مشارکت مکتوب از لژیون دوم، راهنما هسفر کبری
همسفر سودابه
زندگی برایناساس پایهریزی شده که اگر بخواهی به هر جایگاهی یا سمتی برسی اول باید فرمانبردار خوبی باشی؛ یعنی باید از یک استاد یا یک معلم که علمش و تجربهاش از تو بالاتر است آموزش ببینی. به مدرسه میروی فرمانبردار معلم باید باشی، دانشگاه میروی باید فرمانبردار استاد خود باشی. ما آمدهایم کنگره ۶۰ با آن حال خرابمان، چه همسفر چه مسافر همه قبل از آموزشهای کنگره از شیطان فرمانبرداری میکردیم؛ چون کلاً نیروهای منفی به ما تسلط داشتند و ما از آنها دستور میگرفتیم؛ چون غرق در تاریکیها بودیم؛ اما با آموزشهای ناب کنگره و همچنین تجربیات راهنماهای عزیز راه کمکم برای ما نمایان میشود و اگر از آموزشهای راهنما استفاده و آنها را کاربردی کنیم و فرمانبردار خوبی باشیم حتما به فرماندهی لایق تبدیل خواهیم شد؛ پس برای اینکه بخواهیم به فرماندهی برسیم باید گوشبهفرمان راهنما باشیم و سعی و تلاش بسیار کنیم چون میدانیم که راهنما و تمام خدمتگزاران کنگره ۶۰ با فرمانبرداری و سعی و تلاش بسیار به این جایگاه که فرماندهی است رسیدهاند. به امید روزی که من هم بتوانم با فرمانبرداری فرماندهی لایق برای کنگره ۶۰ شوم تا بتوانم قطرهای از این اقیانوس عظیم باشم.
همسفر معصومه
دررابطهبا فرمانبرداری تا فرماندهی چیزی که مرا به فکر فروبرد تا بتوانم خودم را محک بزنم و نسبت به خود شناخت پیدا کنم این بود که اگر میخواهی در کاری صاحبنظر باشی و در جایگاه فرمانبرداری قرار بگیری شرط لازم این است که فرمانبرداری گوشبهفرمان راهنما باشم. من کنگره زمانی که به آمدم منیتم را کنار گذاشتم و با عشق به سخنان راهنمایم گوش کردم و در زندگیام کاربردی کردم و تعادل را برقرار کردم توانستم جایگاهم را بهعنوان یک رهجو تازهوارد و بیتجربه که باحال خراب آمدم و در اینجا باید در مرتبهای قرار بگیرم که من فرمانبردار هستم باید ذرهذره جایگاهم را تغییر بدهم، باید احترام بگذارم و قدر این مکان و ارزش این مکان مقدس که پر از امید و روشنایی و دوباره زنده شدن و زندگی کردن را برای من رهجو محیا کرده را بدانم، بدون هیچ برگشتی و بدون انتظاری، پس من رهجو باید بتوانم فرمانبردار خوبی باشم در صراط مسقیم قرار بگیرم و از ضد ارزشها دوری کنم تا بتوانم روزی از فرمانبرداری به فرماندهی برسم و دست کسانی را بگیرم تا بتوانم همانطور که زندگی مرا از تاریکی به روشنایی رساندند و مسیر زندگیام از ناآرامی به آرامش و ناهمواری به همواری رسید. با امید به خدا روزی برسد که من هم بتوانم به فرماندهی برسم تا بتوانم زندگی چندین نفر را از تاریکی به روشنایی برسانم.
رابط خبری: همسفر طیبه رهجوی راهنما همسفر کبری (لژیون دوم)
ارسال: همسفر پریسا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی هشتگرد کرج
- تعداد بازدید از این مطلب :
23