English Version
This Site Is Available In English

هر جایی که مسئولیتی هست، فرماندهی هم وجود دارد

هر جایی که مسئولیتی هست، فرماندهی هم وجود دارد

سیزدهمین جلسه از دوره هفتم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی ارگ با دستور جلسه (از فرمانبرداری تا فرماندهی ) با استادی مسافر غلامرضا و نگهبانی مسافر حسین و دبیری مسافر احمد روز یکشنبه مورخ ۱۵ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود :

خلاصه سخنان استاد :

سلام دوستان، غلامرضا هستم، یک مسافر.

در ابتدا جا داره از آقای مهندس و خانواده محترمشون تشکر کنم که این فرصت رو در اختیار من قرار دادن تا در این جایگاه خدمتتون باشم. از شما هم تشکر می‌کنم که به من اجازه دادید در این جایگاه صحبت کنم.
دستور جلسه امروز درباره سرمایه‌گذاری هست؛ چیزی که در وجود انسان‌هاست. انسان‌ها کلاً آموزش‌پذیرند؛ آموزش می‌گیرن، به جایگاه‌های بالاتر می‌رن و تجربه کسب می‌کنن.
یکی از خواسته‌هایی که انسان‌ها دارن، فرماندهی هست و لازمه‌ی فرماندهی، فرمانبرداریه. یعنی کسی که بخواد یک فرمانده خوب بشه، باید فرمانبردار خوبی باشه. این موضوع در هر پستی، در هر اداره‌ای و در هر مکانی صدق می‌کنه؛ چه در دنیای ما باشه و چه در جاهای دیگه، فرقی نداره.
خیلی از دوستان ما هستند که واقعاً باورپذیری‌شون با چشم بوده؛ آموزش‌ها رو با چشم دیدن، به جایگاه رسیدن و همیشه جلوی استاد خودشون فرمانبردار بودن و از استاد آموزش گرفتن.
شما الان وقتی می‌شی یک فرمانده، می‌دونی که باید به مردم خدمت کنی. وقتی اسم فرمانده میاد، شاید ذهن ما بره سمت پادگان‌ها، نیروی انتظامی یا جاهای مختلف؛ ولی در واقع فرماندهی در همه‌جا وجود داره. هر جایی که مسئولیتی هست، فرماندهی هم وجود داره.
آقای مهندس خودشون آموزش‌دیده بودن و واقعاً فرمانبرداری خوبی انجام دادن و امروز به این جایگاه رسیدن. به نظر من واقعاً یک فرمانده خوب هستند.
پشت این جایگاه و پشت پرده، آموزش‌های زیادی وجود داره. منِ مسافر الان خیلی راحت اینجا می‌شینم و از تمام امکانات آموزشی استفاده می‌کنم. این امکانات و این بستری که امروز در اختیار ماست، برگرفته از آموزش‌ها و تفکر و اندیشه‌ایه که آقای مهندس برای به وجود آوردن این سیستم داشتن.
جلسات کنگره همه‌شون پله‌پله و منظم، با تدبیر و تفکر خاصی چیده شدن. یعنی پشت این آموزش‌ها یک تفکر و اندیشه خاصی قرار گرفته.
مثلاً همین وادی‌ها رو اگر نگاه کنیم، می‌بینیم چقدر به هم پیوسته هستند. وادی اول با تفکر، ساختارها آغاز می‌گردد و در ادامه، مرحله‌به‌مرحله جلو می‌ریم تا به وادی‌هایی برسیم که در نهایت به عشق و محبت ختم می‌شن.
اگر مثلاً وادی اول رو می‌ذاشتیم جای وادی آخر و وادی عشق و محبت رو می‌آوردیم اول، اصلاً این مسیر درست شکل نمی‌گرفت. این‌ها پیوسته و پله‌پله کنار هم قرار گرفتن تا انسان به مرحله آخر برسه.
عقل می‌تونه انسان رو به جایگاه‌های بالاتر برسونه. هم می‌تونه در راه ارزش‌ها قرار بگیره و هم در راه ضدارزش‌ها.
چه خوبه که من اگر آموزش بگیرم و فرمانبرداری کنم، بتونم به یک جایگاه برسم و بعد اندیشه و تجربه‌ای رو که به دست آوردم، به مردم و هم‌میهنانم منتقل کنم؛ یعنی در راه ارزش‌ها خدمت کنم، نه در راه ضدارزش‌ها.
برای رسیدن به فرماندهی، راه سختی وجود داره. انسان هر کاری رو که واقعاً بخواد، با آموزش و تجربه می‌تونه انجام بده. تقریباً هیچ کاری برای انسان غیرممکن نیست، ولی باید زمانش رو هم در نظر بگیریم.
یک‌شبه نمی‌شه راه صدساله رو طی کرد. باید پله‌پله بالا بریم، کم‌کم آموزش بگیریم و تجربه کسب کنیم تا به اون جایگاه برسیم. ولی شدنیه.
علت اینکه یک فرمانده خوب از آب درمیاد چیه؟ علتش همون فرمانبردار بودنه.
مثل بچه‌های خودمون که از همون روز اول با چشم و گوششون نگاه می‌کنن و یاد می‌گیرن. انسان هم همین‌طوره. وقتی آموزش‌ها رو می‌بینه و از استاد خودش فرمانبرداری می‌کنه، کم‌کم خودش هم می‌تونه یک فرمانده و یک خدمتگزار خوب بشه.
انسان همیشه برای رسیدن به جایگاه بالاتر، یک هدف داره. مثلاً می‌گه من می‌خوام فرمانده بشم؛ این خودش یک هدفه. برای رسیدن به اون هدف، باید دانایی داشته باشیم؛ مخصوصاً دانایی مؤثر.
جلسات کنگره به هم ربط دارن. هر جلسه یک دانایی به ما می‌ده و این دانایی‌ها در کنار هم قرار می‌گیرن و تبدیل به دانایی مؤثر می‌شن. امروز هم دستور جلسه ما، «فرمانبرداری تا فرماندهی» هست و این موضوع کاملاً با آموزش‌های قبل و بعد خودش ارتباط داره.
اگر من امروز تلاش کنم، می‌تونم در هر جایگاهی که هستم رشد کنم. می‌تونم یک مکانیک خوب بشم، یک دکتر بشم، یک مهندس بشم یا در هر حرفه‌ای که انتخاب کردم، به جایگاه بالایی برسم.
مثلاً اگر من چند سال در کنار یک استاد مکانیک باشم و ازش آموزش بگیرم، کم‌کم تجربه کسب می‌کنم و می‌تونم خودم استاد بشم. یا اگر درس بخونم، می‌تونم دکتر یا مهندس بشم.
چه خوبه که این آموزش‌ها رو در عمل به کار بگیریم و بتونیم باهاشون به جامعه خدمت کنیم.
جمله‌ای از استاد امین هست که خیلی جالبه. می‌گه:
«من از جنس کسی می‌شم که از او فرمان می‌گیرم. اگر فرمان الهی را اجرا کنم، به سمت پاکی‌ها و زیبایی‌ها می‌روم و اگر فرامین شیطانی را اجرا کنم، دقیقاً از جنس شیطان شده و در سپاه او خدمت خواهم کرد.»

این جمله به نظر من خیلی مهمه؛ چون نشون می‌ده فرمانی که ما می‌پذیریم، روی شخصیت و مسیر زندگی ما تأثیر می‌ذاره.
در نهایت باید بدونیم که فرمانبرداری درست، می‌تونه ما رو به فرماندهی برسونه؛ فرماندهی‌ای که اگر همراه با دانایی، تفکر و خدمت باشه، می‌تونه هم برای خودمون و هم برای دیگران مفید باشه.
از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید، ممنونم.

عکس و تایپ : مسافر حمیدرضا لژیون سوم

بارگزاری : مسافر احسان لژیون دوم

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...