طبق فرمایش استاد امین، اگر کسی بخواهد در جایگاه فرماندهی قرار بگیرد باید فرمانبردار خوبی باشد. از نظر ایشان فرماندهی یعنی اینکه ما بتوانیم به یکسری از نیروهای درونی و بیرونی خود احاطه داشته باشیم و بتوانیم فرمانهایی را که آنها صادر میکنند را انجام دهیم و انجامدادن این فرمانها باعث ایجاد توانایی در ما میشود که بسیار خوشایند است. حال یکسری از بیماریها و یا اعتیاد به مواد مخدر و اسیر شدن در نفس اماره این فرماندهی را از ما میگیرد و باعث میشود که دیگر ما نتوانیم یکسری کارها را انجام دهیم.
فراموش نکنیم که فرماندهی شهر وجودی، از مسائل بسیار جزئی و کوچک شروع میشود، آیا بهموقع مسواک میزنیم؟ آیا بهموقع میخوابیم؟ آیا بهموقع بیدار میشویم؟ آیا داروی خود (اپیوم یا اپیوم تینکچر) را سر ساعت مقرر مصرف میکنیم؟ آیا بهموقع در کلاس حاضر میشویم؟ آیا بهموقع ورزش میکنیم؟ آیا سر موقع به قرار خود میرسیم؟ آیا هنوز در هنگام دیر رسیدن، ترافیک را بهانه میکنیم؟ اینها پائینترین سطوح فرماندهی شهر وجودی است و آغازی است برای پروسه عظیم مسئولیتپذیری و فرماندهی.
انسانی که در این دنیا به این جایگاه برسد، یعنی به نقطه ای که مسئولیتپذیر باشد، یکی از مهمترین جایگاههای انسانی را کسب نموده است. در غیر اینصورت، یعنی کسی که حتی این قدرت را ندارد که به موقع مسواک بزند و کسی که این توان را ندارد که مثلاً 6 صبح از خواب بیدار شود، کسی که نمیتواند داروی خود را سر وقت مصرف کند، کسی که یک ساعت بعد از شروع کلاس به جلسه میرسد، کسی که توان نشستن در جلسه را ندارد و بارها بیرون میرود و سیگار میکشد، چطور میتواند از فرماندهی صحبت کند؟ چطور میتواند از درمان اعتیاد صحبت کند؟ رسیدن به درمان اعتیاد و رهایی از چنگالهای خوفناک شیطان و اهریمن و چشیدن طعم رهایی و آزادی، پاداشی است که ویژه انسانهای مسئولیتپذیر است. انسانهایی که فرمانبرداری را آموختهاند و به مسئولیت خود واقف هستند. فرماندهی خویش و فرماندهی شهر وجودی انسان، یعنی بزرگترین فرماندهی. به تعبیر علی بن ابیطالب(ع) انسان جهان اصغر است. در کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر نیز میخوانیم که: شهر، جهان و جهانها همه در درون انسان است. فرماندهی شهر وجودی انسان چیز کمی نیست، کمتر از پادشاهی نیست و این پادشاهی، شایسته انسانهای صالح است. انسانهایی که بین آنها و اهریمن هیچ بند و ارتباطی نیست. وجود بند و پیوند با شیطان و نیروی منفی، یعنی اینکه سر نخ حرکتهای انسان در دست شیطان است. درست مانند عروسکهای خیمه شب بازی.
انسانی که فرمانده شهر وجودی خویش است، این بندها را گسسته است و به رهایی رسیده است، تمام بندهایی که تارهای وجودی او را به نادرستی به هم وصل نموده بود و پیوندهای نا میمون با نیروهای منفی را، در فرایند تزکیه و تصفیه باز نموده است؛ اما رسیدن به این فرماندهی، به حرف و سخن نیست، شوخی و مزاح نیست، بزرگترین پروسه ای است که در هستی، به انسان واگذار شده است، از الست تا ابدیت بی انتها. میخواهیم به فرمان عقل نزدیک شویم، میخواهیم فرماندهی خود را به دست بگیریم، میخواهیم به آنجایی که از آن انشعاب یافتهایم برسیم، این نزدیک شدن و این رسیدن، بسیار سخت و طاقت فرسا است، پوست انسان کنده میشود، تزکیه و تصفیه و دوری از ضد ارزشها کار ساده ای نیست، در مسیر ارزشها و در صراط مستقیم، به قول استاد رعد، این احیای دوباره، کاری است بسیار سخت که اگر با توان و نیروی الهی همراه نباشد، رو به زوال میرود.
گفتیم که فرمانبرداری از نیروهای منفی و قدمگذاشتن در مسیر مصرف مواد مخدر و اعتیاد، ما را به جایی میرساند که فرماندهی خویش را به شیطان دادیم. حال بایستی مسیر معکوس طی شود. برای رسیدن به فرماندهی خویش، بایستی ابتدا از فرمانبردای شروع کنیم، فرمانبرداری از نیروهای الهی و از قدرت مطلق. بایستی فرامین را بهخوبی اجرا کنیم.
نویسنده: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر کبری (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر طیبه رهجوی راهنما همسفر کبری (لژیون دوم)
ارسال: همسفر پریسا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی هشتگرد کرج
- تعداد بازدید از این مطلب :
30