جلسه چهارم از دوره هفدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی کاشمر به استادی همسفر سکینه نگهبانی همسفر آسیه و دبیری موقت همسفر ربابه با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» روز دوشنبه ۱۶ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
از نگهبان و دبیر سپاس گزارم که این وقت را در اختیار من قرار دادند که خدمت کنم و اموزش بگیرم. این دستور جلسه میگوید یک فرمانده خوب باید از فرمانبرداری شروع کند. به نظر من هیچ انسانی نمیتواند بدون تجربه و آموزش فرمانده لایقی شود.
فرمانبرداری درست این است که انسان بتواند از آموزشها درست استفاده کند، آنها را به اجرا در آورد و در جهت این آموزشها حرکت کند. انسان اگر فقط آموزشها را دریافت کند ولی از آنها استفاده نکند یعنی چیزی یاد نگرفته است. چیز دیگری که ما باید یاد بگیریم ایناست که قبل از اینکه دیگران را بخواهیم تغییر دهیم باید تغییر را از خودمان شروع کنیم.
ما انسانها دوست داریم همیشه شرایط زندگی ما مطابق خواستههای ما باشد یعنی اول دیگران تغییر کنند تا مشکلات ما حل شود، اما وقتی به موضوع این فرماندهی نگاه میکنیم میبینیم مهمترین چیزی که باید یاد بگیریم این است که اولین نفر خودمان فرمانده خودمان باشیم. فرمانده واقعی یعنی انسان بتواند روی افکار، اندیشه و تصمیمهایی که میگیرد کنترل داشته باشد. مثلاً من اگر نتوانم در زندگیام خشم خودم را کنترل کنم، خواستههای نامعقول خودم را تغییر بدهم و با آنها مبارزه نکنم یا اگر مشکلی برای من پیش میآید نتوانم آن مشکل را حل کنم چطور میتوانم بگویم که من فرمانده خوبی هستم.
ما باید همه چیز از فرمانبرداری شروع کنیم یعنی من میپذیرم که به این آموزش نیاز دارم و باید این آموزشها را دریافت کنم و آنها را اجرا کنم و این نتیجهای که به دست آوردم را در اختیار دیگران قرار بدهم که من میتوانم در تصمیم گیریهای بعدی نیروی قدرتمندی را در خودم به وجود بیاورم.
مثل آن کودکی که میخواهد دوچرخه سواری یاد بگیرد ابتدا هیچ کس بلد نیست یک حرفه را به درستی انجام بدهد باید از بزرگتر یا دوست خودش آموزش بگیرد که چطور آن را به حرکت در بیاورد تا تعادل خودش را حفظ کند وقتی که همه آن مسیر را تجربه کرد آن موقع میتواند به مسیر خودش ادامه بدهد و تعادلش را حفظ کند. در کنگره همین طور است وقتی یک شخص وارد کنگره میشود روی صندلی به عنوان تازه وارد مینشیند ما توقع نداریم که در اول مسیر همه چیز را به یکباره یاد بگیرد و به مسیر مستقیم هدایت شود باید گوش کند، آموزش بگیرد، حرکت کند و به مرور زمان تجربهاش را کسب کند تا فرمانبرداری در راه درست انجام شود و فرد دیگر منتظر این نیست که یک نفر از خارج بیاید و به او کمک کند چون میتواند تصمیمهای درست زندگی خودش را بگیرد.
نکته مهم دیگر در مورد مسئولیت است فرماندهی بدون مسئولیت هیچ معنا و مفهومی ندارد شخصی که میخواهد یک فرمان را به یک شخص دیگری بدهد باید نتیجه و عواقب آن را در نظر بگیرد و آن را قبول داشته باشد. مثلاً من میخواهم یک فرمانی بدهم باید این را قبول کنم که نتیجه کار من چه میشود و عواقب آن کار را خودم به گردن بگیرم و اگر در آن مسیر اشتباهی پیش آمد با دل جان آن اشتباه را بپذیرم و از آن اشتباه درس بگیرم و همچنان به حرکت خودم ادامه بدهم.
به نظر من یکی از زیباترین قسمتها درمسیر این است که انسان میتواند کم کم از حالت وابستگی خارج شود و به یک استقلال کامل برسد که خودش تصمیمات زندگی خودش را بگیرد. در واقع یک فرمانبرداری درست آدم را ضعیف نمیکند برعکس اگر همراه با آموزش درست باشد میتواند انسان را قدرتمندتر کند چون وقتی فرمانبرداری درست را یاد بگیریم میتوانیم در زندگی صبر داشته باشیم، آموزش بگیریم و مسئولیت پذیر باشیم.
برداشت من از این دستور جلسه این است که: انسان وقتی وارد مکانی میشود جایگاه فرماندهی یک مرتبه نصیب آن شخص نمیشود بلکه باید به آن مسیر ادامه بدهد و فرمانبردار باشد. وقتی ما در آن صندلی نشستیم و در مرحله یادگیری باشیم نباید فکر کنیم صندلی کم ارزش است در اینجا و به ما اهمیت داده نمیشود این اتفاق میتواند پایه محکمی باشد در زندگی برای اینکه بتوانیم فرمانده خوبی شویم، اول باید یاد بگیریم خودمان را هدایت کنیم بعد دیگران را و در آخر از قدرت مطلق الله تشکر میکنم که این فرصت را در اختیار من قرار داد که آموزش بگیرم و در زندگیم کاربردی کنم.

مرزبانان کشیک: مسافر مجتبی و همسفر حمیده
تایپیست: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون هشتم )
عکاس: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم)
ویراستاری و ارسال: مرزبان خبری همسفر آزاده
همسفران نمایندگی کاشمر
- تعداد بازدید از این مطلب :
125