English Version
This Site Is Available In English

از فرمانبرداری تا فرماندهی

از فرمانبرداری تا فرماندهی

همسفر سمیه:
به نام قدرت مطلق الله

  همه ما که به کنگره آمده ایم و برای هدف بزرگی اینجا هستیم و کنگره هم دارای قوانین و مقرراتی است که ما ملزم به اطاعت از آنها هستیم. راهنمایان ما که به  درستی آموزش دیده اند کسانی هستند که ما با فرمانبرداری از آنها میتوانیم به نتیجه برسیم و به فرماندهی برسیم .

برای رسیدن به فرماندهی بر خود بایستی از یک گذر گاه سخت عبور نمود و با تلاش و کوشش بر نفس خود فرماندهی کرد و به یه سری نیروهای درونی و بیرونی خود احاطه داشته باشیم  و بتوانیم فرمان هایی را که آن ها صادر می‌کنند را انجام دهیم و انجام دادن این فرمان ها باعث ایجاد توانایی در ما می‌شود که بسیار خوشایند است. فرمانبرداری در همه مراحل زندگی وجود دارد و فقط مختص اعتیاد نیست من اگر فرمانبردار خوبی نباشم قطعا نمیتوانم فرمانده خوبی برای اداره زندگی و خود باشم.

من از هرکسی فرمان بگیرم از جنس همان میشوم فرمان الهی را اجرا کنم به سمت پاکی ها و زیبایی ها می‌روم و اگر دستورات شیطان را اجرا کنم دقیقا از جنس شیطان می‌شوم و در خدمت او خواهم بود انسانی که دچار اعتیاد می‌شود فرماندهی ای را از دست می‌دهد و حتی اعضای مختلف بدنش از او فرمان نمی‌گیرد.

فکرش چیز دیگری است و زبانش چیز دیگری می‌گوید ، نمی‌تواند روی موضوعی تمرکز کند و با سختی کاری را انجام می‌دهد. این افراد در زمینه نیروهای درونی خودشان که شامل صور پنهان و جسم است. فرماندهی از آنان گرفته شده و اگر بخواهد دوباره فرماندهی قبل را به دست آورد باید ابتدا تحت فرمان راهنمای خود باشد .

یعنی فرمانبرداری کند تا از دست این بیماری رها شود و دوباره به جایگاه فرماندهی برگردد. یکی از تفاوت های بارز فرماندهی و فرمانبرداری داشتن اختیار است که باید به شناخت کافی آگاهی و دانایی موثر رسیده باشیم تا بتوانیم تشخیص دهیم کجا باید فرمانبردار باشیم و کجا باید فرمانده باشیم و تا انسان خودش قادر به فرمانبرداری نباشد نمی‌تواند به دیگران فرمان دهد.

در کل فرماندهی امری مهم و یکی از خواسته های انسان است. با فرمانبرداری از عقل میتوان به فرماندهی آن رسید که کار اسانی نیست اما قابل اجرا است.من می‌توانم با فرمانبرداری عقل از انجام کار های ساده و کوچک شروع کنم تا به کار های بزرگ برسم مثلاً نوشتن سی دی.

حضور در جلسات و غیره و زمانی میتوانم فرمانبردار خوبی باشم که هدف مشخصی داشته باشم مثلاً در لژیون به راهنما گوش میدهم که هدفم درمان باشد. برای رسیدن به فرماندهی عقل در هر کاری یک سری باید و نباید ها وجود دارد و یکی از مواردی که باعث می‌شود فرماندهی عقل ضعیف یا متوقف شود منیت است.

منیت هم نقطه مقابل آموزش است و اجازه نمی‌دهد دانایی رشد کند و دانایی هم که رشد نکند نفس اماره فرماندهی را از عقل می‌گیرد و انسان برای فرماندهی باید آموزش پذیر باشد. من وقتی که تازه وارد کنگره شدم  با یک سری چون و چرا در ذهنم مواجه شدم که چرا باید مطالب تکراری را بشنوم چرا باید همیشه چشم بگویم و هزاران مطلب دیگر چون فرمانبردار خوبی نبودم و دچار منیت شده بودم ولی خدارا شاکرم الان که در مسیر آموزش های کنگره قرار دارم راحت می‌توانم این چون و چرا ها را پاسخگو باشم.از بنیان کنگره آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان و همه کسانی که در این جایگاه عظیم خدمت می‌کنند سپاسگزارم.

رابط خبری: همسفر سپیده رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون پنجم)
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر بهاره(لژیون چهارم)
همسفران کنگره۶۰ نمایندگی امیرکبیر تهران 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .