اولین جلسه از دوره بیست و دوم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰، نمایندگی گنجعلیخان کرمان، با استادی راهنما علی، نگهبانی مسافر ایمان و دبیری مسافر رضا با دستور جلسه " از فرمانبرداری تا فرماندهی"يکشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
سخنان استاد:
سلام دوستان، علی هستم، یک مسافر. خدا را شکر توفیق داد در کنگره باشم و خدمت کنم. تشکر مینمایم از آقای مهندس و خانواده محترمشان و راهنمای عزیزم علی آقا و ایجنت محترم و مرزبانان و همه خدمتگزاران کنگره 60.

دستورجلسه: از فرمانبرداری تا فرماندهی.
این دستور جلسه را از چند طریق میتوان بررسی کرد. از کرمان تا تهران، یک مسیر میشود. باید در این مسیر حرکت نمایم تا به آن مقصد که فرماندهی جسم است برسم. و یا میتوانم از این طرف نگاه کنم که فرمانبرداری و فرماندهی میتواند، اضداد باشد، ضد هم باشند. من یا فرمانبردار هستم یا فرمانده هستم. وقتی فرمانبردارم باید گوش به حرف کنم، وقتی فرماندهام ، فرمانم اجرا بشود، که دستور باید سه ویژگی داشته باشد. باید قاطع باشد، واضح باشد، قابل اجرا باشد.
در کنگره ما رهجو را با خودش آشنا میکنیم، رهجو میتواند خودش را بشناسد. در کنگره باید آدرس شخص را به خودش بدهیم و کاری که کنگره انجام میدهد برای ما دقیقاً همین است. از یک طرف میتوانیم هم فرمانبردار باشیم، هم فرمانده باشیم. یک جایگاهی داشته باشیم که هر دو را با هم داشته باشم. یک زمان من فرمانبردار و یک زمان فرمانده هستم، من با عنوان پدر در خانه خودم فرمانده میشوم. و در خانه پدرم من با عنوان فرزند فرمانبردار میشوم. پدر من در جایگاهی بالاتر است و من در خانه خودم جایگاه بالاتری دارم. پس باید در آنجا فرمانبردار باشم و در خانه خودم یک فرمانده باشم.
حالا این هم فرمانبرداری و فرماندهی، میتواند به صورت تکی باشد، هم میتواند به صورت جمعی باشد. شما میتوانید خودتان، یک قانون برای خودتان مشخص نمایید، و بگویید من مثلاً دارو را سر ساعت مصرف میکنم، فرماندهی جسمم را خودم بر عهده میگیرم و یک جا در جمع هستیم. ما نشستهایم اینجا به اسم کنگره 60 و در حال درمانیم، اگر من علی یک اشتباه انجام بدهم، به اسم کنگره تمام میشود. پس میتوانم این هم در نظر داشته باشم.
حالا در این مسیر فرمانبرداری تا فرماندهی، بعضی وقتها خواستن هست و بعضی وقتها نخواستن. من خودم نمیخواهم که به درمان برسم، خودم کاری میکنم که روش دی اس تی در من اثری نگذارد و این باعثش این است که یا ایمان ندارم یا توانایی ندارم یا حال و حوصله ندارم. روش ساده است. من نمیتوانم بعضی وقتها آن روش را پیش بگیرم و به نتیجه لازم برسم.
یک جا میگویند به خواب زدن، بعضی وقتها یکی خواب است، من بیدارش میکنم. و یک وقت من خودم را به خواب میزنم و نمیخواهم بیدار بشوم. از استاد جلسه شنیدهاید به تازه واردین خوشآمد میگوید و یادآور میشود بعد از ده ماه تا یازده ماه با فرمانبرداری به رهایی میرسید. به رهایی میرسید، به فرماندهی جسم خودتان میرسید. این نکته دارد، فرد تازه وارد متوجه فرمانبرداری و فرماندهی نمیشود. من زمانی متوجه میشوم که این حس را دریافت کرده باشم و به رهایی برسم و بعد میتوانم آن رهایی را واقعاً درک کنم.
هر چه من الان توضیح بدهم، بوی یک گل را هیچکس متوجه نمیشود، باید حتماً گل باشد تا آن بوی گل مشخص بشود. در این روش دی اس تی که، خیلی راحت است. من انگار سوار یک قطار در حال حرکت شدهام و مسیر را دارم طی میکنم و به مقصد نهاییام میرسم. فقط در ایستگاههای بین راه حواسم باید جمع باشد، به اشتباه پیاده نشوم.
و ما در ابتدای راه کنگره هستیم، و کنگره انشاءالله موفقیتها و پیشرفتهای خوبی دارد، در لژیون سردار واقعاً همه خدمت میکنند، زحمت میکشند، دارند نمایندگی حاجیآباد را میسازند و جا دارد ما هم همکاری کنیم و ساختمان خوبی بسازیم.
ولی یک جمله در سربازی میگفتند: عرقی که سرباز در میدان آموزش میریزد، جلوگیری میکند، از ریختن خونش در میدان نبرد.
من اگر در طول مدت درمانم، در این ده یا یازده ماه فرمانبردار نباشم، درست است ممکنه یک مقداری سختی داشته باشد. بگویم چرا پله دارویم را کم کنم؟ چرا سی دی بنویسم؟ این آموزشها باعث میشد بعد از رهایی، در خدمتها زمانی شما استاد جلسه مینشینید، شما یک خدمتی انجام میدید، واقعاً به آن کار ایمان داشته باشید و بتوانید بیشتر خودتان را در این زمینه رشد بدهید، در آزمون راهنمایی و بتوانیم واقعاً از عهده این وظیفه بر بیاییم.
یک نکته مهمی تست، آن چیزی که از آموزگار به شیرینی، نیاموزی، از روزگار به سختی میآموزی.
زمانی شما در لژیون نشستهاید، راهنما صحبت میکند. حواسش به شما است، بعضی وقتها من مینشینم انگار نه انگار که دارد زحمتی کشیده میشود. این شعبه با تمام خدمتگزارها برای این است که یک نفر به درمان برسد. واقعاً حیف است من استفادهای نداشته باشم و هیچ برداشتی هم نداشته باشم.
خیلی ممنون که با سکوت زیبایتان به صحبتهای من گوش فرا نهادید.
رهایی های لژیون پنجم با راهنما مسافر حسام


عکاس:پهلوان راهنما مسافر حسین لژیون ششم
تایپ:راهنما مسافر علی لژیون هشتم
ویرایش و بارگزاری :مرزبان خبری مسافر محمد
مسافران شعبه گنجعلی خان کرمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
127