پنجمین جلسه از دور ششم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی رزن، با استادی مسافر نظام و نگهبانی مسافر خلیل و دبیری مسافر برزو با دستور جلسه : از فرمانبرداری تا فرماندهی" یک شنبه ۱۵شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان نظام هستم مسافر
بنده هم قبل از هر چیز خدای خودم را شاکرم که اذن و اجازه داد تا در این جایگاه باشم خدمت کنم و آموزش بگیرم دوم از آقای مهندس دژاکام، ایجنت محترم شعبه ،راهنمایان گرامی و مرزبانان عزیز کمال تشکر را دارم و از تمامی خدمتگزارانی که تو شعبه رزن دارند خدمت می کنند تشکر می کنم و تشکر ویژه هم دارم از راهنمای خوبم عباس آقا که منِ حال خراب هر چه دارم و هر چه آموزش گرفتم نتیجه زحمات ایشان است
اما دستور جلسه:
"از فرمانبرداری تا فرماندهی"
آقای دکتر امین تو این سی دی می گویند از فرمانبرداری تا فرماندهی به عنوان هدف در این جلسه گنجانده شده که یک مفهوم عام و کلی دارد تو هر زمینه ای تو هر مقوله ای تو هر قضیه ای می شود ان فرماندهی را انجام داد فرماندهی فقط مال رسته های نظامی و پادگانی نیست تو تمام قضایا می شود این را مصداق داد به همین خاطر آقای دکتر می گویند معنی مفهوم عام و کلی دارد تو هر مقوله ای هم می تواند صادق باشد یعنی اگر انسان بخواهد تو هر مقوله ای صاحب نظر باشد نظری را بتواند بدهد که حرفش خریدار داشته باشد مطیع و مطاع باشد باید تو ان زمینه به ان فرماندهی برسد یعنی چیزی برای گفتن و عرضه کردن داشته باشد اما اول به طور خلاصه آقای دکتر امین می گوید شرط لازمه آن فرمانبرداری است گوش دادن و مطیع بودن و پیرو بودن است
منظور از فرماندهی چه چیزی هست؟ باید ما کجا فرماندهی کنیم ما تو کنگره هر چیزی را به صُور آشکار و پنهان تقسیم می کنیم و انسان را هم به همین دو پارامتر می شناسیم فرماندهی هم صور آشکار و صور پنهان دارد و صور پنهانش همان تو درون خود انسان صورت می گیرد مثل فرمان به دست، فرمان به اعضای بدن جهت انجام امورات روزمره یا هر کاری و یا هر هدفی که داشته باشی می خواهی انجام بدهی دستور به اعضای خودت می دهی این یک نوع فرماندهی یعنی ان عضو در تحت فرمان شما هست و می توانید انجامش بدهید ولی ما در کنگره با صور پنهان فرماندهی کاملا آشنا می شویم و آشنا شدیم دوستانی که مدتی از سفرشان گذشته بیشتر آشنا شدندو دوستانی هم که تازه واردند ان شاالله آشنا می شوند آدم های سالم شاید تو این قضیه زیاد حساس نباشند و هیچ تعمقی هم در این قضیه نکنند

که فرماندهی چی هست کدام اعضای من گوش داد چون هر خواسته ای داشته خواسته اش به راحتی انجام شده چون مثل من که در تاریکی بودم و ان فرماندهی نیروهایی که در درون من بود انها را از دست داده بودم مثل من نیست هر خواسته ای داشته به راحتی اجرا شده مگر در شرایط خاصی مدیریت و فرماندهی انها هم به هم بریزد مثلا زمانی شیرینی می خورده قند می خورده مشکلی نداشته ولی الان چون مرض دیابت گرفته شاید بخورد عوارضی هم دارد و جوابگوی عوارضش و عواقبش هم باید باشد ولی مصرف کننده مواد که ما همه اینجا جمع شدیم مصرف کننده بودیم فرق می کند یک زمانی تمام خواسته های ما اجرا می شد ما هر کاری را می خواستیم اجرایی می شد و به خوبی هم اجرا می شد ولی الان دیگر اجرا نمی شود اگر هم اجرا بشود زور بزنم و سعی خودمرا تمام و کمال بگذارم باز شاید خواسته های من تمام و کمال اجرا نشود و ناقص اجرا بشود و این نیروهای تاریکی، این نیروی اعتیاد برای من شرط گذاشته من اگر قرار بشود بلند شوم کاری بکنم باید اول ان مواد را بکشم من شرطی شده ام من موقع مصرف مواد شرطی بودم تا مواد را نمی کشیدم سر کارم حاضر نمی شدم اگر قبلا من ده ساعت کار می کردم واسه خود من اتفاق می افتاد
من شیفت شب را کلا تو کارخانه سیمان کار میکردم شیفت روزش هم می امدم تو ساختمان سازی کار می کردم اصلا متوجه نمی شدم ولی در زمان مصرفم نمی توانستم همان کارهایی که ان موقع انجام می دادم انها را انجام بدهم چون دیگر خواسته های من کامل اجرا نمی شد و تو حین مصرف ما می امدیم بین مواد ها جابجا می شدیم مثلا من خودم تریاک مصرف می کردم یواش یواش دیدم دارد جواب نمی دهد رفتم به سراغ شیره، اگر قبل از این من اسم شیره را برایم می آوردند می ترسیدم یعنی جرئت نمی کردم ولی چون فرماندهی از دست من خارج شده بود و خواسته های خود من دیگربه درستی اجرا نمی شد رفتم سراغ شیره چرا ؟ این هم دلیلش از دست دادن موقعیت های قبلیم بود ان فرماندهی که من قبلا نسبت به نیروهای درونی داشتم ان را از دست داده بودم
هی این پا ان پا می کردم تلاش می کردم که به قول معروف به ان جایگاه ها به ان نیروهایی که از دست داده بودم به انها برسم و رسیدن به انها هم بهای سنگینی دارد آقای دکتر هم می گوید خود اعتیاد بهای خیلی سنگینی است که ما پرداخت کردیم بعد می گوید در وجود ما خدایک سری نیروهایی را قرار داده من برای تسلط به این نیروها باید توانایی هایی را تو این زندگی تو این دوره کسب کنم و کنترل کنم تا بتوانم آن نیروها را در اختیار خودم بگیرم توانایی و کنترل و فرماندهی این نیروها را باید وسعت بدهم باید دامنه این کار را گسترش بدهم و به توانایی های خودم افزایش بدهم و این فرایند در زندگی انسان جریان دارد و ادامه دار هست و دست پیدا کردن به توانایی ها شادی و شعف برای انسان به ارمغان می آورد و این چیزی نیست جز همان فرماندهی بر آن نیروهایی که من قبلا از دست داده ام در اعتیادم همین هست

شخص فرماندهی را از دست داده و برای اینکه بخواهد از این وضعیت خلاص بشود و شُو شَود که منظور آقای مهندس وآقای دکتر امین هست اتفاق بیفتد باید فرمانبردار باشم یک فرمانده زمانی فرمانده است که اصلا خود فرمان و قوانین فرمان را بلد باشد و اون نیروهایی هم که تحت فرمان می خواهد بگیرد و زیردستش مطیعش باشد باید ان نیروها را هم بشناسد این کارها جز فرمانبرداری به دست نمی آید وقتی انسان در تاریکی هم قرار می گیرد تحت فرمان همان نفس اماره است نفس اماره امر می کند می روی مواد رو تهیه می کنی می آوری و می کشی بعد برای خارج شدن از این وضعیت به قول دکتر امین خوبی باید بیاید تا بدی برود این را ما تو این کنگره داریم یاد می گیریم و کتاب آسمانی ما هم به این قضیه اشاره کرده من این آیه ای که خدمتتان عرض می کنم که می گوید
جا الحقّ و ذَهقَ الباطل اِنَّ الباطلُ کانَذهوقًا
یعنی حق امد وباطل میرود همانا باطل رفتنی است
من این را شاید سی سال پیش شنیده بودم ولی کاربردیش را نمی دانستم من کاربرد این آیه را در صحبت های آقای دکتر امین دیدم یعنی خوبی باید بیاید تا بدی برود و در حسن ختام حرف هایم به یک شعر ترکی بسنده می کنم که:
مشاطه گورمِیَن جماله چاتماز
استاد گورمِیَن کماله چاتماز
بزنید به افتخار اساتید و راهنماهای این کنگره
مرزبان کشیک مسافر سعید

تایپ مسافر نظام
بارگذاری مسافر مجید
عکاس مسافر حمید
- تعداد بازدید از این مطلب :
65