همسفر مریم:
وقتی برای اولین بار با واژه فرمانبرداری روبهرو شدم، شاید در ذهنم این بود که فرمانبرداری یعنی هنر خوب گوش کردن وانجام دادن؛ اما در کنگره یاد گرفتم، فرمانبرداری در واقع شروع یک مسیر بزرگ برای رسیدن به فرماندهی است. انسان اگر میخواهد فرمانده خوبی باشد، ابتدا باید یاد بگیرد، فرمانبردارخوبی باشد، یعنی آموزش بگیرد، تجربه کند، صبور باشد و به قوانین احترام بگذارد؛همانطور که یک درخت، قبل از اینکه سایهای برای دیگران داشته باشد، باید ریشههای خودش را محکم کند.
درسیستم جمعیت احیای انسانی کنگره60، راهنما مسیر را به ما نشان میدهد، اما طی کردن مسیر و حرکت با خود ماست. به نظر من فرماندهی واقعی زمانی اتفاق میافتد که انسان اول بتواند؛ افکار، احساسات، رفتار و تصمیمهای خودش را مدیریت کند. کسی که هنوز اسیر خواستههای نفس خود است، نمیتواند فرمانده خوبی برای دیگران باشد.
فرمانبرداری درساختار کنگره برای من به معنای ازدست دادن اختیار نیست، بلکه یاد گرفتن درست، استفاده کردن از اختیار است. امروز میفهمم با هر قدمی که با آموزش و عمل درست برمیدارم، یک قدم به سوی فرماندهی نزدیک میشوم.
در نهایت زیباترین فرماندهی، فرماندهی بر خویشتن است. اینکه انسان بتواند سکان زندگی خود را به دست گیرد و با آرامش، دانایی و عشق حرکت کند. من فکر میکنم هر بار که از یک خواسته نادرست عبور میکنم، هربار که به جای واكنش، تفکر میکنم و هر بار که مسولیت کار خودم را میپذیرم در واقع یک قدم از فرمانبرداری به سمت فرماندهی برداشتهام. امیدوارم که بتوانم فرمانبردار خوبی برای سیستم کنگره60 باشم.
همسفر زری:
اگر کسی میخواهد فرمانده لایقی شود؛ قطعا باید یک روزی فرمانبردار خوبی بوده باشد و در صراط مستقیم حرکت کرده باشد. مثلا برای اینکه در ساختارکنگره به فرمانروایی برسیم؛ باید تمامی قوانین و حرمتهای کنگره را رعایت کنیم، سیدی بنویسیم، در ورزش روزهای جمعه حتما شرکت داشته باشیم، در کار کسی تجسس و دخالت نکنیم، خودسر به کسی راهکار ندهیم و به حرف راهنما گوش بدهیم، چرا که او قبلا این مسیر را رفته و از تمامی پیچ و خمهای آن آگاهی دارد.
همسفر مریم:
فرماندهی امری مهم و یکی از خواستههای انسان است. لازمه یک فرماندهی خوب، فرمانبرداری خوب است. با فرمانبرداری از عقل میتوان به فرماندهی آن رسید، این کار آسانی نیست ولی قابل اجراست. من میتوانم با فرمانبرداری عقل، از انجام کارهای ساده و کوچک شروع کنم تا به کارهای بزرگ برسم؛ مانند: حضور به موقع در جلسات، پیام خواندن، مشارکت کردن، نوشتن سیدی. زمانی میتوانم فرمانبردار خوبی باشم که هدف مشخصی داشته باشم یا وقتی در لژیون به راهنما چشم واقعی میگویم که هدف درمان داشته باشم.
برای رسیدن به فرماندهی عقل در هر کاری یک سری بایدها و نبایدها وجود دارد، بایدها انجام ارزشها و نبایدها انجام ندادن ضدارزشهاست. یکی از مواردی که باعث میشود فرماندهی عقل ضعیف یا متوقف شود، منیت است. منیت نقطه مقابل آموزش است و اجازه نمیدهد که دانایی رشد کند، دانایی که متوقف شود، نفس اماره فرماندهی را از عقل میگیرد؛ پس انسان برای فرماندهی باید آموزشپذیر باشد.
رابط خبری: همسفر زری، مرزبانخبری
ارسال: همسفر پرتو رهجوی راهنما همسفر آسیه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی عمانسامانی شهرکرد
- تعداد بازدید از این مطلب :
73