفتن دانایی خود را به دانایی مؤثر تبدیل کردم اگر آن را عملی کنم آن اطلاعات و آموزش‌هایی که راهنما می‌دهد به صورت روزنامه حفظ نکنم  بلکه آن‌ها را عملی و کاربردی کنم تا به فرماندهی جسم خود برسم.

راهنما به من می‌گوید اگر قلیان مصرف می‌کنی در لژیون ویلیام شرکت کن. من در صور آشکار می‌گویم من قلیان نمی‌کشم و در صور پنهان وقتی که یک دورهمی هست اولین نفری که قلیان درست می‌کند من هستم اینجا در صور آشکار چشم را گفتم، فرمانبرداری را کردم، ولی در صور پنهان می‌بینم که به فرماندهی جسمم نرسیدم و نتوانستم جسمم را آن‌طوری که هست اداره کنم. به راهنما می‌گویم چرا فرزند من فرمانبردار خوبی نیست؟ چون من مادر الگوی او هستم خودم نتوانستم به فرماندهی جسم خود برسم که الان بخواهم فرمانروایی کنم.

یک فرمانده لایق اول؛ باید خودش به فرماندهی کامل برسد، فرمانبرداری لازم را انجام بدهد تا بعد بتواند فرمانده خوب و الگوی کامل باشد. من خودم به عنوان همسفر و بعنوان یک فرمانده جسم فرمانده نالایقی بودم که جسمم را خیلی ویران کرده بودم، هم از نظر تغذیه هم از نظر مصرف قلیان و خدا را شکر با کنگره۶۰ آشنا شدم و چون واقعاً خیلی فرمانده نالایق بودم خداوند راهنماهای زیادی در مسیرم قرار داد و با آموزش‌های آن‌ها  توانستم تا حدودی فرماندهی جسمم را در دست بگیرم. از خداوند سپاسگزارم و امیدوارم که همیشه در مسیر کنگره ثابت قدم باشم.

مرزبان کشیک: همسفر زهرا
تایپیست: همسفر فهیمه رهجوی همسفر مهناز (لژیون نهم)
عکاس خبری: همسفر فائزه رهجوی همسفر فاطمه (لژیون پانزدهم)
ویراستاری و ارسال: همسفر افسانه رهجوی همسفر زهرا (لژیون دوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی هاتف
 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .