English Version
This Site Is Available In English

از فرمانبرداری تا فرماندهی

از فرمانبرداری تا فرماندهی

جلسه دهم از دوره دوم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60نمایندگی ورامین با استادی پهلوان مسافر علی و نگهبانی مسافر حمید و دبیری مسافر سعید با دستور جلسه از فرمانبرداری تا فرماندهی در تاریخ 14شهریور 1405راس ساعت 17 آغاز به کار نمود.
سخنان استاد ؛
در ابتدا تشکر می‌کنم از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان و دکتر امین عزیز که با وجود این عزیزان این بستر فراهم شده است. من همیشه می‌گویم، شاید این کلمه کلیشه‌ای به نظر برسد، اما واقعاً باعث افتخار است که در کنار آقای مهندس هستیم؛ اینکه زیر سایه ایشان آموزش می‌بینیم و این بستر واقعاً لطف آقای مهندس و خانواده ایشان بوده است. اگر «همسفر» اینجا نشسته است، به خاطر ازخودگذشتگی خانم آنی بزرگ است که بنیان‌گذار وجود همسفران در شعبه است. در کنار آقای مهندس، همچنین به «روش دی‌ اس تی»  که توسط بنیان‌گذاران کنگره است، و همچنین به «ضلع جهان‌بینی» که اصلاً از وجود آقای دکتر امین عزیز است، اشاره می‌کنم. کلاً ایشان خانواده‌ای بخشنده و در خدمت خلق و دردمندان هستند. من همیشه در اکثر شعبه‌ها می‌گویم، شاید قیاس نباشد، اما واقعیتی است که باید گفت: آدم‌های بزرگ آن‌قدر بزرگ هستند که به چشم نمی‌آیند؛ از بزرگی به چشم نمی‌آیند و حکم قاضی در زمان حیاتش جلوه نمی‌کند.

زمانی بود که در سرزمین اعراب، اعرابِ بدوی دخترها را زنده به گور می‌کردند و داستان‌های خاص خودشان را داشتند؛ تا اینکه کسی به نام پیامبر مبعوث شد و آن‌ها را از جهالت بیرون آورد و به رشد و تکامل رساند. اکنون می‌بینیم تمدن اعراب به کجا رسیده است، و این فقط به خاطر وجود رسول خدا بود. فکر می‌کنم برای قوم معتادین هم یکنفری به نام جناب آقای مهندس آمد و آن‌ها را از آن تاریکی، ظلمت و گرفتاری که در منجلاب مواد مخدر غرق بودند، بیرون کشید. از آن‌ها انسان‌های بزرگی بیرون آورد؛ مثل دیده‌بان‌ها، اساسینت دیده‌بان‌ها، خانم‌های دیده‌بان و اساتید خانم‌های دیده‌بان؛ آدم‌هایی که واقعاً با تمام وجودشان به خانواده‌ها، جامعه و دردمندان خدمت می‌کنند. کسانی که جامعه آن‌ها را «سربار» می‌شناسند، از نگاه دیگران، آن‌ها را مصرف‌کننده می‌بینند؛ در حالی که یکی از بهترین و کامل‌ترین انسان‌ها، همین مصرف‌کننده‌هایی هستند که اکنون می‌بینیم به درمان می‌رسند و به صورت رایگان و بلاعوض خدمت می‌کنند؛ برای کسانی که زیر این پل در بیغوله‌ها هستند و زن ها و بچه های مردم دارند مصرف می‌کنند و تزریق می‌کنند، تا شاید روزی آن‌ها و خانوده‌هایشان به آرامش برسند.

این‌ها همه از وجود آقای مهندس و خانواده ایشان است و واقعاً جای قدردانی است که همیشه از نعمت کنگره و نعمت آقای مهندس و خانواده‌اش شکرگذار باشیم. اما دستور جلسه، از «فرمانبرداری تا فرماندهی» است که همه بهتر می‌دانند؛ اتفاقی که واقعاً باید بیفتد، چه به صورت آشکار و چه پنهان. در زمان مصرف، فرماندهی جسم من در دست مواد مخدر بود، اما وقتی به کنگره می‌آیم، به درمان می‌رسم و فرماندهی جسمم به دست عقلم می‌افتد. در آن لحظه عقلم کار می‌کند، اما چه کسی به عقل من فرمان می‌دهد؟ مواد مخدر و نیروهای تاریکی؟ اما وقتی در کنگره هستم، چه کسی فرمان می‌دهد؟ نیروهای الهی و عقل کل؛ همان علم و دانشی که کسب می‌کند و فرمان‌های خوبی می‌دهد: فرمان به گذشت، فرمان به بخشش، فرمان به خدمت. اول فرمان به خودم می‌دادم که: «گوش به فرمان راهنما باش، به مرزبان احترام بگذار، به پیشکسوت، به راهنما و به بزرگترت احترام بگذار.»
در صورتی که من بیرون از اینجا شاید مسائل را نمی‌دانستم؛ بعد، هر پله که بالا می‌آیی، آن دارویی که به تو می‌دهند را یک‌پنجم کم کن و در جای آن، «دانایی» کسب کن تا به عقلت کمک کند. چرا که همه بدبختی‌های بشر از جهل و نادانی است. به قول آقای مهندس، از جهل و نادانی است. یک مصرف‌کننده که مالش را می‌دهد، خانه‌اش را می‌دهد، زن و بچه‌اش ترکش می‌کند و به گرفتاری می‌افتد، همه‌اش به خاطر این است که حکمش را کسی دیگر صادر می‌کند، نه عقل خودش؛ زیرا نفس اماره است و مواد مخدر. من می‌آیم و «گوش به فرمان» می‌شوم و از بخشش دوباره شروع می‌کنم؛ چون «لژیون، لژیونِ سردار است». لژیون سردار یعنی خدمتگزار. امروز هم جلسه کارگاهی لژیون سردار است و باید از بخشش و لژیون سردار صحبت شود. عادت ما هم این است که هر جا می‌رویم، چیزی جز صحبت از بخشش و لژیون سردار بلد نیستیم، چون هستی هم از بخشش به وجود می‌آید.

این شعبه هم مدام می‌بخشد؛ همه چیز را به من و خانواده‌ام می‌بخشد. وقتی روی این صندلی می‌نشینم، فکر می‌کنم قیمت بالای صد و پنجاه میلیون تومان برای یک سفر اولی هزینه میبرد ، اما وقتی از در می آیید داخل اینجا از شما پول نخواسته‌اند، چایی گذاشته‌اند و بهترین عزت و احترام را به تو می‌دهند، می‌فهمی که چقدر با ارزش است. می‌گویند یک ساعت راهنمای تازه‌وارد با تو صحبت می‌کند و راه را نشانت می‌دهد؛ در حالی که آن راهنما از وقت، کار و خانواده‌اش می‌زند تا روی این صندلی خدمت کند. من که هم خودم در گرفتاری هستم و هم خانواده‌ام در عذاب، آدرس خودمان را به خودمان «کنگره ۶۰» می‌دهد و هیچی نیست جز اینکه من فرمانبردار باشماگر می‌خواهم فرمانده لایقی باشم، حتماً باید ابتدا فرمانبردار خوب باشم. آقای مهندس همیشه می‌گوید: «اگر پاکبان شهرداری هم هستی، اگر کارت را درست انجام دهی، روزی مسئول بخشی از آنجا می‌شوی، اما اگر درست انجام ندهی، همان‌جا درجا می‌زنی.»

مصرف‌کننده مواد مخدر (هروئین، شیره، کیمیکال و...) مصرف میکرده، در کنگره به درمان می‌رسد و بعد می‌شود پهلوان نشان بی نشان یا دیده بان یا دستیار دیده بان. غلام همت آن رند آفیت سوزم که در گداصفتی کیمیاگری داند؛ من از علم آقای مهندس حرف می‌زنم. کنگره است که کیمیاگری می‌کند؛ از یک آدم حال‌خراب که کسی نمی‌تواند به او نگاه کند، یک جواهر می‌سازد. بعد از ده ماه، قیافه‌اش از آن حالتِ بی تعادلی خارج شده و تبدیل به انسانی با تعادل می‌شود که یاد میگیرد چگونه با همسرش صحبت کند، از همسرش تشکر می‌کند و می‌تواند با فرزندانش دو کلمه حرف بزند. این‌ها همه از لطف لژیون سردار کنگره ۶۰ است. لژیون سردار یعنی بخشش، یعنی همین صندلی، یعنی همین سقف و یعنی همان بهشتی که خداوند در قرآن وعده داده است . در وادی ۱۳، آقای مهندس در مورد چهار نحر بهشت صحبت کرده است: عقل، عشق، ایمان وقتی به فرمان عقل می‌رسی، از بند مصرف مواد رها می‌شوی و وارد سفر دوم می‌شوی؛ یعنی همان ضلع «عشق». از بند عقل به فرمان عقل می‌رسی، آب زلال می‌شوی و وارد مرحله عشق می‌شوی و بعد مرحله «ایمان» آغاز می‌شود. ضلع سوم که همان ایمان است، مانند شیر است. و یک خط مکمل هم وجود دارد که به آن «خط خمره» می‌گویند؛ همان مرتبه‌ای که خداوند در قرآن وعده داده است. به نظر من، آن بهشتی که خدا وعده داده، همین کنگره است. من پنجاه و دو سال زندگی کرده‌ام و بیست سال در این منبرها بوده‌ام، اما جایی بهتر از کنگره ۶۰ ندیدم. اکثر آدم‌های بیرون از کنگره، حتی اگر مصرف‌کننده نباشند، چون خط خمره‌شان خراب است، نمی‌توانند دو کلمه درست با دیگران صحبت کنند؛ اما بچه‌های کنگره ۶۰ خط خمره آنها درست کار میکند و با محبت هستند و اساس کار ما بر مبنای محبت است

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .