جلسهٔ چهارم از دورهٔ دوم لژیون سردار کنگرهٔ ۶۰ نمایندگی بوئینزهرا، با استادیِ همسفر مینا، نگهبانیِ دنور راهنما همسفر محبوبه و دبیریِ دنور همسفر هاجر با دستور جلسهٔ «از فرمانبرداری تا فرماندهی»، در روز یکشنبه ۱۵ شهریورماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کارکرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکرم که فرصت خدمت در «لژیون سردار» را نصیب من کرد. از راهنمای خوبم، همسفر اعظم، و مرزبانها تشکر میکنم که به من اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم و اولین مشارکت خود را داشته باشم.
دستور جلسه امروز، «فرمانبرداری و فرماندهی» است.
همه انسانها دوست دارند در مسیر زندگی به جایگاه قدرت برسند، اما واقعیت این است که هیچ فرماندهای یکشبه به آن جایگاه نرسیده است. فرمانده واقعی کسی است که ابتدا شاگردی کرده باشد؛ فرمانبردار خوبی باشد و مطیع باشد، تا در نهایت رهبر و فرمانده شود.
فرمانده واقعی یعنی توانایی اجرای فرمانِ درست، حتی زمانی که انجام آن دشوار باشد. فرماندهای که طعم فرمانبرداری را چشیده باشد، وقتی فرمان میدهد، فرمانش بوی عشق میدهد، نه بوی زورگویی و خشم.
میخواهم نگاهی به وضعیت یک مصرفکننده داشته باشم «وقتی فردی گرفتار اعتیاد میشود، فرماندهیِ «شهرِ وجودی» از دستانش خارج میگردد. در این وضعیت، مواد مخدر در کنار نیروهای نفسِ اماره، بهعنوان فرماندهانِ پنهان، کنترلِ فرد را در دست میگیرند. در حقیقت، انسان در این مرحله در مرتبهٔ «نفسِ اماره» قرار گرفته است؛ جایی که خواستهها همگی نامعقول هستند.»
حال، چگونه از این تاریکی خارج شود؟
فرد باید از «فرمانبرداری آگاهانه» آغاز کند. برای رسیدن به این جایگاه، ما به یک ابزار نیاز داریم: مثلث دانایی (آموزش، تفکر، تجربه).
آموزش: دریافت دانش از راهنما و استادان.
تفکر: تحلیل و درک عمیق این دانش.
تجربه: تبدیل باور به عمل.
فرد مصرفکننده با استفاده از این ابزار و داشتنِ فرمانبرداریِ آگاهانه، قطعاً از ضدارزشها دور شده و در مسیر صراط مستقیم و بازیابیِ سلامتی قرار میگیرد. اگر فرمانبرداری، ناآگاهانه باشد، فرد به اعماق تاریکی و ظلمات خواهد رفت.
اما فرماندهی و فرمانبرداری در «لژیون سردار» چه نقشی دارد؟
لژیون سردار در کنگره ۶۰، کلاس اصلیِ فرماندهی است. فکر نکنید لژیون سردار فقط مسئله پول دادن است؛ اینجا جایی است که ما یاد میگیریم چطور بر نفس خودمان فرماندهی کنیم.
من در لژیون سردار یاد گرفتم که چطور «فرماندهٔ پولم» باشم، نه «بندهٔ آن». وقتی بادل خودم و با فرمانِ عقل تصمیم میگیرم که در لژیون سردار مشارکت کنم، آنوقت بر نفس اماره غلبه میکنم و اجازه نمیدهم مانعی برای کار نیک من شود. پس هر بار که در لژیون سردار قدمی برمیدارم (حتی یکقدم کوچک)، در واقع یک فرمان مهم را اجرا میکنم: فرمانِ عقل و بخشش.
ما فرمانبردار قوانین کنگره هستیم؛ وقتی راهنما میگوید «سیدی گوش کن و سی دی بنویس و پوشش مناسب داشته باشید»، این کار را انجام میدهیم تا در ادامه بتوانیم فرمانده لایقی برای زندگی خودمان باشیم؛ فرماندهٔ پولمان، فرماندهٔ غلبه بر ترسهایمان و فرماندهٔ شهرِ وجودیمان.
برایم شگفتانگیز است که با قدمگذاشتن در مسیر بخشش، پایههای مالی زندگیام روبهرشد میرود؛ گویی در مسیری تصاعدی قرار گرفتهام. این همان قانون طبیعت است که یادآور میشود: “عطا کن تا عطا شوی”.
امیدوارم همه ما بتوانیم با فرمانبرداریِ درست، به فرماندهانِ لایقی برای زندگی خویش تبدیل شویم.

عکاس:راهنمای تازه واردین همسفر سمیه
تایپ: همسفر اعظم شریف، رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون اول)
ویراستاری و ارسال: همسفر فریبا، رهجوی راهنما همسفر محبوبه(لژیون سوم)دبیر سایت
- تعداد بازدید از این مطلب :
488