English Version
This Site Is Available In English

فرمان‌برداری یعنی آموزش‌پذیری آگاهانه

فرمان‌برداری یعنی آموزش‌پذیری آگاهانه

جلسه هشتم از دوره دوم جلسات لژیون سردار همسفران کنگر۶۰ نمایندگی ارگ کرمان به استادی راهنما همسفر محدثه، نگهبانی همسفر زهرا و دبیری همسفر محبوبه با دستورجلسه «از فرمان‌برداری تا فرماندهی» روز دوشنبه ۱۶ شهریورماه ١۴۰۵ ساعت ١۴:٣٠ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

در ابتدا خداوند را شاکر و سپاسگزارم که این توفیق به من داده شد که در این جایگاه و در کنار شما عزيزان باشم، خدمت کنم و از شما آموزش بگیرم. از آقای مهندس و از استاد سردار که به من اجازه حضور در لژیون سردار را می‌دهند، تشکر می‌کنم.

دستورجلسه امروز «از فرمانبرداری تا فرماندهی» است. یکی از عمیق‌ترین و حیاتی‌ترین دستورجلسات کنگره‌۶۰ که تأثیر به‌سزایی در حل مشکلات و مسائل ما در زندگی داشته است. به‌ ویژه برای منِ همسفر در ابتدای ورودم به کنگره که همیشه این واژه‌ها نامفهوم بود و اصلاً بی‌تفاوت بود. اگر بخواهیم درک درستی از این دستورجلسه داشته‌ باشیم؛ باید اول شناخت خوبی نسبت به خودمان داشته باشیم. آقای مهندس می‌گویند: اگر جهان خلقت را نگاه کنید، از کوچک‌ترین سلول بدن انسان تا کهکشان‌ها همگی بر پایه نظم خاصی از‌ جمله انضباط و فرمان در حال چرخش هستند. اگر به دوران مصرف مسافرمان و آن تاریکی که خودمان در آن بودیم، نگاه کنیم چیزی غیر از تخریب، بی‌نظمی و آشوب در درون‌مان نبود؛ زیرا یک مسافر با فرمانی که از مصرف مواد خود می‌گیرد و خود ما که در تاریکی بودیم، در واقع فرماندهی زندگی خود را به افکار منفی داده بودیم و آن‌ها بودند که به جسم و روان ما فرمان می‌دادند و ما هم کورکورانه از آن‌ها اطاعت می‌کردیم. به نوعی فرمان‌برداری ما از نیروهای تاریکی بود؛ حال برای بازگشت به روشنایی و‌ بازگشت به تعادل راهی وجود ندارد غیر از این‌که مسیر را معکوس کنیم‌؛ یعنی از فرمان‌برداری درست به فرماندهی جسم خود برسیم.

حال می‌خواهیم بدانیم که فرمان‌برداری چیست؟ آقای مهندس می‌گویند: فرمانبرداری بردگی یا سلب اختیار از طرف مقابل نیست. فرمان‌برداری؛ یعنی آموزش‌پذیری آگاهانه؛ به‌ عبارتی این‌که من بتوانم آموزش‌پذیر باشم. در سیستم کنگره‌۶۰ گفته‌ می‌شود باید حرف راهنما را گوش داد؛ به این دلیل که اگر نگاه کنیم درمی‌یابیم که راهنما قبل از این‌که راهنما بشود خودش رهجو بوده و فرمان‌بردار این سیستم بوده است؛ یعنی خود، این مسیر را رفته است و الآن می‌تواند راه را از چاه تشخیص دهد و به جایگاه فرماندهی رسیده است. حال که در این جایگاه قرار دارد تجربیات خود را در قالب آموزش در اختیار رهجو قرار می‌دهد؛ اگر من رهجوی فرمان‌برداری باشم، باید پذیرای این فرمان‌ها باشم. در سیستم کنگره‌۶۰ هیچ راهنمایی اجازه ندارد که از رهجو بخواهد از مسائل شخصی خود کاری انجام دهد. فرمان‌هایی که یک راهنما از رهجو می‌خواهد اول این است که هر هفته یک سی‌دی بنویسد، حضور منظم و خدمت در سیستم کنگره داشته باشد و چون خودِ راهنما این کارها را تجربه کرده است و نتیجه گرفته است، آن‌ها را از رهجو می‌خواهد.

چیزی که در سیستم کنگره۶۰ بسیار جالب و ارزشمند است این است که خودِ آقای مهندس که بنیان این سیستم هستند، به‌ عنوان استادِ همه ما هیچ فرمانی نداده‌اند که خود انجام نداده باشند؛ قطعاً خود ایشان آن مسیر را رفته‌اند، تجربه کرده‌اند و بعد از ما خواسته‌اند که آن عمل را انجام دهیم؛ اگر مسئله چاقی را در نظر بگیریم ابتدا آقای مهندس انجام دادند، نیت ایشان حفظ ظاهر نبوده؛ بلکه سلامتی بوده است و وقتی به نتیجه مطلوب رسیدند از ما خواستند انجام دهیم. فرمان‌برداری نشانه ضعف نیست بلکه نشانه قدرت پذیرش عدم آگاهی خود ما می‌باشد؛ این‌که بپذیریم خیلی از چیزها را نمی‌دانیم؛ ولی اگر نپذیریم و باور داشته باشیم همه مسائل را می‌دانیم نمی‌توانیم آموزش‌پذیر باشیم. استاد امین می‌گویند: یکی از مسائلی که فرمان عقل را تضعیف می‌کند «منیت» است؛ طبق جزوه جهان‌بینی همگی ما می‌دانیم که منیت نقطه مقابل آموزش است؛ یعنی زمانی که آموزش متوقف شود، دانایی رشد پیدا نمی‌کند و وقتی که دانایی توقف پیدا کرد در واقع نفس اماره فرماندهی را از عقل می‌گیرد و ما فرمان‌بردار جهل و نادانی خود می‌شویم.

استاد امین می‌گویند: شرط لازم برای فرمانده‌ لایق بودن این است که اول فرمان‌بردار خوبی باشیم. برای فرمان‌بردار خوب شدن نیز بایستی توانایی‌های خود را بالا برد تا بتوان فرمان‌بردار خوبی شد. سربازی که می‌خواهد ژنرال خوبی باشد، ابتدا بایستی یک سرباز منظم باشد. با فرمان‌برداری کم‌کم بندهای اهریمنی و نادانی ما باز می‌شود و ما به مرحله فرماندهی می‌رسیم. حال بگوییم فرماندهی به چه معناست؟ در سیستم کنگره۶۰ فرماندهی به معنی پادشاهی کردن و زور گفتن به دیگران نیست؛ بلکه فرماندهی یعنی من حاکمیت شهر وجودی خود را به دست بگیرم؛ یعنی اگر من فرمانی به جسم خود بدهم و بتوانم آن را اجرا نمایم، فرمانده جسم خود هستم. به‌طور مثال؛ من به جسم خود دستور بدهم خشمگین نشود، اگر توانستم خشم خود را کنترل نمایم یعنی فرماندهی شهر وجودی خود را در دست گرفته‌ام، اگر در جمعی که غیبت می‌شود در لحظه من زبان خود را کنترل کنم و غیبت نکنم یعنی من فرمانده هستم، اگر به افکار خود فرمان دادم که به دنبال افکار تخریبی و منفی نباشد و توانستم اطاعت کنم این به معنای فرماندهی جسم خود می‌باشد.

کسی که در سفر اول‌ می‌آموزد که به قوانین و حرمت کنگره احترام بگذارد، در سفر دوم کم‌کم به تعادل می‌رسد و این به معنای این است که شخص می‌تواند فرماندهی خواسته‌های نفس خود را در دست بگیرد. به‌ نظر من هیچ دستورجلسه‌ای با موقعیتی که پیش می‌آید بی‌ارتباط نیست. این دستورجلسه که امروز با لژیون سردار همراه شده است به‌ نظر من نشان‌دهنده این است که عیار فرماندهی و‌ تسلط بر نفس، خودش را زمانی در زیباترین و بالاترین سطح نشان می‌دهد که پای لژیون سردار به وسط می‌آید. همگی یاد گرفته‌ایم که چگونه در لژیون فرمان‌بردار حرف راهنما باشیم و قوانین را آموخته‌ایم؛ اما زمانی که وارد سفر دوم می‌شویم، یک فرماندهی جدید را آغاز می‌کنیم؛ یکی فرماندهی بر مال خود، دیگری فرماندهی بر منیت خود و هم‌چنین فرماندهی بر وابستگی‌های خود.

انسان ذاتاً به دنبال جمع‌آوری و نگهداری مادیات است و تمایل زیادی به این کار دارد. از طرفی از آینده می‌ترسد که اتفاقی برای او پیش آید. وقتی صحبت از بخشش و لژیون سردار می‌شود، فرمان عقل با ترس نفس درگیر می‌شود؛ یعنی عقل و عشق به انسان می‌گوید: بخشش و خدمت مالی را انجام دهد تا به حال خوش برسد و به زمین و زمان خدمت نماید؛ اما نفس به او هشدار می‌دهد که بخشش نکند؛ زیرا ممکن است خود گرفتار شود و به این پول نیاز داشته باشد. اگر انسان، انسان آموزش‌گیری باشد و آموزش‌ها را دریافت نموده باشد قطعاً به فرماندهی رسیده است و توان تشخیص خوب را از بد دارد. در این حالت است که مسافر و همسفر می‌تواند بعد از سفر دوم از پول زحمت‌کشی خود به لژیون سردار یا هرجای دیگر ببخشد. آقای مهندس می‌گویند: نه فقط در لژیون سردار بلکه پول خود را در راه خیر خرج کنید، به این دلیل که برکت مال زیاد می‌شود؛ یعنی با تزکیه و پالایش است که می‌توانید پول و مادیات خود را افزایش دهید و اگر ما بتوانیم بدون دلیل ببخشیم و از مال بگذریم به این معنا می‌باشد که ما فرمانده مادیات خود هستیم و اسیر مادیات می‌باشیم. کسی که شهر وجودی خود را به‌دست گرفته باشد، قطعاً می‌تواند فرمانده خوبی بر مادیات خود باشد؛ خودِ او‌ تصمیم‌گیرنده است و مشخص می‌کند که پول در کجا خرج شود.

من در واقع فکر می‌کنم ورود به لژیون سردار عینی‌ترین سندی است که ما توانستیم از آموزش گرفتن و فرمان‌برداری عبور کنیم و در بخشش به مرحله فرماندهی درون برسیم. اگر ما بخواهیم در خانواده، اجتماع یا محل کار خود یک فرمانده خوبی باشیم، اول باید یک فرمان‌بردار لایق باشیم. از این مرحله بگذریم، از قوانین هستی پیروی کنیم تا به فرماندهی خوب‌ تبدیل شویم. فرماندهی باید به مرحله تواضع و‌ فروتنی باشد و به مرحله فخر، تکبر و غرور نباشد. ما در کنگره یاد گرفته‌‌ایم که فرماندهی باید در کمال فروتنی و تواضع انجام شود. امیدوارم همه ما چه در سفر اول، چه در سفر دوم و چه در لژیون سردار این زنجیره مبارکی که در دستان ما قرار دارد را محکم بگیریم تا به فرمان‌ عقل نزدیک شویم.

تقدیر از دبیر دوره قبل لژیون سردار و معارفه دبیر دوره جدید لژیون سردار

عکاس: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
تایپیست و ویرایش: همسفر ندا رهجوی راهنما همسفر محدثه (لژیون سوم )
ارسال: همسفر راضیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ارگ کرمان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .