English Version
This Site Is Available In English

لژیون سردار؛ فرصتی برای بازپس‌گیری توانایی‌های ازدست‌رفته

لژیون سردار؛ فرصتی برای بازپس‌گیری توانایی‌های ازدست‌رفته

دوازدهمین جلسه از دوره نهم جلسات لژیون سردار مسافران نمایندگی شیخ بهایی، با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» با نگهبانی پهلوان مسافر مهدی، دبیری مسافر مسعود، خزانه‌دار مسافر محمد و استادی راهنمای محترم، مسافر حمیدرضا روز یکشنبه تاریخ ۱۵ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۳۰ شروع به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، حمیدرضا هستم یک مسافر

تشکر می‌کنم از ایجنت محترم، گروه مرزبانی و نگهبان لژیون سردار، که به من فرصت دادند تا در این جایگاه قرار بگیرم و از شما عزیزان آموزش بگیرم. همچنین از آقای مهندس حسین دژاکام تشکر می‌کنم و از خانواده محترم ایشان، به‌ویژه آقای دکتر امین که دیروز میزبان ایشان بودیم و جلسه‌ای بسیار پرشور و پر از آموزش را تجربه کردیم. این جلسه بار آموزشی بسیار بالایی داشت. هر بار که دکتر امین صحبت می‌کنند، مطالبشان تکراری نیست؛ صحبت‌هایی که دیروز در شعبه شیخ‌بهایی انجام دادند، در هیچ جای دیگری تاکنون تکرار نشده و در هیچ فایل صوتی نیز مطرح نشده است.

خداوند را شکر می‌کنم که به ما اجازه می‌دهد در این جلسات شرکت کنیم و از این عزیزان آموزش بگیریم.

در یکی از فایل‌های صوتی ایشان، نکته بسیار زیبایی مطرح شد؛ ایشان فرمودند: «من خودم ۲۰ سال زمان صرف کردم تا توانستم منیت را از سرم خارج کنم، با آن مبارزه کنم و آن را کنار بگذارم». چقدر ایشان خاکی هستند که چنین موضوعی را بیان می‌کنند! وقتی فردی با جایگاه دکتر امین می‌گوید ۲۰ سال طول کشیده است تا منیت را کنار بگذارد، من رهجو که هفت یا هشت سال است به جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ می‌آیم، نباید غرور داشته باشم و فکر کنم که کاملاً بر منیت غلبه کرده‌ام.

دستور جلسه لژیون سردار با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» تقارن پیدا کرده است. قطعاً این دستور جلسه در درمان یک سفر اولی نقش بسیار حائز اهمیتی دارد؛ به این معنا که یک سفر اولی باید فرمانبردار خوبی باشد تا بتواند در ادامه، فرماندهی جسم خود را پس از رهایی پس بگیرد. او باید توانمندی‌هایی را که در دوران مصرف از دست داده و فرماندهی چشم، گوش، زبان و سایر اعضا را به مواد مخدر واگذار کرده بود، دوباره به خودش بازگرداند. برای مثال، بتواند صبح زود از خواب بیدار شود، شب راحت بخوابد، چشمش چیزهای نامناسب نبیند، گوشش چیزهای منفی نشنود و زبانش تحت کنترل خودش باشد؛ سپس در سفر دوم روی این موارد بیشتر کار کند.

اصلاً معنای فرماندهی چیست؟ فرماندهی مجموعه‌ای از توانایی‌ها، قدرت‌ها و نیروهای درونی است که در وجود هر یک از ما قرار داشته، اما بر اثر مصرف مواد مخدر از دست رفته است. ما در ادامه سفر باید این توانایی‌ها را دوباره به دست آوریم و به خودمان بازگردانیم.

من در زمان مصرف مواد، متأسفانه با ترس، منیت و حقارت دست‌و‌پنجه نرم می‌کردم؛ همان‌طور که در پیام‌ها می‌خوانیم، این سفری است از ترس به شجاعت، از حقارت به سرافرازی و از تاریکی به نور و روشنایی، که باید در سفر دوم روی آن‌ها کار کرد. متأسفانه زمانی که مواد مصرف می‌کردم، همگی این صفات به سراغم آمده بودند، اما بعدها همه‌چیز برعکس شد و به کمک آموزش‌ها از ترس به شجاعت، از حقارت به سرافرازی و از تاریکی به نور رسیدم و فرماندهی بسیاری از امور برایم تغییر کرد.

در حال فکر کردن بودم که ارتباط میان فرماندهی در لژیون سردار و موضوع «از فرمانبرداری تا فرماندهی» چیست؟ ما اینجا هستیم تا گذشت و بخشش را بیاموزیم. توانایی‌هایی مانند گذشت و بخشش در درون منِ حمید توسط خداوند قرار داده شده است، اما من نمی‌توانستم از آن‌ها استفاده کنم؛ بنابراین وارد لژیون سردار شدم و با مشارکت در آن، این توانایی را در درون خود رشد دادم.

یادم می‌آید اولین روزی که به کنگره۶۰ آمدم و وارد لژیون تازه‌واردین شدم، پرداخت سبد قانون یازده را رعایت نمی‌کردم؛ آن زمان دستگاه پوز هم نبود و کمک‌ها به‌صورت نقدی پرداخت می‌شد، اما من مشارکت نمی‌کردم. اکنون به آن دانایی رسیده‌ام که وقتی سبد قانون یازدهم می‌آید، با کمال میل آن را رعایت می‌کنم و کارت می‌کشم.

بنابراین، من هم می‌توانم سردار شوم، می‌توانم دنور یا پهلوان بشوم، حتی می‌توانم نشان در بی‌نشانی را دریافت کنم؛ چرا که توانایی‌اش در وجود من هست. فقط باید در لژیون سردار قرار بگیرم و آن توانایی را رشد دهم.

به خاطر دارم سال گذشته، پیش از اینکه به کاشان بروم، با مشکلات زیادی دست‌و‌پنجه نرم می‌کردم. من ۱۰ پرونده باز در دادگستری داشتم، با مشکلات اقتصادی فراوانی روبه‌رو بودم و همسفرم نیز از کنگره۶۰ رفته بود؛ به همین دلیل حسم نسبت به کنگره۶۰ داشت تغییر می‌کرد. با این حال، به یاد صحبت‌های آقای دکتر امین افتادم که تأکید می‌کردند اجازه ندهید حس‌تان تغییر کند. در آن دوران، خدمت آقای مهدی صدیقی رسیدم و درخواست کردم که اگر اجازه بدهید، برای خدمت به تازه‌واردین به نمایندگی استان کاشان بروم. ایشان که دیده‌بانی با دیدگاه بسیار وسیعی هستند، پاسخ زیبایی دادند و گفتند: سفر دومی سه‌ماهه در کنگره۶۰ نداریم؛ سفر "D.S.T" حداقل ده الی یازده ماه است و سفر ویلیام نیز همین‌طور است. باید این مسیر را به طور کامل طی کنید. من بدون هیچ حرفی پذیرفتم و مانند یک سرباز از فرمانده خود فرمانبرداری کردم.

چه انرژی عظیمی از این فرمانبرداری به دست آوردم! انرژی شعبه شیخ بهایی در مقایسه با نمایندگی کاشان چند برابر شد. به آقا مجید زنگ زدم و گفتم می‌خواهم برگردم، اما اینجا خدمت دارم؛ ایشان گفتند هر زمان دوست داشتی بیا. من فقط منتظر بودم تا آن ده ماه سفرم به پایان برسد. در واقع، لژیون سردار و مقوله فرمانبرداری، هر دو یک سفر هستند؛ ما باید فرمانبردار خوبی باشیم تا بتوانیم به فرماندهی برسیم.

تایپ: مسافر مهدی(لژیون۲۵)، مسافر علی(لژیون۲۱)، مسافر وحید(لژیون۲۱)، مسافر سیامک(لژیون۱۷)، مسافر محمدحسین(لژیون۱۵)

ویراستار: مسافر مهدی(لژیون۱۶)، مسافر حامد(لژیون۵)

مرزبان خبری: مسافر حجت

تنظیم و ارسال: مسافر رضا

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .