جلسه پنجم از دوره ششم جلسات لژیون سردار کنگره ۶۰ همسفران نمایندگی ساوه با استادی همسفر مریم، نگهبانی موقت همسفر سمیه و دبیری موقت همسفر معصومه با دستور جلسه « از فرمانبرداری تا فرماندهی » روز دوشنبه ۱۶ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که قسمت و روزی من کرد که امروز در این جایگاه باشم تا بتوانم خدمت کنم و آموزش بگیرم.
از ایجنت و راهنما خودم خانم سهیلا تشکر میکنم و همچنین گروه مرزبانی که اجازه دادند من در این جایگاه قرار بگیرم سپاسگزارم.
دستور جلسه از فرمانبرداری تا فرماندهی است که استاد امین میفرمایند: فرماندهی معنی عام داره وقتی فردی بخواهد در جایگاهی قرار بگیرد شرط لازم این است که فرمانبرداری را انجام بدهد.
فرماندهی به چه معنا است؟ یعنی وقتی کلمه فرمانده رو میشنویم یک تصویر به ذهن ما میآید که یک فرمانده به تعدادی سرباز دستور میدهد که کاری را انجام بدهند.
فرماندهی هم میتواند صور آشکار داشته باشد و هم صور پنهان. صور آشکار به این صورت است که انسان به بدن خود فرمان میدهد و صور پنهان یعنی: فرمان دادن به قسمت درون خود انسان مثل: این که به دست خود میگوییم این لیوان را بردار یا میگوییم: چشمم را باز کن، برای رسیدن به فرماندهی ابتدا باید از فرمانبرداری شروع کنیم.
ما باید فرمانبردار نیروهای الهی و قدرت مطلق باشیم و مسیر ارزشها و ضدارزشها برای ما باز میشود و با اختیاری که داریم میتوانیم یکی از این دو را انتخاب کنیم. یعنی: از فرمانبرداری هزاران فاصله است. در کنگره هم ما فرمان برداری و هم فرماندهی را تجربه میکنیم و تفاوت بین این دو اختیار است که ما باید آن قدر به شناخت و دانایی رسیده باشیم تا بتوانیم تشخیص دهیم که کجا باید فرمانبرداری کنیم و کجا باید فرمانده باشیم.
به قول استاد امین که میگویند: دروازه ورود به تاریکیها نقض فرمان است و دروازه ورود به روشناییها فرمانبرداری است که فرماندهی جز خواستههای وجودی انسان است؛ اما فرماندهی آنقدر ارزش دارد که انسان حاضر است بهای سنگینی را پرداخت کند تا دوباره آن جایگاه را کسب کند. وقتی میخواهی ارتقا پیدا کنید باید توانایی خود را افزایش دهید مثل: کودکی که اولین بار است که راه میرود و یا اسم پدر و مادر خود را صدا میزند کودک شعفی پیدا میکند که این به دلیل حس فرماندهی است که کودک به نیروهایی که در اختیار او قرار دارد فرمان بدهد و این روند در تمامی زندگی و در صور پنهان ادامه دارد. زمانی که به نیروهای خود مسلط شویم یعنی فرماندهی.
فرماندهی یعنی: جایگاهی که انسان در آن قرار گرفته است.
انسان وقتی در تاریکیها قرار میگیرد فرماندهی خود را از دست میدهد و اسیر نیروهای منفی و بازدارنده میشود.
انسان سرنوشت خود را با خواست خود رقم میزند و ما با شناخت و آگاهی و رسیدن به عقل میتوانیم سرنوشت خوبی داشته باشیم.
تمامی فرمانها به این جهت هستند که ما به حال خوش برسیم و فرماندهی جسم و جان خود را به زیبایی به دست بگیریم.
انسانی که دچار اعتیاد میشود فرماندهی خود را از دست میدهد و حتی اعضای بدن او هم از او فرمان نمیگیرند و برای اینکه بتواند به نقطه طبیعی برسد و هرکاری یک کلیدی دارد که کلید حل مشکلات است که میگوید: اگر میخواهی نیروهایی که از دست شما خارج شده است دوباره در اختیار شما قرار بگیرد و همان شو، شود اتفاق بیفتد باید فرمان برداری کنیم و باید دراین چهارچوب باشیم.
وقتی ما به نیروی درونی خود شناخت پیدا کنیم در ما انرژی، شادی و خوشحالی به وجود میآید. باید بدانیم فرماندهی در جهت مثبت به نتایج مثبت منجر میشود و در کنگره آموختیم که ابتدا باید فرمانبردار خوبی باشیم تا بتوانیم به فرماندهی جسم خود دست پیدا کنیم.
استاد امین میگویند: فرماندهی یک هدف است. فرمانبرداری برای ما مسیر را مشخص میکند و زمانی که ما در مسیر حرکت کردیم، به مقصد که همان فرماندهی است، میرسیم. بنابراین در مسیر ارزشها حرکت کنیم و به نیروهای منفی و ضدارزشهای اطراف خود بیاعتنا باشیم تا فرماندهی را به بهترین شکل تجربه کنیم.
فرمانبرداری است که ما را تغییر میدهد و اگر فرمانبردار نباشیم به ما مسئولیت داده نمیشود؛ پس در هر قسمتی هستیم باید اطاعت کنیم و در هر صورت شرط لازم برای فرماندهی، فرمانبرداری است.

منبع:اپلیکیشن دژاکام
تایپ: همسفر مهرناز رهجوی راهنما همسفر حمیده ( لژیون دوم )
ویرایش و ارسال:همسفر وجیهه نگهبان سایت
نمایندگی همسفران ساوه
- تعداد بازدید از این مطلب :
74