English Version
This Site Is Available In English

فرمانبرداری شروعی برای رشد و پیشرفت

فرمانبرداری شروعی برای رشد و پیشرفت

جلسه دهم از دوره بیستم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی زنجان به استادی همسفر زینب، نگهبانی همسفر فریبا و ‌دبیری همسفر سحر با دستور جلسه «از فرمان‌برداری تا فرماندهی» روز دوشنبه 16 شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد

دستور جلسه این هفته «از فرمانبرداری تا فرماندهی» است. همان‌طور که می‌دانیم، برای رسیدن به فرماندهی عقل در هر کاری، خیلی بایدها و نبایدها وجود دارد. ارزش‌هایی هستند که ما به آن‌ها بها می‌دهیم و یک‌سری کارها که ضد ارزشی هستند، نبایدهایی هستند که نباید انجامشان بدهیم.

یکی از مواردی که باعث می‌شود فرماندهی عقل ضعیف یا متوقف شود، منیت بشر است. منیت نقطه مقابل آموزش است و اجازه نمی‌دهد که دانایی رشد کند. اگر دانایی به هر دلیلی متوقف یا ضعیف شود، نفس اماره فرماندهی عقل را از ما می‌گیرد و ذره‌ذره دانایی ما متوقف می‌شود. پس به این دلیل است که برای فرماندهی، حتماً باید آموزش‌پذیر باشم. من زمانی می‌توانم فرمانده خوبی برای بقیه باشم که خودم در مرحله اول، فرماندهی خوبی را برای جسم خود، شهر وجودی و همین‌طور روانم انجام داده باشم.

فرمانبرداری در هر مرحله‌ای از زندگی لازم و در واقع ضروری است و فقط مختص اعتیاد نیست. اگر من فرمانبردار خوبی باشم، قطعاً می‌توانم فرمانده خوبی برای اداره زندگی و حتی شهر وجودی خودم باشم. فرمانبرداری به نظر من یک مقوله خیلی ساده‌ نیست. به گفته استاد امین که می‌گویند: شرط لازم برای اینکه در کنگره من یک فرمانبردار خوب باشم، این است که هیچ‌وقت در مورد دیگران قضاوت نکنم، تجسس نکنم و کارهای ضد ارزشی انجام ندهم. یک جمله دیگر این است که می‌گوید: «من باید از جنس کسی شوم که از او فرمان می‌گیرم.» اگر من فرمان الهی را اجرا کنم و به سمت خوبی‌ها و زیبایی‌ها بروم، از جنس خوبی‌ها می‌شوم ولی اگر فرامین شیطان را اجرا کنم، دقیقاً از جنس شیطان می‌شوم و باید در سپاه آن شیطان خدمت کنم.

خداوند می‌فرمایند که ما همه انسان‌ها را هدایت می‌کنیم؛ این خود انسان‌ها هستند که تعیین و انتخاب می‌کنند که شاکر باشند یا کافر، کارهای خیر انجام بدهند یا کارهای بد و شر. پس اگر به سمت ارزش‌ها بروم و کار ارزشی انجام بدهم، از آن لذت می‌برم و به آرامش و آسایش می‌رسم ولی اگر در مسیر ضد ارزش‌ها قرار بگیرم، باید تاوان کارم را پس بدهم.

من در کنگره یاد گرفتم و این را فهمیدم که فرمانبرداری کردن یک اجبار نیست، بلکه یک شروع تازه برای رشدکردن و یادگرفتن است؛ مرحله‌ای است که من را آماده می‌کند تا یک روز بتوانم جسم یا همان شهر وجودی خودم را فرماندهی کنم. پس‌نیاز اصلی فرمانده بودن، فرمانبرداری کردن است؛ یعنی اگر انسان بخواهد به جایگاه فرماندهی برسد، اول باید فرمانبردار باشد، فرمانبرداری را تجربه کند و از آن گذر کند.

من از این دستور جلسه یاد می‌گیرم که فرماندهی یعنی اینکه من بر افکارم، اندیشه‌ام، گفتارم و کردارم مسلط باشم و بتوانم خواسته‌های معقول و نامعقول نفسم را تشخیص بدهم و بعد انتخاب کنم و تصمیم درست را بگیرم. همان‌طور که یک سرباز وظیفه برای رسیدن به درجه فرماندهی، ابتدا باید فرمانبرداری از فرمانده خود را یاد بگیرد، پس من هم باید ابتدا فرمانبرداری از راهنمایم را انجام بدهم. من باید فرمانبردار راهنما باشم، قوانین کنگره‌۶۰ و آموزش‌های آقای مهندس را با فرمانبرداری انجام بدهم و به فرماندهی نفسم برسم. در کنگره، تمامی رهجویانی که فرمانبردار راهنما و اصول و قوانین کنگره‌۶۰ باشند، قطعاً در آینده به فرماندهانی موفق و لایق تبدیل خواهند شد.

مرزبانان کشیک: همسفر فاطمه و مسافر حسن
تایپیست: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر رویا (لژیون هشتم)
عکاس: همسفر عسل رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون نهم)
ویرایش: همسفر پرستو رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون نهم) دبیر اول سایت
ارسال: مرزبان خبری همسفر فاطمه
همسفران نمایندگی زنجان

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .