جلسه سیزدهم از دوره سیزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی گوجان با استادی همسفر پریا، نگهبانی همسفر فریبا و دبیری همسفر زینب با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» روز دوشنبه ۱۶شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی»، در واقع خواسته و هدف همه ما انسانهاست؛ هدفی که مسیر زندگی را به من نشان میدهد: مسیری از فرمانبرداری تا فرماندهی.
هرقدر که من در برابر آموزشها فرمانبردارتر باشم، میتوانم به فرماندهای قدرتمندتر تبدیل شوم. زمانی که واژه «فرماندهی» را شنیدم، اولین چیزی که به ذهنم آمد، فرمانده نیروی انتظامی بود؛ فردی که بخشی از نیروها و افراد را تحت فرماندهی خود دارد. اما در کنگره ۶۰ به من گفته میشود که هر فردی میتواند فرمانده شهر وجودی و جسم خودش باشد؛ چه در صور آشکار و چه در صور پنهان. البته شرط رسیدن به این فرماندهی، تنها یک چیز است و آن هم «فرمانبرداری» است.
اگر من فرمانبردار فرامین قدرت مطلق باشم، از ارزشها پیروی کنم و در مسیر درست حرکت کنم، میتوانم به یک فرمانده خوب تبدیل شوم. زمانی که سیستم بدنم سالم باشد، میتوانم به بدنم دستور بدهم که کاری را انجام دهد؛ برای مثال، یک لیوان آب بردارد و بنوشد یا در ساعت مشخصی بخوابد و بیدار شود. این موارد همگی تحت اختیار و فرمان من هستند و این یعنی رسیدن به «فرمان عقل»؛ یعنی «شو، شود». از سادهترین کارها گرفته تا پیچیدهترین امور، زمانی که فرمانی صادر میشود، باید به مرحله اجرا برسد.
برای رسیدن به این مرحله، باید استادی را برای خودم انتخاب کنم؛ کسی که در این زمینه تبحر داشته باشد و بتواند به من آموزش دهد و راهنماییام کند؛ کسی که خودش به این مرحله رسیده باشد. من نیز باید از او تبعیت کنم و دستوراتش را بدون چونوچرا به انجام برسانم. این روند باعث میشود هم روح و هم جسم من پالایش شوند و ذرهذره صیقل پیدا کنند.
من باید دانایی خود را افزایش دهم. چگونه؟ از طریق آموزش گرفتن، درست کردن تفکرات و در نهایت، به دست آوردن تجربههای ثمربخش و نتیجهدار. یک فرمانده خوب کسی است که اگر به انجام کاری دستور میدهد، خودش نیز توانایی انجام آن کار را داشته باشد.
فرماندهی باعث میشود انسان انرژی بگیرد، شادابتر شود و تلاش کند تا به مراتب بالاتری دست پیدا کند. کسی که دچار اعتیاد میشود، دیگر نمیتواند مانند گذشته باشد؛ زیرا در سیستم شبهافیونی بدن او خلل به وجود آمده است. زمانی که خماری به سراغش میآید، نمیتواند کارهای خود را مانند گذشته انجام دهد یا توان انجام آنها را از دست میدهد و مجبور میشود مواد مصرف کند؛ حتی گاهی اوقات بیشتر از قبل، تا بتواند انرژی لازم برای انجام کارهایش را به دست آورد. در بسیاری از مواقع نیز مجبور میشود ماده مصرفی خود را تغییر دهد تا بتواند جایگاه خود را حفظ کند.
برای مثال، فردی که سرما میخورد، به دلیل ویروسی که وارد بدنش شده است، ضعیف و بیحال میشود. او برای به دست آوردن سلامتی خود باید از دارو و عواملی که به بهبودیاش کمک میکنند استفاده کند و استراحت داشته باشد.
هرکدام از ما از زمانی که به دنیا آمدهایم، ذرهذره رشد کرده و پرورش یافتهایم. در کانون خانواده بزرگ شدهایم، به مدرسه رفتهایم، دانشگاه را تجربه کردهایم و بسیاری از ما یک رشته تخصصی را انتخاب کرده و در آن زمینه به مهارت و تبحر رسیدهایم. در کنار آن، تشکیل خانواده دادهایم و به همین ترتیب، مسئولیتها، دانایی و تجربیات ما نیز افزایش پیدا کرده است.
ما حرفههای مختلفی یاد گرفتهایم و تمام این موارد باعث بالاتر رفتن جایگاه فرماندهی ما شدهاند. چقدر زیباست زمانی که نسبت به یک موضوع ناشناخته، شناخت پیدا میکنیم؛ زیرا همین شناخت باعث رشد ما و افزایش انرژیمان میشود.
در واقع، کسی که برای رسیدن به جایگاه فرماندهی تلاش میکند، استعدادهایی را که خداوند در وجودش قرار داده است، از قوه به فعل درمیآورد و این نیروها را تحت فرمان خود درمیآورد. چنین شخصی احساس رضایت و خشنودی میکند، پختهتر و کاملتر میشود و در نتیجه، به تعادل میرسد.
من قطعا با تلاش و کوشش میتوانم این جایگاه را به دست بیاورم. زندگی یعنی همین؛ یعنی «شو، شود». و هیچ چیزی زیباتر از این نیست.

و در ادامه رهایی چهلسیدی همسفر لیلا ، همسفر بهاره، همسفر راضیه در لژیون چهارم (راهنما همسفر زینب )

مرزبانان کشیک : همسفر صوفیه و مسافر محمد
ویرایش و ارسال: همسفر صوفیه(مرزبان خبری)
عکاس: همسفر تارا رهجوی همسفر سمانه (لژیون دوم)
همسفران نمایندگی گوجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
100