مشارکت مکتوب راهنما همسفر منیژه
فرمانبرداری در زندگی یعنی انسان بداند از چه کسی و برای چه چیزی باید اطاعت کند. فرمانبرداری درست به معنای از دست دادن اختیار و شخصیت انسان نیست، در واقع هنگامی که راه درست را شناختی و حقیقت را یافتی؛ باید آگاه باشی که فرمانبرداری اولین رمز موفقیت است. فرمانبرداری باید با احترام، آگاهی، اختیار و تشخیص درست همراه باشد. وقتی همه اینها محقق شد، فرمانبرداری نردبان موفقیت شخص میگردد و هنگامی که شخص اول فرمانبردار خوبی شد، دوم مهارتهای جدید را آموخت سوم مسئولیتهای کوچک را پذیرفت، چهارم اعتماد دیگران را به دست آورد از فرمانبرداری آگاهانه به فرماندهی آگاه میرسد.
مشارکت مکتوب همسفر صدیقه
خداوند درقرآن میفرماید: ای پیامبر وقتی از تو در مورد روح پرسیدند بگو روح از امر پروردگار من است و روح از جنس علم است؛ پس برای توانمند شدن و اینکه بتوانی نیروهای درونت را تحت فرماندهی خودت در آوری؛ باید به علم و آگاهی و نهایتا به دانایی مؤثر برسی. اگر انسان به تاریکی دچار بشود و در مرحله نفس اماره قرار بگیرد، چطور می تواند فرمان به خیر و نیکی بدهد. حالا اگر بخواهد از این اسارت خارج شود؛ باید خوبی را جایگزین بدی کند و اطاعت از یک منبع دیگر را بپذیرد تا از نفس اماره خارج شود و این فرمانبرداری کار خیلی مشکلی است و نیاز به استاد دارد تا بتواند از فرمانبرداری به فرماندهی برسد.
مشارکت مکتوب همسفر نازیلا
چه زمانی انسان میتواند یک فرمانده قوی شود؟ وقتی مانند یک سربازی که باید اول دوران سربازی را سپری کند بعد استوار، گروهبان، ستوان، سروان، سرگرد و سرهنگ تا به مرحله سرداری برسد. رسیدن به فرماندهی تمام این مراحل فرمانبرداری را شامل می شود. فرماندهی بسیار شیرین است؛ اما من برای رسیدن به این جایگاه چه آموزشهایی دیدهام چه خدمتهایی کردهام تا انتظار فرماندهی را داشته باشم. یک فرمانده قوی باید توانمند باشد، تسلط کامل بر شهر وجودی خود داشته باشد. در سیدی چله مهندس دژاکام فرمودند: «یک شخصی که بزرگ است و بسیار طرفدار دارد، چرا باید او بیش از چهل کیلو اضافه وزن داشته باشد یا یک مصرفکننده الکل یا مواد مخدر باشد؛ پس یک فرمانده باید تمام مراحل خودسازی را سپری کند تا فرماندهی قابل شود.» مثل راهنماهای کنگره که اول مصرفکننده بودند آمدند، آموزش گرفتند تا به مرحله راهنمایی رسیدند و بتوانند آموزشهای خود را به دیگران انتقال دهند. آموختم که فرماندهی مساوی است با آموزش.
مشارکت مکتوب همسفر فاطمه
از فرمانبرداری تا فرماندهی، سفر درونی است که کنگره۶۰ به ما میآموزد. اولش فکر میکنیم فرماندهی یعنی داد زدن و دیگران را به مسیر دلخواه بردن؛ اما کمکم میفهمیم سختترین فرماندهی فرماندهی بر نفس خویشتن است تا نتوانیم به خواستههای غلط خود نه بگوییم، نمیتوانیم به کسی چیزی بیاموزیم. فرماندهی راستین در سکوت تدبیر و صبر معنا پیدا میکند، نه در هیاهو، هرچه در فرماندهی بر خود قویتر شویم، فرمانبرداری شیرینتر و آسانتر میشود. فرمانبرداری ما از جنس ترس نیست، بلکه از جنس اعتماد به مسیری داناتر است. ما سر تعظیم فرود میآوریم در برابر نظمی که به نفع خودمان است .در این چرخه زیبا میآموزیم فرمان دهیم تا فرمانبردار خوبی باشیم و برعکس این همان رهایی از دیکتاتوری نفس و رسیدن به آزادی مسئولانه آنهم در سایهٔ عشق و تعهد و باور به مسیری که هزاران انسان پیش از ما آن را زیسته و به نتیجه رسیدهاند.
رابط خبری: همسفر ام البنین رهجو راهنما همسفر (لژیون بیست و سوم)
ویراستاری: همسفر سمیه رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون سوم) دبیر دوم سایت
ارسال: همسفر فاطمه رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی میرداماد اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
75