جلسه پنجم از دوره بیستوچهارم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی دهخدا قزوین به استادی همسفر زهره، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر سمیه با دستورجلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» روز یکشنبه ۱۵ مردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز بهکار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
دستور جلسه امروز «از فرمانبرداری تا فرماندهی» است، من پیامی از استاد سیلور در کتاب ۶۰ درجه زیر صفر میخواندم که برایم بسیار جالب بود و دوست داشتم آن را در اینجا مطرح کنم، استاد سیلور میفرمایند: اکنون شما فرماندهی را در کل سیستم فیزیکی جسم خود تحویل میگیرید و خود به آنها حکومت نمایید، یک پادشاه یا حاکم مقتدر باید کل برنامه خود را به اجرا دربیاورد تا در جای خود محکم و استوار باشد، این صحبت از یک طرف به مسافرانی اشاره دارد که برای درمان وارد کنگره میشوند و سفر میکنند تا بعد از درمان بتوانند سیستم جسمی خود را دوباره در اختیار بگیرند و فرمانده جسم خود باشند.
اما برای رسیدن به فرماندهی، ابتدا باید فرمانبردار خوبی باشیم، قانون همین است؛ یک فرمانده خوب ابتدا فرمانبردار خوبی بوده و از مسیر آموزش و تجربه به جایگاه فرماندهی رسیده است، فرمانبرداری در کنگره ۶۰ به ما چه میآموزد؟ وقتی وارد کنگره میشویم، به ما میگویند به شالدارها و کسانی که در حال خدمت هستند احترام بگذاریم، سیدیها را بنویسیم و آموزشها را دریافت کنیم. مهمتر از همه این است که منِ رهجو آموزشها را روی خودم کاربردی کنم و از هر سیدی نکتهای را برداشت کرده و در زندگیام به اجرا دربیاورم.
من از این فرمانبرداری یاد گرفتم که چگونه بهتدریج حکومت زندگی خودم را به دست بگیرم، زندگی من و خانوادهام نیز به نوعی نیاز به فرماندهی دارد؛ اینکه بتوانم مسئولیت زندگی خودم را بپذیرم و در جایگاه یک مادر، فرزندانم و زندگیام را بهدرستی مدیریت کنم.
زمانی که خودم زندگیام را رها کرده بودم، مسافرم هم به نوعی رها شده بود و همینطور زندگی را ادامه میدادیم، وقتی وارد کنگره شدیم، کمکم فرمانبرداری و آموزش را یاد گرفتیم و امیدوارم در آینده بتوانم با خدمت کردن، به جایگاهی برسم که فرمانده خوبی باشم، استاد امین در ادامه صحبتهایشان میفرمایند: فرماندهی دو صورت دارد؛ صورت آشکار و صورت پنهان.
صورت پنهان فرمان دادن به درون خود انسان است؛ مثلاً اینکه من بتوانم به خودم فرمان بدهم یک لیوان را از روی زمین بردارم یا زمانی که تشنه هستم، برای نوشیدن آب اقدام کنم، اگر بتوانم در درون خودم فرماندهی داشته باشم و فرمانم را به اجرا دربیاورم، میتوانم این توانایی را در بیرون از خودم نیز نشان دهم؛ بنابراین ابتدا باید فرماندهی در درون خودم شکل بگیرد و آن را کاربردی کنم.
مصرفکنندهای که مدام تحت فرمان مواد است، بهتدریج اختیار و فرماندهی جسم خودش را از دست میدهد، مواد به او فرمان میدهد که چه زمانی مصرف کند و چه زمانی نکند، در مراحل شدیدتر حتی ممکن است فرد نتواند به سادهترین نیازهای جسمی خودش رسیدگی کند، همانطور که آقای مهندس میفرمایند: مصرفکننده حتی نمیتواند آب دماغش را بالا بکشد.
شاید در ابتدای مصرف اینگونه نباشد و فرد تصور کند که خودش کنترل زندگی و کارهایش را در دست دارد؛ اما با گذشت زمان این مواد است که به او فرمان میدهد، بعد از درمان فرد بهتدریج دوباره فرمانده جسم خودش میشود، در سفر درمانی نیز همین اتفاق میافتد، مسافر با مصرف شربت OT در ساعت مشخص، در واقع به بدن خودش نظم و فرمان میدهد، سلولهای بدن نیز از این نظم پیروی میکنند تا خودشان را بازسازی کنند، به تعادل برسند و در نهایت درمان و رهایی اتفاق بیفتد.
در لژیون جونز نیز همین موضوع برای من بسیار ملموس بود، من اضافهوزن داشتم و برایم خیلی سخت بود که گرسنگی را تحمل کنم، هر زمان گرسنه میشدم، باید چیزی میخوردم و تقریباً همیشه چیزی در دهانم بود، اصلاً توجه نمیکردم که غذایی که میخورم برای بدنم مفید است یا نه. این مسئله حتی روی سیستم عصبی و آرامشم هم تأثیر گذاشته بود و زود عصبی میشدم و تحمل گرسنگی برایم دشوار بود، وقتی سفر جونز را شروع کردم، بهتدریج یاد گرفتم که خودم فرمانده جسمم باشم؛ امروز من هستم که به جسمم فرمان میدهم چه زمانی غذا بخورم، چه زمانی غذا نخورم و چه مقدار غذا بخورم.
به نظر من، فرماندهی یعنی اینکه انسان اختیار و مسئولیت جسم، افکار و زندگی خودش را به دست بگیرد؛ و این جایگاه، بدون آموزش، فرمانبرداری و عمل به دانستهها به دست نمیآید.
در ادامه اهدای تقدیرنامه لژیون سردار


مرزبان کشیک: همسفر معصومه و مسافر علیرضا
تایپیست: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهاردهم)
عکاس: همسفر سپیده راهنما تازهواردین
ویرایش و ارسال: همسفر شهلا رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دهخدا قزوین
- تعداد بازدید از این مطلب :
174