به نام قدرت مطلق الله
سلام دوستان محسن هستم یک مسافر. دستور جلسه این هفته «از فرمانبرداری تا فرماندهی» است. قبل از اینکه دستور جلسه را شروع کنم، از خداوند شاکر و سپاسگزار هستم که در این جایگاه قرار گرفتم.
همچنین از راهنمای بزرگوارم، آقای رسول طالبی، تشکر میکنم؛ چراکه اگر امروز در این جایگاه و در این مکان هستم، بهخاطر زحماتی است که آقا رسول برای من کشیدهاند. فرمانبرداری و فرماندهی، در واقع مسیری را مشخص میکنند که باید از کجا تا کجا حرکت کنیم.
اگر انسان بخواهد در جایگاه فرماندهی قرار بگیرد، شرط لازم این است که فرمانبرداری را بهطور کامل انجام دهد. اگر بهعنوان یک مسافر وارد کنگره شدم و میخواهم از آموزشهای کنگره بهرهمند شوم، باید از راهنمای خود فرمانبرداری کنم و آنچه را که راهنمایم میگوید، انجام دهم تا بتوانم به رهایی برسم.
فرماندهی آنقدر اهمیت و ارزش دارد که انسان بهای سنگینی پرداخت میکند و حتی جان خود را به خطر میاندازد تا آن را به دست آورد. کسی که دچار بیماری اعتیاد میشود، فرماندهی خود را از دست میدهد؛ زیرا این خاصیت مواد مخدر است که به نحو احسن این کار را انجام میدهد و احساس ناتوانی و بدبختی را در انسان به وجود میآورد.
وقتی شخصی مواد مصرف میکند، ممکن است بخواهد صحبت کند، اما نمیتواند؛ چون تارهای صوتی او فرمان نمیبرند. فکر او چیز دیگری است، اما زبانش چیز دیگری میگوید. حتی هر غذایی را نمیتواند بخورد و در واقع، فرماندهی از او سلب میشود.
انسان زمانی که دچار تاریکی میشود، در نفس اماره قرار دارد. تا زمانی که اعتیاد دارد، ممکن است متوجه این موضوع نشود و به کار خود ادامه دهد. نفس اماره فرمان میدهد که باید این کار را انجام بدهی، مواد خود را تهیه کنی و مصرف کنی.
حال، انسانی که تحت فرمان نفس اماره است، چگونه میتواند به فرماندهی برسد و به دیگران فرمان بدهد؟ انسانی که میخواهد از این وضعیت و از این نیرو خارج شود و زندگی طبیعی داشته باشد، باید فرمانبرداری کند و از استاد و راهنمای خود اطاعت نماید. همچنین نباید در مورد استاد و راهنمای خود قضاوت کند و باید فرمانبردار باشد.
نگارش: مسافر محسن ل۱۰
تایپ: مسافر شهریار ل۱۴
تنظیم و ارسال: مسافر جواد ل۱۴
- تعداد بازدید از این مطلب :
55