English Version
This Site Is Available In English

اولین فرمانده انسان عقل است

اولین فرمانده انسان عقل است

جلسه سیزدهم از دوره بیستم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی ساوه به استادی راهنما همسفر معصومه ، نگهبانی همسفر حدیث و دبیری همسفر نرگس با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی » روز دوشنبه ۱۶ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان معصومه هستم یک  همسفر، همه‌ی دستور جلسات طبق تفکر آقای مهندس برنامه ریزی شده است و هرکدام برای ما آموزش و درس زندگی است که باید  آنها را عملی کنیم تا در صراط مستقیم قرار بگیریم، وقتی به موضوع فرمانبرداری تا فرماندهی فکر می‌کنم می‌بینم این دو مرحله با هم ارتباط دارند و هیچ‌ کس یک مرتبه از  فرمانبرداری به فرماندهی نمی‌رسد بلکه باید مراحلی را طی کند تا به این جایگاه برسد.
ابتدا انسان باید یاد بگیرد که چطور فرمانبردار باشد، یعنی آموزش صحیح بگیرد و اشتباه کند و تجربه به دست بیاورد و کم کم خودش به جایی برسد که بتواند مسئولیت بیشتری را به عهده بگیرد. فرمانبرداری فقط حرف گوش کردن نیست، فرمانبرداری یعنی: آموزش درست و صحیح گرفتن و پذیرفتن اینکه من بلد نیستم و به اجرا در آوردن آموزش‌‌ها و در نهایت به نتیجه رسیدن است.
فرمانبرداری یک نوع تمرین برای رشد انسان و مسئولیت پذیری است، وقتی من از معلم و راهنماهای خودم فرمانبرداری کردم و به قوانین احترام گذاشتم، در واقع خودم را برای مرحله بعدی آماده می‌کنم تا بتوانم مسئولیت‌ها را بهتر انجام بدهم، کسی که نتواند مسئولیت‌های کوچک را درست انجام بدهد هیچ وقت نمی‌تواند مسئولیت‌های بزرگ را درست انجام بدهد.
فرماندهی کردن فقط این نیست که به کسی دستور بدهی، وقتی معلم یا راهنما به رهجو فرمانی می‌دهد باید خودش آن را اجرا کرده باشد و به نتیجه رسیده باشد تا بتواند به رهجو انتقال بدهد، به گفته آقای مهندس از کسی کاری را بخواهید که خودتان آن را انجام داده باشید.
اولین فرمانده انسان عقل انسان است، اگر من نتوانم روی افکار و اندیشه ام را مدیریت و فرماندهی کنم، چگونه می‌توانم از دیگران این انتظار داشته باشم؟ وقتی عصبانی می‌شوم یا مشکلی برای من پیش می‌آید من باید ذهنم را آرام کنم و بعد بررسی کنم و با تعقل تصمیم بگیرم، عقل فرمانده جسم من است و اگر من آرام نباشم و از روی خشم و عصبانیت تصمیم بگیرم با مشکلات بیشتری روبرو می‌شوم.
فرمانبرداری باعث می‌شود من آموزش بگیرم و آموزش هم باعث تجربه من می‌شود و می‌توانم بهتر تصمیم بگیرم و مسئولیت بیشتر و بهتر انجام بدهم و این مسئله در همه سطح زندگی از کوچک‌ترین فرد تا بزرگ‌ترین فرد در جامعه وجود دارد، اگر من می‌خواهم کاری شغلی یا هنری را یاد بگیرم باید شاگردی کنم و بپذیرم که بلد نیستم و آموزش بگیرم و فرمانبردار خوبی باشم تا در نهایت به نتیجه خوب برسم تا در آینده به فرماندهی برسم فرمانبرداری و فرماندهی هم در جهت مثبت هستند و هم در جهت منفی، حتی در گروه مافیا هم فرماندهی و فرمانبرداری وجود دارد، پس چه بهتر که فرماندهی  در جهت مثبت باشد و در صراط مستقیم باشد تا به آرامش و آسایش برسیم، پس فرمانده واقعی کسی نیست که تنها دیگران از او فرمان ببرند بلکه کسی است که اول توانسته باشد فرمانده خودش باشد و فرمانبرداری کند تا به فرماندهی برسد، نمونه آن را در کنگره می‌بینیم آقای مهندس دژاکام هستند که فرماندهی ساختار کنگره ۶۰ را به عهده دارند  و  بعد از ایشان دیده‌بانان هستند که بر همه شعبات کنگره ۶۰ نظارت دارند و مسئولیت بیشتری را برعهده دارند، که اول فرمانبردار بودن و بعد فرمانده خودشان و فرمانده بقیه اعضا شدند، امیدوارم که همه افراد ابتدا به فرمانبرداری و بعد به فرماندهی خود برسند.

مرزبان کشیک: همسفر صدیقه و مسافر همایون
تایپیست: همسفر شیدا رهجوی راهنما همسفر فرشته (لژیون هفتم)
عکاس: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر سارا (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال : مرزبان خبری همسفر صدیقه
همسفران نمایندگی ساوه

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .