English Version
This Site Is Available In English

از چشم گفتن تا فرماندهی

از چشم گفتن تا فرماندهی

جلسه دوازدهم از دوره سیزدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی کریمان کرمان به استادی همسفر معصومه، نگهبانی همسفر صالحه و دبیری همسفر سمیه با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» روز دوشنبه ۱۶ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:٠٠ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خداوند را شاکر و سپاسگزارم که یک بار دیگر به من توفیق داد تا در این جایگاه باشم و خدمت کنم و در جمع پر از عشق و محبت شما دوستان عزیزم باشم در رأس از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان تشکر می‌کنم که این بستر احیاء انسان‌ها را فراهم کردند و از راهنمایان عزیزم خانم سمیه عزیز‌تر از جانم تشکر می‌کنم که چراغ راه من شدند؛ همچنین از خانم سیما عزیزم تشکر می‌کنم که امروز من را قابل دانستند که در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم و همیشه از صبر و آرامش ایشان آموزش بگیرم و از راهنمای مسافرم آقای محسن زارکویی تشکر می‌کنم که باعث حال خوب مسافر من شدند از خانم سحر عزیز تشکر می‌کنم که اولین شدند که من واژه همسفر بگیرم و به حال خوب برسم و از ایجنت محترم و مرزبانان محترم تشکر می‌کنم و همچنین از مسافر عزیزم تشکر می‌کنم.

دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» در واقع یک مسیر را مشخص می‌کند که از کجا به کجا باید این حرکت را انجام بدهیم فرماندهی اینجا به معنی هدف است معنی عام دارد، یعنی فرماندهی هر چیزی می‌تواند باشد یعنی انسان اگر بخواهد در هر مقوله‌ای صاحب نظر باشد و بتواند کاری را انجام بدهد و در جایگاه فرماندهی قرار بگیرد، شرط لازم این است که فرمانبرداری را کاملاً انجام بدهد. استاد امین در سی‌دی می‌فرمایند: فرماندهی یعنی چه؟ وقتی که در مورد کلمه فرماندهی صحبت می‌شود، چیزی که در ذهن ما می‌آید یک فرمانده نظامی است که لباس نظامی پوشیده است و ایستاده و به یکسری سرباز دستور می‌دهد که کاری را انجام بدهند، تصویری که از فرمانده داریم این حالت است. انسان فرماندهی جزو خواسته‌های وجود خودش است، یعنی همه ما دوست داریم که در درون خودمان فرماندهی داشته باشیم؛ وقتی توانایی ما افزایش پیدا می‌کند، قدرت ما در دایره فرماندهی بیشتر می‌شود.

فردی که بیماری اعتیاد دارد فرماندهی از آن خلع شده است، یعنی چیزهایی که قبلاً برایش قابل اجرا بوده الان برایش قابل اجرا نیست، مثلاً اگر ۲۰ ساعت کار می‌کرده یا ۴ ساعت پیاده‌روی می‌کرده است یا هر کار دیگر را به خوبی انجام می‌داده الان قابل اجرا نیست اگر هم بخواهد که آن را اجرا کند یک شرط دارد که مواد خود را مصرف کند یا اینکه مواد خود را بیشتر مصرف کند یا اگر باز هم جواب نداد باید از یک مواد دیگر استفاده کند که یعنی اینجا یک شخص مصرف‌کننده مواد مخدر فرماندهی جسم او را به عهده گرفته است و حالا کسی که می‌خواهد فرمانده خوبی باشد؛ باید قبل از آن آموزش بگیرد و برای آموزش گرفتن ما نیاز به یک مربی، استاد، معلم، راهنما داریم و راهنما به ما چیز‌هایی را انتقال و یاد می‌دهند و ما باید اطاعت کنیم و فرمانبردار راهنما باشیم، چشم بگوییم و به حرف‌های ایشان گوش بدهیم، توجه کنیم و بپذیریم.

در هر قسمت و هر جایگاه که هستیم باید فرمانبردار باشیم اگر می‌خواهیم ارتقاء پیدا کنیم، اگر بخواهیم پله‌های ترقی را یکی‌یکی بالا برویم فقط توسط آموزش‌های راهنما و اینکه فرمانبردار باشیم ما در کنگره۶۰ چرا نداریم و فقط چشم می‌گوییم. آقای مهندس می‌فرمایند: در کنگره محبت است، خدمات رایگان است؛ ولی چرا نداریم، یعنی من مثال بخواهم بزنم من نباید بگویم چرا باید ساعت ۶ صبح بیایم پارک، چرا باید سی‌دی بنویسم، چرا فلان شخص راهنما شده است من حق اظهار نظر ندارم و چرا نداریم فقط چشم؛ چون در کنگره۶۰ قوانین دقیق و حساب شده است و چشم گفتن خیلی ارزش دارد و من می‌توانم با چشم گفتن و چشم گفتن را به عمل تبدیل کنم ارزش‌مندتر بشود. همه ما باید به یکدیگر احترام بگذاریم اگر من امروز به دیگران احترام بگذارم فردا دیگران به من احترام می‌گذارند، پس من می‌توانم با احترام گذاشتن و تشکر کردن بزرگ شوم و به فرمانده لایق تبدیل شوم.

احترام گذاشتن یعنی فرمانبرداری از عقل، فرمانبرداری در عمل کار راحتی نیست؛ ولی ما می‌توانیم با کسب کردن دانایی و دانایی خودمان را به دانایی‌مؤثر تبدیل کنیم، می‌توانیم به فرماندهی برسیم کسانی که در جایگاه‌های بالا خدمت می‌کنند و الگوی ما هستند، راهنمایان محترم قطعاً فرمانبردار بودند که در این جایگاه‌ها خدمت می‌کنند. قطعاً اگر شما هم امروز اینجا هستید فرمانبردار بودید و مطمئناً به فرماندهی که خواسته شما است می‌رسید. آقای مهندس چهارشنبه خیلی زیبا گفتند: «کسی فرمانده خوبی می‌شود که از سربازی به سرداری برسد» یعنی اگر می‌خواهیم به فرماندهی برسیم باید فرمانبردار باشیم حالا اگر بخواهم در مورد تجربه خودم در مورد این دستور جلسه بگویم در کنگره ماهانه یک آزمون‌هایی از ما گرفته می‌شود و یادم است که وقتی در لژیون خانم سمیه عزیز بودم که امروز جای ایشان در میان ما سبز است، ان‌شاءالله همیشه سلامت باشند.

زمانی که منابع آزمون را اعلام می‌کردند، همان منابع را در لژیون از ما امتحان می‌گرفتند و برای من رهجو وقت می‌گذاشتند سؤال طرح می‌کردند که من پیشرفت کنم و منابع کنگره که کتاب‌ها، جزوه‌ها است یاد بگیرم و من خودم را مؤظف می‌دانستم که وقتی راهنمای من دارد برای من وقت می‌گذارد و برای من سؤال طرح می‌کند من باید بخوانم و بیایم این آزمون‌ها را امتحان بدهم و پیشرفت کنم و بدانم این کتاب‌ها چه هستند و همین باعث شد که من با تلاش و پشتکار خانم سمیه عزیز سال قبل در آزمون راهنمایی، راهنمای تازه‌واردین قبول شوم و واقعاً تمام آن تلاش و پشتکار راهنمای عزیزم خانم سمیه بود از همین جا دست ایشان را می‌بوسم و مدیون ایشان هستم و این یعنی از فرمانبرداری به فرماندهی، اگر من به حرف راهنما اهمیت بدهم چشم بگویم و انجام بدهم مطمئناً به نتیجه می‌رسم و آن فرماندهی را می‌بینم. امیدوارم که به زودی زود بتوانم از دستان پر‌توان آقای مهندس شال خوش رنگ پسته‌ای رنگ را دریافت کنم و بتوانم آموزش بگیرم و خدمت کنم.

مرزبانان کشیک: همسفر سارا و مسافر ولی
تایپیست و ویرایش: همسفر فاطمه(ک) رهجوی راهنما همسفر محیا (لژیون سوم)
عکاس: همسفر ثریا رهجوی راهنما همسفر محیا (لژیون سوم)
ارسال: همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کریمان کرمان 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .