چهارمین جلسه از دوره بیستم از سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی دلیجان، با استادی مسافرحسن، نگهبانی موقت مسافر مهدی و دبیری موقت مسافر مجتبی، با دستور جلسه: " از فرمانبرداری تا فرماندهی" دوشنبه شانزدهم شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد..jpg)
سخنان استاد:
ممنونم از راهنمای محترم و عزیزم آقا محمد که اجازه دادند امروز در این جایگاه قرار بگیرم. همچنین از نگهبان محترم آقا مهدی و گروه مرزبانی سپاسگزارم.بههرحال اگر من توانستهام در کنگره ۶۰ به رهایی برسم، حال خوشی داشته باشم و راه و رسم درست زندگی کردن را یاد بگیرم، همه به لطف آموزشهایی بوده که در اینجا دریافت کردهام و از برکت زحمات و خدمت همه خدمتگزاران محترم شعبه و کنگره ۶۰ است.در مورد دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی»؛ اولین چیزی که شاید با شنیدن این دو کلمه به ذهن ما خطور کند، یاد یک یگان یا سازمان نظامی است که بیشتر بحث فرمانبرداری و فرماندهی در آنجا صدق میکند. ولی عین همین الگو را ما در کنگره ۶۰ هم داریم؛ البته نه به آن شکل فرماندهی در ارگانهای نظامی.
فردی که در یک ارگان نظامی به جایگاه فرماندهی مثل سرهنگی یا سرلشکری میرسد، از ابتدا در این جایگاه نبوده؛ قطفاً از صفر و از درجات پایین شروع کرده است و مهمترین ابزاری که برای رسیدن به این مراحل داشته، آموزش و فرمانبرداری بوده است. این دو مورد توأم با یکدیگر هستند؛ اینکه من صرفاً فرمانبردار باشم اما آموزشهای لازم را نگیرم، یا آموزش ببینم ولی فرمانبردار نباشم، قطعاً نمیتوانم به آن جایگاه فرماندهی برسم.در کنگره ۶۰ نیز دقیقاً همین مدل را داریم؛ ما از ابتدا باید اول فرمانبردار باشیم. وقتی راهنما میگوید قبل از ساعت پنج اینجا حضور داشته باشید، یا برای سفر اول نوشتن ۴۰ سیدی الزامی است، این نوعی فرمانبرداری توأم با آموزش است. قطعاً کسی که بتواند از همان ابتدا فرمانبرداری همراه با آموزش را داشته باشد، میتواند در ادامه به فرماندهی در شعبه و کنگره ۶۰ برسد که همان جایگاههای بالای خدمتی مانند مرزبانی، راهنمایی، ایجنتی و دیدهبانی است.
منتها مهمترین منبع آموزش در کنگره ۶۰، جدای از آموزشهای خدمتی که در سفر اول و سفر دوم دریافت میکنیم، سیدیها هستند. شاید در طول سفر اول یا بهطور کلی، به دلیل ذهنیت و برداشت اشتباهی که از سیدی داریم، نوشتن آن برایمان آزاردهنده باشد یا سخت بیاید، چون تفکر و برداشت درستی از سیدیها پیدا نکردهایم.در دوران دبستان وقتی به مدرسه میرفتیم، معلم برای شب تکلیف تعیین میکرد؛ مثلاً از روی کتاب فارسی درسهای «تصمیم کبری»، «کوکب خانم زن با سلیقهای بود» یا «چوپان دروغگو» را میگفت شبی چند بار مشق بنویسید. دوستان! برای اینکه نوشتن سیدی به ما لذت و حال خوش بدهد و از نوشتن آن کیف کنیم، نباید برداشتمان مانند مشق شب دوران ابتدایی باشد.
سیدی مانند تخته و سکوی پرش در مسابقات شیرجه است؛ برداشت من باید این باشد که این سیدیها سکوی جهش و پیشرفت من به سمت جلو هستند، نه مشق شبی که نوشتن آن برایم با اکراه باشد. بحث درمان تنها بخشی از این سیدیهاست؛ بخش عمده آن آموزشهای درست زندگی کردن و معاشرت است. آموزشهای سیدیها بسیار جامع و کامل هستند و هیچ نقصی در آنها وجود ندارد. اگر به این درک برسم که سیدی عامل پیشرفت، تعالی و نجات من است، آن موقع از نوشتن آن لذت خواهم برد.
من یکی دو نفر از دوستان سفر دومی را هفتهای یکی دو بار میبینم؛ گاهی که صبحها به کنگره میآیم، میبینم در پارک نشستهاند یا ساعتها دمِ درِ شعبه منتظرند. وقتی میپرسم چرا داخل نمیآیید؟ پاسخی که دارند این است که نوشتن سیدی برایشان دشوار و مانع است! در صورتی که انسان نباید از چیزی فرار کند که کوچکترین خدمت آن، جدای از آموزشهای ناب، نجات دادن فرد از مصرف مواد مخدر بوده و انسانیت، اعتبار و شخصیت را به او بازگردانده است. علت این فرار همان برداشت اشتباه است که فکر میکنند سیدی صرفاً یک تکلیف و مشق اجباری است.
شاید برخی تصور کنند داروی OT بهتنهایی فرد را به درمان میرساند، اما به نظر من قضیه درمان و رهایی از مصرف مواد مخدر، ۱۰ درصدش به OT مربوط میشود و ۹۰ درصد اصل ماجرا آموزشهای سیدیهاست. رهجویی که فکر کند در کنگره ۶۰ صرفاً داروی OT او را درمان کرده و نیازی به سیدی ندارد، اگر ۱۰ یا ۲۰ سال هم رهاییاش را بهسختی حفظ کند، در نهایت احتمال لغزش و بازگشت او بسیار بالاست؛ زیرا این آموزشهای سیدی است که رهایی را ماندگار و پایدار نگه میدارد.
در سفر اول، مصرف مواد کنار میرود و داروی OT جایگزین میشود؛ یعنی ۱۰ درصد خلاء مواد با OT و ۹۰ درصد با آموزشهای جهانبینی و سیدیها پُر میشود. در سفر دوم OT قطع و حذف میشود؛ اگر در این مرحله سیدیها را هم حذف کنیم، آن خلاء درونی خالی میماند و چون نیازمند پر شدن است، اگر آموزشی در کار نباشد، شخص دوباره به سمت مصرف مواد مخدر بازمیگردد.بنابراین از مسافران سفر اول تقاضا دارم تمام تکیه و عصای دست خود را فقط داروی OT قرار ندهند و تمرکز اصلیشان روی آموزشها و نوشتن سیدیها باشد. با درک واقعی سیدیها و لذت بردن از نوشتن آنهاست که انسان میتواند به فرماندهی جسم، روان و جایگاههای بالای خدمتی در کنگره ۶۰ دست پیدا کند.از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، متشکرم.
جلسه خدمتگزاران
.jpg)
عکس : مسافر حسین- لژیون چهارم
بارگذاری و ارسال خبر: مسافر محمد- لژیون یکم
نمایندگی دلیجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
53